تبليغاتX
اینجا ایران است
خیالت ساده دل تر بود و با من از تو یکرو تر"از شیوه حضورت پیداست که واقعه نزدیک است
درود بر همه.

مدتی نبودم و باید مرا ببخشید.

راستش دیشب داشتم به این فکر می کردم که چطور ما اینقدر عاشق ارد بزرگ هستیم.

برای یافتن جواب این سوالم به سراغ نوشته های ایشان و مرور کارهای گروهی مان رفتم.

دقیا" تا صبح به مدت ۱۴ ساعت کنکاش کردم.

بعد از دیدن و خواندن نوشته ها انگار سبک شدم.

مثل هر کس دیگری که همکارانی دارد و دوستانی و صحبتهای خصوصی به

سراغ حرفهای عزیزان فریبا ملک و جعفر معروفی و سایر دوستان که راهنمائی هایشان در من ایده های جدیدی برای خلق اثر افرید رفتم.

ما شاگردان ارد بزرگ واقعا" خوشبختیم.

و من این را صادقانه می گویم.

وقتی به حرفها و راهنمائی های سروران نامبرده نگاه می کردم علاوه بر

به یاد اوردن خاطرلت خوب بعد از این مشکلات می بینم موفق شذیم و

عشق به ارد بزرگ فقط یک حس نسیت بلکه ضرورتی است منطقی و هم

احساسی برای ما.

وقتی به حرفهای دوستان نگاه می کردم می دیدم چه دلیرانه و چه

پسندیده.

مردی که شاگردانش"جز من حقیر"این بزرگان باشند معلوم است که عشق

باید ورزید به او. دوستان من نگوویید غلو می کنی.

به این جهت پیشنهاد می کنم بهorod.ir یا orod-iran.blogfa.com سر بزنید.

ما شاگردان ارد بزرگ خوشبختیم.

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 18:21  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 3:31  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر همه ی دوستان.

مدتهاست که به دلایلی که کم و بیش می دانید به نوشتن نپرداختم.

شاید دوستان فکر کرده باشند ۸ بسته شده!

اما اینگونه نبود...................

گرفتار  خود بودم ..یا نه۱ را نمی دانم..اما گرفتار خود بودم توسط دیگران.

به هر حخال الان آمده ام تا از چیزی بنویسم که می دانم بیشتر دوستان مخاطب ۸ و هنر و ... همه شاید دوست داشتند این پست را می نوشتند.

صحبت با استاد بزرگ جهان ارد شرکا

ارد بزرگ و من شاید ساعتی یا چند ساعت حرف زدیم.

از هنر از اقتصاد از سیاست و همه چیز گفتیم.

البته ایشان کمتر حرف می زدند چرزا که من شاگرد بی ادبی بودم.

الان به خود می گویم کاش در این وقت من کمتر حرف می زدم تا ایشان

حرفهای زیبایشان را چون در بر ذهن بپاشند.

کلام موزون و تفسیری بی نقص از همه چیز و اطلاعاتی که فکر می کردم تازه است را با تحلیل از ایشان دریافت می کردم.

کاش شما هم آنجا بودید.

حالا بهتر می..

جالب است..هر روز که می گذرد و با هر استارت حرکت به سمت ایشان انسان را دگرگون می سازد.

صداقتی که کمتر دیدم. و لحنی که...

بیش نمی گویم چون در پست بعدی می خواهم به بعضی از ابعاد شخصیتی استاد بگویم تا دوستان خود بفهمند ندیده جذب شدن یعنی چه؟

 

بدرود و درود به ارد بزرگ.

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 23:22  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
                                      
 

سایت انجمن طنزآرایان ایران ( انجمن کاریکاتوریستهای ایران ) راه اندازی شده است

برای ورود بر روی تصویر زیر کلیک کنید

فریبا ملک

 

+      جمعی از وبلاگ نویسان ایران   |                                                                                                                                                                                 
+ ستاره کدام آسمان  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 22:5  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
کتابم را و مقلات ناتمام احسان را که قبل از گرفتار شدن تقریبا" تمام شده

بود را به نشر رساندم.

این کتاب در مورد ارد بزرگ و سیاست است البته سیاست که..

بهتر است خود مطالعه کنید.

قول می دهم تا آخر این هفته بخشی از آن را در همین وب و وب ارد بزرگ در ۸ و هم اگر اجازه باشد در ارد - ایران.

نگاه هنرمند

نگاه فلسفی

نگاه طبیب جامعه

نگاه سیاست شناس

نگاه آثار

از نگاه آثار

از نگاه ما به اثر

و به هر صورت برای اینکه با رفتارهای هنجار و مدرن اما آرکاء به شدت امن

در آغوش استاد. بیشتر آشنا شوید و بیشتر از کارشناسی ارد بزرگ و هم

دلیل ما مبنی بر ارد بزرگ یک رهبر سیاسی بزرگ بیشتر بدانید بخوانید.

و کتاب دیگر با سه بخش آثار و مقالات احسان طبری "من یک فرد مسقل ـ

هستم اینجا و کاملا" بی طرف" چاپ شده که:

بخش اول : مقالات ناتمام او و نوشته های پراکنده اش می باشد که در اینجا

با توجه به رفتار شناسی آنان را تمام کردم.

بخش دوم : احسان و کتابهای کوچک و نشریات کتب مانند است که فقط به

ویراستاری و دسته بندی درست آن دست بردم.

