![]() |
![]() |
|
| خیالت ساده دل تر بود و با من از تو یکرو تر"از شیوه حضورت پیداست که واقعه نزدیک است |
|
درود بر همه ی دوستان.من سکوت سهیل خلیل پور در این پست چند مطلب را به مخاطبان خوبم می گویم. بیلید از خوبها شروع کنیم و..البته همه خوب هستند.
برای خانم ملک:از لطف شما و روشن کردن فکر خاموش من با کامنت پر ارزشتان کمال تشکر را دارم.چنانکه می بینید دوستان عزیزی که نمونه ی آن خانم فرزانه که همیشه منتظر کامنت ایشان چون شما هستم از من رنجیدند و حق داشتند همه ی دوستانی که در دو یا سه پست آخر امیدشان را از من بریدند.فقط به هدایت و روشنگری شما دوست و همکار بزرگوار بود که حالا با همان جسارتی که دوستان را ناراحت کردم و جسارت بدی بود و این جسارت اما عمیق و درست و بدون شرمندگی است به همه ی ان دوستان می گویم من هنوز هم معتقدم که آزادی ایشان بهتر از دربند بودن است. اما من به عمق ماجرا نگاه جرف نداشتم.نگاه بسته بود و آزادی خواهی برای این دو از روی هنردوستی و همانطور که گفتم به عنوان هنرمند با نام هنر با نام هنرمند عادل و فکور ارد بزرگ برای هنرمندی دیگر بود. اما پشت این آزادیخواهی فکری نبود.تفکر دیروز من اشتباه بود و تفکری که به مدد تشریحات و هدایت درست سروران و خصوصا فکر کردن به مصاحبه ی ارد بزرگ به نتایجی رسیدم که حالا اگر شرمسار هم بودم با افتخار می گویم که من از انتقاد ترسی ندارم و انتقاد درست را می پذیرم و منطق را جایگزین احساس می کنم و اگر اشتباهی در فکر و اندیشه ی دیروز من بود بدون خجالت می گویم که اشتباه فکر کردم و حالا به مدد تفکر هوشمند و هدایتی از روی مهرورزی که اگر نمی شدم بیشتر لطمه به خود و هم مخاطبم و هم خود مانا و مهرداد می زدم امروز با خواستن آزادی برای مانا و مهرداد به خاطر دربند نبودن کسی خواهش می کنم که همه ی کسانی که بسیار از این موضوع به ضاهر ساده اما به هر نحو بسیار بد لطمه خوردند و عذاب کشیدند و حتی کار..مرا ببخشید و اما هنوز هم خواستار آزادی ایشانم. برای فرزانه ی خوب که همیشه منتظر کامنتهای شما هستم: بله شما درست می گوئید.متاسفید برای وبلاگ من.که تا دیروز درد دلهای نگفتنی اتان را به من گفتید و من از این همه خجل شدم.متاسفید برای تیره دیدن.برای سیاه نوشتن . و من اگر هم تا دیروز نمی دانستم عمق ماجرا تا کجا پیشرفته بود حالا با هدایت و توضیح دوستانم نه به طور صریح و محکوم کردن کسی بلکه فقط اشاره ای از روی خرد و اینکه من در جریانات همسایگان مرزی نبودم و سالها هم از این موارد و مصائب و مسائل دور بودم به اشاره ای به تحقیق پرداختم.و آن اشاره امروز می گوید من سهیل سکوت آلفرد دکتر خلیل پور و هر نامی که دارم اشتباه رفتم اشتباه فکر کردم و مثل خیلیها از گفتن اشتباه و اقرار آن اصلا باکی ندارم که اگر همینگونه پیش می رفتم و امروز اشتاباهاتم را نمی گفتم و طلب بخشش از همه ی داغ دیدگان و ...نمی کردم حالا چه می شد؟حالا .اقعا چه می شد.شاگردان و هنر جویان عزیز من.هیچ استادی را بت نکنید چنانکه زیاد مرا به لطف خود و عشق آزادی مطلق دانستید و بارها گفتم که من معلمم و استاد کسی است که با یک جریان فکری با همه ی مواردی که دارد راه را از بیراه به راحتی می شناسد که من نشناختم و شما اگر مرا بت می کردید امروز نقد نمی کردید بر فکر من.آفرین بر شما که از معلمتان این لوحه را آموختید که هیچ انسانی را بت نکنید و چه خوب هم آموختید.فرزانه ی عزیز من همانطور که گفتم از شما هم مانند هنرجویانم عذر می خواهم. و حق را به شما می دهم فرمودید که مهرداد؟مانا؟ شما می دانید جرمشان چیست؟ و من به شما فرزانه ی عزیز می گویم که نه من نمی دانستم. اما دیروز از احساس خواستار آزادی بودم برایشان و امروز از روی عقل و اما همان منطقی که من و شما خوب می دانیم که چیست و چه دردآور است برای هر دربند و اسیری که وابستگی خانه و خانواده را دارد.