![]() |
![]() |
|
| خیالت ساده دل تر بود و با من از تو یکرو تر"از شیوه حضورت پیداست که واقعه نزدیک است |
|
دوستان عزیز درود بر شما.
میلاد باسعادت امام حسین سرور ازادمردان و شهیدان و هم میلاد مسعود و خجسته ی با وفا برادر عالم ابولفضل العباس را به همه ی شما عزیزان تبریک می گوئیم. ۸ لوگ بسیار خشنود است که این ۲ عید را در ایران جشن می گیرد. این عید را به استادم ارد شرکا و همکارانم تبریک می گویم. و بر همه ی دوستان اهل بیت و هم پیوندیها ی ۸ لوگ. ما در هفته ی بزرگ داشت استاد مسعود کیمیائی قولی که دادیم را فراموش نکرده ایم و به امید همین امروز آن را می نویسیم. خوش باشید از این پرواز الهی و مست از بوی ناب بهشتی دو امام. |
|
+ ستاره کدام آسمان
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 16:22 توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts |
|
|
دوستان همراه درود.هفتهء استاد بزرگ در سینما و سینماگری و کارگردانی استاد
مسعود کیمیائی را به شما عزیزان شاد باش می گوئیم. اما امروز ۴ شهریور ماه است و در شمسی ۱۳۶۹ در همین روز استاد بزرگ شعر معاصر ایران٬ شاعر اسطوره ها و شاعر سنت گرای نیمائی پروازی همیشگی کرد. ۸لوگ ٬ ۱۰۰وبلاگ خداوندگاران هنر٬ لینکی ٬ خبرگزاری های ارد بزرگ و سایتهای هواداران و هم نویسندگان و چند وبلاگ دیگر همه یک مجوعه هستند. اما مجموعه هائی که نه از اول برنامه ریزی شده پیش آمدند و نه کسی پیشنهادی در این مورد داد. در واقع پس از اولین حمله و ترور شخصیتی استاد بزرگ ارد شرکا که امکان پذیر نمی باشد و دیگر هیچکس را یارای بی ادبی و حرفهای بی سرو ته راجع به این مرد نیست ٬ همه ی ما که چشمانمان باز بود و متانت این بزرگوار و آثار ایشان را می ـ دانستیم به صورت خودکار به دفاع و حمایت از ایشان بلند شدیم. و ناگفته نماند بلاگرها و نویسندگان خوبی که در ۲ روز اول نشان دادند که آگاه هستند.و این شد مجموعه ای پربار از یک هجوم که شاید الان به خودش و کارهایش می نگرد و لعنت می کند خودش را که این هنرمند بزرگ فقط آثارش اذیتش می کرد چرا که توان استاد را نداشت و اما حالا با کسانی طرف است که همگی با هم اجازه نمی دهند هیچ هنرمندی از خاطر برود و یا هنرمند نمائی بخواهد جوانان هنر دوست را از راه به در کند. این شد حکایت مجموعه ی حامیان هنرمندان که دستهایشان محم به هم گره خورده این هفته هم هفته ی بزرگداشت استاد کیمیائی است از روی لیست. و همانطور که گفتم امروز اما یک روز است و ما به دلیل اینکه در مورد هر هنرمندی در ۱۰۰ وبلاگ به اندازه ی کافی مطلب وجود دارد امروز را به استاد اخوان و از پست بعد به استاد کیمیائی می پردازیم و در مورد استاد مسعوود کیمیائی به دلیل اینکه در شرح کارها و طرز کارگردانی ایشان تحقیقاتی داریم و هم به طور کارشناسی شده در مورد بازی گرفتن ایشان مطلب نیست و ما که همه یک مجموعه ایم کارشاس سینمائی ایرانی نداشتیم و حالا داریم در این یک فقره مطالب جالبی از بازیگرفتن از بازیگران توسط استاد کیمیائی و انتخاب بازیگر و عوامل مواردی را برایتان می نویسیم ................................................................ استاد مهدی اخوان ثالث را شاعر آرکائیسم و اسطوره ها می خوانند. البته پیوست سبک خراسانی و نیمائی که البته زبان و ساختار و قالب و غالب شعر امید با دیگر نیمائیان فرقهای اساسی دارد استاد اخوان را می توان از جمله شاعران برتر معاصر و شاید برترین شاعر معاصر دانست. سبک خراسانی بسیار به سبک هندی نزدیک است.