من این کاریکاتور را محکوم می کنم و برای مهرداد و مانا طلب آزادی می کنم.اینگونه که دیگر خجل نیستم.آزادیخواستن برای هر دربندی را شما از من که..هم بهتر می فهمید و درک می کنید که من از شما درسها آموختم آنچنان که از اساتیدم در این چند روز آموختم و با وجود ناراحت کردنشان اما هیچ یک حتی کوچک شرری نرفتند و نگفتند جز اشاره ای که راه را بیابم.و این عدل و خرد و درستی و بزرگی است. برای جعفر معروفی دوست و استادم:استاد من. عذر مرا بپذیرید.من در این مدت بارها افکاری به ذهنم آمد که شاید کمی به من حق بدهید.من از شما بابت اینکه بزرگواریتان را در این جریان هم اثبات نمودید و زودتر به منه کم سر زدید کمال تشکر را دارم.شما برای من مثل سیامک عزیز و دیگر دوستان و بزرگواران نمونه ی کاملی از عدل و عدالت و درست اندیشی هستید.عذر و تشکر. ارد بزرگ: فقط می توانم خواهش کنم مرا ببخشید .چرا که ندانسته قضاوت کردم و پستی نوشتم که حالا شرمسار آن هستم. من از بابت آزادی خواستن برای مانا و مهرداد شرمنده نیستم.از اینکه چرا ندانسته قضاوت کردم و آزادی خواستن من از روی احساس بود و امروز از روی منطق شرمنده ام.افکار انسان گاهی چنان پریش می شود که نمی تواند کنترل کند. در همین کوتاه که آمدم چیزهای عجیب زیاد دیدم و ندانستم که عجایب هم برای خود خیر و شر دارند.من درس شکاکیت نسبی و قشریگری و روشنفکری و شکستهایش را به شاگردان و هنرجویانم می دادم بی آن که ... و خود در این خاک در کوتاه زمانی شکاک شدم و بی اعتماد.اما شما با علم و آن صبرتان نمونه ای از درسهای من هستید.شما سمبل حرفهایی هستید که من فقط آنها را بازگو می کنم. رطب خورده منع رطب کی کند؟ و یک جواب مانده که می خواهم با اشاره به کامنتی در پستم به نام مانا و مهرداد آزاد می شوند؟ اگر؟ همه عدلشان چون استاتدم ارد باشد. در این پست کامنتی وجود دارد با نام مدیریت نشریه فرهنگ و هنر..شهرستان.. چندی پیش سرکار خانم مهری بلوری مصاحبه ای را خواستار شدند که پذیرفتم.متن همه ی مصاحبه های ان هفته به دلیل تحقیقی خانم بلوری که مقیم دیترویت هستند احتمالا یکی بوده و مربوط به هنرمندان و هنرجویان و اساتید هنر و بانیان هنر و همه ی کسانی که به نحوی با اداره ی فرهنگ و ارشاد رابطه دارند.که در ایران همه باید برای اثر و نشر آن هر هنری که باشد به اداره مذکور مراجعه کنند. این کامنت از طرف یکی از مسولین و بانیان فرهنگی یکی از شهرستانهاست که به دلایلی شخصی نام نمی برم.با توجه به این کامنت که از چند کامنت قبل شروع می شود و نتیجه ی گروه یا اولین گروه واقعی اپرا در ایران به مدت ۶ ماه تمرین هر روزه و ۵ ماه تمرین ۳ روز در هفته ی این گروه که همه از دانشجویان دختر و پسر رشته ی موسیقی بودند به آهنگسازی من و متن زیبای چند اپیزود از داستان شاهنامه بود. که من با تنظیم ان و ۷ کارشناس موسیقی و ۲ اپرا شناس واقعی که همه ی هنرمندان ایشان را می شناسند و به خواسته ی خودشان نام نمی برم و گروه ۵۰ نفری ما و سالن در همان اداره فرهنگ شهرستان مذکور بود.جواب ایشان را که از من خواسته اند زودتر جواب بدهم که آیا اجرا می کنم یا نه را با توجه به نزدیک بودن سوالات خانم بلوری به این موضوع کع من خیلی شرمنده ی ایشان هستم از بابت اینکه کمی دیر شد و ..در پست بعدی مصاحبه ی مهری بلوری که خود هنرمند هستند و وطن دوست را با من و جوابی که در پست و کامنت هم هست بخوانید. متشکرم. و باز هم ... |
|
+ ستاره کدام آسمان
سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:45 توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts |
|
|
من آلفرد-سهیل از سو تفاهمی که بین من و دوستان عزیزم پیش آمد معذرت می خواهم و مشکل این است که گلایه ای را که آن هم زائییده ی سوتفاهمی دیگر بود را با اینکه همیشه توصیه می کنم که القاطی سخن نگوئید و ننویسید خود اینبار به القاط نوشتم. البته گلایه ی من و سو تفاهمی که پیش امد را هنوز حق به خود می دهم اما با روشنگریهای سرکار خانم ملک در این مورد به نتایج خوبی رسیدم. امیدوارم که استاد بزرگم ارد شرکا و دیگر دوستان و همکاران که افتخار داشتم با آنها همکاری کنم مرا ببخشند.اما نیش سخن من نیشی از بد کرداری نبود بلکه از ناراحتی عمده برای اینکه دوستان نامبرده به دلایلی که حالا با شرح مفصل آن توسط خانم ملک کاملا مردود شده و من باز هم شرمنده ایشان و همه شدم خصوصا استاد ارد.اما من آزادی مانا و مهرداد را خواستارم و از استاد ارد خواستار کمک و پیشنهاد در این مورد شدم چون هنوز در سایت و یا وبلاگی دفاع از مانا و مهرداد را ندیدم که با کمک بتوانیم گامی برای این دو برداریم.هرچند که اشتباه کرده باشند و دیدیم که مانا بارها عذر خواست و..اما بلوائی که پان ترکها و ...استاد ارد خود از همان اول تدبیر درست اتخاذ نمودند که اندکی می دانستم اما حالا با توضیحات خانم ملک آگاه شدم.از همه نامبردگان در پست گله گذاری من که با القاط شدن با موضوع مانا و مهرداد حالت بدی در سخن و نوشتار به خود گرفت و مرا حالا شرمنده ی شتابزدگی ام کرد عذر می خواهم و می گویم که در مورد مانا و مهرداد از شما کمک می خواهم که شما خود کمک بزرگی هستید و از دوستان جوان و آگاه. و اعلام می کنم من هیچگاه نگفتم از قافله ی ارد نیستممن گله ام چیز دیگر بود.
دوستانی که مایلند ادامه این مطلب بلند را در اینجا بخوانند یعنی وبلاگ صبا که دوست خوب من است و وبلاگش به مدیریت وبگروه من در آمده و خود نیز قلم شیوائی دارد.و اما مردی دیگر اینکه دوستانی که می خواهند خصوصی با من حرف بزنند به غیر از ایمیل من در هر صفحه که ۳۰ پست دارد ۳ یا ۴ پست با نظر بعد از تائید می گذارم که در آنجا منتظر نظر یکی از دوستان همیشه هستم و می داند که همیشه منتظر نظر اویم در هر پست و یا حرف و درد دل .به هر حال در این پستها شما نظرتان اگر بخواهید نمایش داده می شود و اگر اجازه ندهید پس از خواندن حذف می گردد.به طور مثال در این پست و در ۳ پست دیگر در همین صفحه.در ضمن باقی این پست را در همانجا کلیک کنید تا وبلاگ باز شود و ادامه مطلب را بخوانید. با تشکر از همه و عذر مجدد از یاران و اساتید و دوستان و به امید آزادی هر چه زودتر مانا و مهرداد و همه ی دربندها. دکتر سهیل خلیل پور(آلفرد فرانچسکووی) |
|
+ ستاره کدام آسمان
یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 10:33 توسط دکتر آلفردو طبری"سهیل" |
|
دوستان من مثل هر دفعه که از آزادی یک هنرمند و یا نقد کارهای بعضی از سازمانها و یا مقالاتی که به ایشان کام را بد کند دچار مشکل شدم.هک کردن فقط اینی که شما می شناسید نیست بلکه هکرها دسته بندی شده اند.مثل هکر واکر.مثل ویروسها که دسته بندی می شن.اسب تروی بلاستر و..این نوع هک مثل تروجان جاسوسی می کنه و با روبوت عنکبوتی مرورگرش که به کلمه حساسه در چند صدم ثانیه تجزیه تحلیل دادن اطلاعات از نوشته ها البته نه در مدیریت بلکه در خود وبلاگ و یا دست در پستها و نظرات بردن.حالا مثل دفعات قبل باز هم دچار مشکل جدیدی شدم که نمی شه نظر داد.البته شاید دوستان اشتباه کردند.اما اگه شما هم نتونستید به آدرس وبلاگ زیر رجوع کنید.در ضمن ۴ پست آخر منو حتما بخونید. خوب مدیریت هم با اینکه ما به وعده ها و امضا اول کار عمل کردیم مثل همیشه جوابی نداره برای تعهدی که در حفظ حریم شخصی داده. شاید...یاد پرشین بلاگ و پرشینلوگ به خیر که من از فرانسه و ایتالی اونجا مطلب می نوشتم و با کوچکترین موردی مدیریت همه ی کارها رو درست می کرد و واقعا در کامنت و ای میل جواب می داد.