برای آشنائی می توانید به کتاب دیوان صائب تبریزی رجوع کنید و اشتباه بسیاری از اقایان که این دو سبک را یکی می دانند را از اشعار هندی صائب بفهمید. اما هرچند که خود نیما "اسمعیل شاهرودی " را تنهاشاگرد خلف خود می داند به نظر می رسد که نیما نتوانسته بزرگی شعرهای اخوان را دریابد و یا عمرش کفاف نداد. چرا که تضاد در اشعار اخوان در اوایل کارش بسیار است. شاعر اسطوره ها و از جمله شاعرانی که تحت تاثیر کودتا شعرشان رنگ دیگری گرفت تضاد شعریش را به وضوح می شود دید و اما رسیدن به سبک خاص زود نما یانگر شد. تضاد شعری اخوان را در اوایل و اواسط و اواخر عمر شاعریش همین بس که در مثنوی "باس ببشخین" که اوج حلات مستانه و کودکانه و صمیمانه در خلوت خوشباشانه و انوهگنانه ی او می باشد.در بیتی می گوید: "چنان مستم که لیم لیم لیم لا لام لام دیدیم دیم دیم دیدیم دیم دیم دادام دام لبی تـــــــر می کنم تر تر ترینـــــــــــا و سر سر می کنـم سر سر سریینا " می بینید که اصلا ان اخوان سنت گرا با آن دایره واژگان خصوصی که هرکس بخواهد از واژه های ترکیبی ساخت او و هم موسیقی شعر او استفاده کند دقیق مشخص است خبری نیست و اخوان آرکائیسم زمستان و ارغنون هنوز ساخته نشده است. البته کودتا و هم مرگ دخترش در رودخانه و مواردی دیگر که کم و بیش می دانید و زندانی شدن او به طور مکرر و هم تاثیر کودتا و هم مصدق عزیز و دوستان از دست رفته چو گلسرخی و دانشیان از "م.امید" شاعر ناامید را ساخت. آنگاه بود که اخوان شعرش رنگ و بوی دیگر گرفت.اخوان دیگر شاعر مستیهای کودک سرخوش نبود.اخوان شاعر زنجیرها شد.نا امید شد و به گفته ی خودش : بیزارم و بیزارم بیزار نومیدم و نومید نومید هر چند بخوانند امیدم. به نوعی می شود اخوان را حافظ شعر نیما دانست و اخوان را تعالی بخش شعر نیما دانست و اگر اخوان نبود شعر نیما به جاهای دیگری می رفت . می بینید که رفته است و اگر نیما شاهرودی "آینده" را تنها شاگرد خلف خود خواند تنها دلیلش این است که نیما خان زاده بوده است و در ولایت یوش که نزدیک بلده و از توابع نور مازندران و بیشتر طبرستان مازنی است خاندان اسفندیاری همه خان و خانزاده هستند. اما نیما با وجود اینکه خود را از این مورد دور می داند اما ذاتا" یک نوع رفتار پدرگونه داشت.پدرش بسیار مخالف شاعری نیما"علی "بود و وقتی نیما که اغلب اخم داشت و گهگاه طنزهائی زیرکانه می گفت خود می گوید :وقتی از شهر تهران به یوش آمدم و همه ی ایران حالا دیگر مرا می شناختند و همانان که از آغاز مرا مورد انتقاد شدید قرار داده بودند نیز نوگرا شدند پدرم قبل از جواب سلام دادن به سلام من گفت :شنیده ام در تهران حافظ شدی.؟ "و منظورش از حافظ شاعر بوده " به هر حال این رفتارها در نیما بوده و همین موجب شد تا شاهرودی را که همیشه گوش به فرمان بوده و به نظر من حتی از ابتهاج و استاد براهنی و رویائی و همه ی شاعران نو گرا و سپید پائینتر است را بالاتر بداند .اما اخوان نشان داد قدرت بازی و هم اعجاز موسیقی شعرش می تواند تن را بلرزاند. البته سنتگرا بودن اخوان را می توان به یک نوع جهانبینی هم نسبت داد که به حال و هوای سیاسی مملکتش به غیر از مرگ دخترش و هم مصدق دانست و آن نگاه امید به حال و هوای وطن و تعالی وطن به سوی گذشته گان و نیاکان است که امید آنها را در خطر می بیند و همه ی آرمانهایش بازگشت به خانه ی" نیا"ست و خود می گوید ( ...خوشا وقتی جامعه ما به سوی ثروت طبیعی"سلام بر مزدک بامدادان نیشابوری" و به سوی خانه ی پدری "درود بر زرتشت سپنتمان سیستانی" بازگردد. بدون هیچ حاجت به بیگانه اعم از روس یا پتروس ٬ مارکوس یا آنجلیوس ٬ لینالینوس یا استالینوس و حتی مائینوس چینانوس...") و امید حتی خود اعتراف دارد در اواسط دوران شاعری بر او بعثتی اتفاق افتاده که همانا آشتی زردشت و مزدک در دل و دنیا ی اوست. و جز درود بر اینان و نیز بودا هیچ شعارش خوش نیست. هرچند که امید بر این انتقاد که مسلمان زاده بوده گفته است : بله هستم و مسلمانم اما قبل از آن که "نیا" مسلمان شود ایرانی بوده و ایرانی بودم و افراط بر این سخن بر همگان آشکار است و این فلسفه و عقیده بر همگان آشکار است اما خیلی ها یا می ترسند بگویند و یا نمی فهمند و درست نمی گویند: بجوئیم و بیابیم کهن گمشده ها را وزاین خانه برانیم به زورآمده ها را گرامی بشماریم چو جانها همه "گان"ها دگر ره بگشائیم به شادی"کده ها"را عزیزان و دوستان از اینکه می گویم خیلی ها می ترسند و خیلی ها..منظورم را شفاف بیان می کنم. بسیاری از بزرگان اخوان را بهتر از من و شما می شناسند اما چرا اخوان رار درست تصویر نمی کنند نمی دانم.شاید به دلیل زبان شعری و به قول خودش پلی بین سنت و نو که همه ی شاعران نو را به عقب راند و شاید هم مقصر ناشرانی هستند که مقدمه نویسانی را انتخاب می کنند که سفارشی مقدمه و شناسنامه می نویسند بر کتاب و شخصیت. همه ی ترکیبات اخوان مشخصه ی این است که او بسیار از حمله ی عربها و اجمها ناراحت است و اینکه اخوان بسیار بر تاریخ نگاری درست ایران حساس بوده است و نادر و اسکندر و همه ی نامهای افسانه ها و فسانه ها را می توان در آخر شاهنامه به درستی دریافت. و دلیل دیگر نفهمیدن بسیار کسان از اخوان است طوری که همه می خواهن نوعی اخوان آرکائیسم زبانی دیگر بتراشند. اما مهدی اخوان ثالث با این نوع خاص از دید و سرایش گوئی بسیار پیشتر از نیما می زیسته است و رابطه ی راستین بین شعرهای کلاسیک و نیمائی هموست . اگر چه امید پس از نیما می زیست. در آخر امید پس از سالها عرق ریزی روح* در شمسی این روز از ۱۳۶۹ دعوت مرگ را با لبخند لبیک گفت و با اثاری چو ارغنون٬ آخر شاهنامه ٬ زمستان ٬ از این اوستا و اثار خوب دیگری که به یادگار گذاشت همیشه جاودان می ماند. *عرق ریزی روح را از ویلیام پارکنر وام گرفتم. عزیان این برای سالروز پرواز امید بود. و اما در هفته ی بعد که هفته ی شادباش به خداوندگاران هنر در هنر شعر "م . امید" می باشد پنجره ای دیگر به سوی اشعار م .امید باز می کنیم تا دوستانی که مقدمه های پوچ خوانده اند شعرهای اخوان را به گونه ی پرش بخوانند و درک کنند . درود بر روان پاک استاد اخوان و درود هفته به استاد مسعوود کیمیائی . |
|
+ ستاره کدام آسمان
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 15:52 توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts |
|
|
شعری از دفتردوم پاریس آگوست ۱۹۹۹ میلادی-پس از سومین برگشت از ایران
"شمالی دریاست" خورشید خانم قصد داشت بچسبد به من هوس کرده بود دریا دنیای من را٬ محصول مشترک التماس وگریه وداد ٬ ــ شد ٬ قرآن وکاسه ء صبرمادر و دریا وحشتناک بود و شلوغ هوار می کشید ــ می خواست گاز بگیرد همه را ساحل از خجالت ماسه ماسه فرار می کرد و بلندگو : امروز دریا هفت پشت کلاک داره هوا بد جوری شلاو داره. خوره های دریا٬ دل به دریا زده بودند ــ دنیا هم. مات دریا و میخ ساحل رفت تو چشمانم یهو ئی دستانی بالاتر از سرش حالا خالی شد دریا ــ از دل به دریا زده ها کم آوردند و ـــ تیْ کــــــــــــــــــــــــــــــــــا ف تا رسیدم ٬ چنگ خورد روی صورتم یادگارش هست هنوز با دستهایی که با من حرف می زدند لختها ٬ مثل آفتابه و گلدان ـــ دنبال کلاه و عینکشان بودند فقط من ماندم و دریا خیلی با من بازی کرد ــ باور نمی کنی ! رفتم اون بالا از کره ٬ فقط دیوار چین مثل ماری معلوم بود باور نمی کنم ! عروسی کردند روح و جسمم ـــ ـــ سالها پیش ٬ دلم آب شد توی دریا خوراک ماهیها دوست داشتم مردم ده دقیقه پیش بودند روی کره من و تو ...