اگر موفق به گذاشتن نظر در این وبلگ نشدیداینجا را کلیک کنید و نظرات رو در این وب بگذارید این وبلاگ با نام صبا و کمک صبا به من با آدرس اینترنتی زیر که شاید عنوانش عوض بشه مثل همین وب در مواقع ضروری جای امن منه می تونید هم به این وب و هم به وبلاگ صبا سر بزنید. و آدرس http://mansaba.blogfa.com به نام من دکتر آلفرد(سهیل)سکوت در خدمت شماست. با تشکر از صبا و همه ی شما در دفاع از هنر و هنرمند.به امید روزی که هیچ دربندی رو چه هنرمند و چه سیاسی و غیره نبینیم.جرم یک پدیه ی اجتماعی روایت می شه اما به نظر من جرم در ایران تعریف نداره که بشه اصلا گفت کی مجرمه و کی نیست |
|
+ ستاره کدام آسمان
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 3:13 توسط دکتر آلفردو طبری"سهیل" |
|
|
اولین آسمان این شب کبوتر نامه بر ستاره های قبلی |
| درباره آسمان شب من |
اینجا-ایران - است و خانه ی 8لوگ و مدیریت.و خانه 8لوگ با اعضای قبلی هنوزفعال است .این وبگروه به سردبیری و مدیریت من و با مسولیت من به شکستهای روشنفکری ایران و جهان و همچنین در زمینه ی ادبیات ایران فرانسه ایتالیا افغانستان روسیه آمریکن به طور تخصصی و ادبیات جهان از جمله ترکیش و آفریقا و تثبیت ژانرهای مختلف هنری در هر شاخه ای به صورت گروهی و ترجمه متون و مقاله های خود در نشریات معتبر اروپا و کالج های پادووا و پاریس و به صورت گروهی به عکاسی فتوبلاگ و تحلیل سیاسی و معرفی بزرگان ادبیات جهان می پردازم.درضمن غیر از گروه وبگروه اینجا ایران است 8 وبلاگ دیگر هم با نام 8لوگ پایگاه هنری در اینجا مدیریت می شود که هر وب تخصصی روی یک موضوع هنری کارمی کنندو بیشترشان از دوستان کالج ایتالی یا فرانسه هستند که همه مدرک دکتری گرایش خود را گرفته اند.به زودی سایت 8لوگ هم راه اندازی می شودکه 8لوگی های نویسنده که بیشتر خارج از مرز هستند در سروری خصوصی توان دسترسی به مدیریت را داشته باشند.غیر از آن سمبل 8لوگ استاد بزرگ "ارد شرکا" هم با مدیریت خانم ملک بر همه ی وبهای استاد که 8لوگ هم همه کوچک قدمی برای استاد است تا خود ما نیازهامان را بر اورده سازیم و معنی هنر واقعی را دریابیم و وبهای استاد و خبرگزاری هم در آنجا سرور می شود اما فعالیتش در همه ی محیطهائی که حالا هم فعال است می ماند.با تشکر از همه ی دوستان .مدیریت خانه 8لوگ اینجا-ایران-است."دکترسهیل خلیل پور"
........................................... کلیه ی مقالات قدیمی این وب درآرشیو ثبت رسمی شده اند و شامل قانون کپی رایت فرانسه و ایتالی می شوند و بقیه ی مطالب این وب و همه ی وبهای 8 از اشعار ترانه و کلیه ی موضوعات بادرج درخبرگزاری اردبزرگ توسط خانم ملک ثبت شده اند و استفاده کل و یا قسمتی ازنوشته ها بدون اجازه یمدیریت و ذکر نکردن منبع و ماخذ پی گردقانونی خواهدداشت. |
| هم اندیشان هم آغوشان |
|
آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts دکتر آلفردو طبری"سهیل" شرمین کلنجار حنائی(عکاس رسانه) علیخوانی(دبیر سرویس شعر) دکتر محمد صدر(تاریخ ادبیات) پانته آ(ادبیات فرانسه و مترجم) |
|
RSS
|