لباسهایم را می کشید و پارو می کرد ساحل از رو می برد. (در خانه باز و مادربزرگ با قرآنش راز و نیاز) بابا سلام بی بی سلام از فردا غریقم در جهنمی آبی ــ تا در بازار ظهر دریا من و ساحل با هم درد و دلی چیزهایی گفت تابم برید ــ ــ در میان آنهمه خنده دستانم را مثل لاله پرچین کردم ــ ــ دور لب و لب را گل شیپوری ـــ دادم جیغ بیرون : آهای طلوع ٬ مرکز ٬ غروب همسایگان خونگرم خلیج شمالی دریاست مهمان حبیب خداست حال کنی ٬ حال می کند با ـــ حا ــ لــت پر رو شوی ٬ مهمانت می کند تـــــــــا همیشه ی خدا شرجی زدگانی که کورم می کرد کلاه و عینکشان ـــ ـــ گـیـر آورده بودند دیوانهء شان را با صورتهای خیس زار زار می خندیدند به من مثل حالا. "گمشدگان کاسپین هر ساله ۲ ٪ به آمارشان اضافه می شود" سهیل |
|
+ ستاره کدام آسمان
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 12:14 توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts |
|
|
اولین آسمان این شب کبوتر نامه بر ستاره های قبلی |
| درباره آسمان شب من |
اینجا-ایران - است و خانه ی 8لوگ و مدیریت.و خانه 8لوگ با اعضای قبلی هنوزفعال است .این وبگروه به سردبیری و مدیریت من و با مسولیت من به شکستهای روشنفکری ایران و جهان و همچنین در زمینه ی ادبیات ایران فرانسه ایتالیا افغانستان روسیه آمریکن به طور تخصصی و ادبیات جهان از جمله ترکیش و آفریقا و تثبیت ژانرهای مختلف هنری در هر شاخه ای به صورت گروهی و ترجمه متون و مقاله های خود در نشریات معتبر اروپا و کالج های پادووا و پاریس و به صورت گروهی به عکاسی فتوبلاگ و تحلیل سیاسی و معرفی بزرگان ادبیات جهان می پردازم.درضمن غیر از گروه وبگروه اینجا ایران است 8 وبلاگ دیگر هم با نام 8لوگ پایگاه هنری در اینجا مدیریت می شود که هر وب تخصصی روی یک موضوع هنری کارمی کنندو بیشترشان از دوستان کالج ایتالی یا فرانسه هستند که همه مدرک دکتری گرایش خود را گرفته اند.به زودی سایت 8لوگ هم راه اندازی می شودکه 8لوگی های نویسنده که بیشتر خارج از مرز هستند در سروری خصوصی توان دسترسی به مدیریت را داشته باشند.غیر از آن سمبل 8لوگ استاد بزرگ "ارد شرکا" هم با مدیریت خانم ملک بر همه ی وبهای استاد که 8لوگ هم همه کوچک قدمی برای استاد است تا خود ما نیازهامان را بر اورده سازیم و معنی هنر واقعی را دریابیم و وبهای استاد و خبرگزاری هم در آنجا سرور می شود اما فعالیتش در همه ی محیطهائی که حالا هم فعال است می ماند.با تشکر از همه ی دوستان .مدیریت خانه 8لوگ اینجا-ایران-است."دکترسهیل خلیل پور"
........................................... کلیه ی مقالات قدیمی این وب درآرشیو ثبت رسمی شده اند و شامل قانون کپی رایت فرانسه و ایتالی می شوند و بقیه ی مطالب این وب و همه ی وبهای 8 از اشعار ترانه و کلیه ی موضوعات بادرج درخبرگزاری اردبزرگ توسط خانم ملک ثبت شده اند و استفاده کل و یا قسمتی ازنوشته ها بدون اجازه یمدیریت و ذکر نکردن منبع و ماخذ پی گردقانونی خواهدداشت. |
| هم اندیشان هم آغوشان |
|
آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts دکتر آلفردو طبری"سهیل" شرمین کلنجار حنائی(عکاس رسانه) علیخوانی(دبیر سرویس شعر) دکتر محمد صدر(تاریخ ادبیات) پانته آ(ادبیات فرانسه و مترجم) |
|
RSS
|