بخش سو.م: ترجمه های متون مختلف احسان به فارسی بود که ترجمه

کردم با کمک دوستان و هم  مناظرات احسان با دیگر دانشمندان .

با تشکر ...

 

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 23:30  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
منصور اسانلو بار دیگر مورد بی عدلی حاکمیت ظالم ایران قرار گرفت.

این فعال سیاسی و آزادیخواه واقعی ایرانی و چهره ی شاخص فعال حقوق بشر

که بیشتر در قسمت کارگران و برای این قشر زحمت کش به زندانهای مخوف رژیم باغرها افتاده

است بار دیگر توسط دادسرای  شعبه ی ۱۴ انقلاب"اسلامی در نام" به ۵ سال حبس تعزیری

محکوم شد.

ما فعالان سیاسی و دوستداران حقوق بشر و هم این مرد بزرگ که بارها از او درسها اموختیم

با نگرانی خبر اعلام شده از "کار" ایلنا را دریافت کردیم.

بدیهی است که دوستان فعال چهره ی ایشان را در برنامه ی سال قبل اسفند ماه شبکه ی

اینترنتی "یور تیوپ" با زبان پاره شده دیده اند و به یاد دارند.

اسانلو که برای کارگران"نه به معنی حزبی - کمو" فعالیت می کرد تا مانند همه ی اقشار دیگر

این قشر نیز حقیقت را بیابند و نترسند از گرفتن حق  خود » برای چندمین بار پس از آزادی قبلی

و حکم اجباری مبنی بر "استعفای ایشان از ریاست سندیکای شرکت واحد" که ایشان نپذیرفتند

به ظلمتسرای انقلاب ایران خوانده شدند و به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

ما فعالان سیاسی و حامیان حقوق از دست رفته ی بشر از این حکم ظالمانه بسیار ناراحتیم و

با بیانیه های خود سعی می کنیم ایشان و همه ی آزادمردان را پشتگرمی باشیم.

من "آلفردو " نماینده ی  کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در "ایتالیا -پادووا " و قسمتهائی از ایران

همراه با سایر دوستان دانشجو و یا فارغ اتحصیلان و حتی عموم در مقابل سفارت ایران تجمع

آرامی را شکل دهی می کنیم. به یاد سالی که گذشت  و برای بزرگی این مرد."آلفردو طبری"

اصل خبر از ایلنا :>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>در زیر بخوانید.

منصور اسانلو به 5 سال حبس تعزيري محكوم شد

تهران- خبرگزاري كار ايران

شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران، منصور اسانلو، رييس هيأت مديره سنديكاي شركت واحد را به تحمل پنج سال حبس تعزيري محكوم كرد.


به گزارش خبرنگار "ايلنا"، قاضي شعبه مزبور پس از رسيدگي به اين پرونده، اين فعال كارگري را به اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» به تحمل چهار سال حبس و بابت اتهام «تبليغ عليه نظام» به تحمل يك سال حبس و در مجموع به تحمل پنج سال حبس تعزيري محكوم كرد.
جلسه رسيدگي به اتهامات منصور اسانلو، روز پنجم اسفند ماه 85 در شعبه 14 بازپرسي دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. پرونده رييس هيأت مديره سنديكاي شركت واحد پيش از اين در دادسراي انقلاب تهران مطرح بود كه بازپرس پس از رسيدگي، پرونده را با صدور قرار مجرميت و كيفرخواست به دادگاه انقلاب تهران ارجاع كرد.
پايان پيام

کد خبر: 423999


 

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 18:34  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
دوستان و سروران گرامی ! درود بر شما

حرفهای زیادی دارم که در این مدت نبودنم به آنها پرداختم تا برایتان بنویسم.

توضیح اینکه مدتی که دور بودم کسانی پسوردم را عوض کردند و بیشتر نوشته هایم را در محیطهای دیگر با نام خود تصویر کردند .

همانگونه مستقیم کپی و ..

حتی رنگ و فونت را هم تغییر ندادند  با وجود اینکه فرم وب آنها سپید بوده است.

از هه ی دوستان که به فکر بودند تشکر می کنم.

فردا شاهد یکی از مقلا له هایم خواهید بود.

وبای دیگرم یز بیکار هستند. آن دوستانی که در اخاز تمایل بسیاری داشتند

و ام نتوانستم قبول کنم که در تیم م باشند حالا وقتی دیگر دارند تا یکی از

نویسدگان ۸ بشوند و شاگرد ارد بزرگ...

در ادامه باید بگویم اعتراضات من به عنوان یک کارشناس فرهنگی و کسی که بیشتر عمرش را در همین راه گذاشته امه اش وسیعتر شده است.

"سانسور وقیح است" علت کامت هی بعد از تائید فقط خصوصی بودن

بعضی از کامنتهاست ک نمی خواهند کامنتشان را کسی بخواند.

"الفردو طبری" = سهیل

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:33  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
ارد بزرگ OROD BOZORG

جهل نبود ..حاخل هم نبودند یارانش...حرفها پشت دربها زده نمی شد.

معادله ای نبود..هر چه بود این بزرگوار بود و همکارنم در ۸ لوگ که می شناسید.

همان دشنه به دستان منتظر در کوچه ی عاشقان  هویت و طن ....

تنها نرفتیم....تنها شدیم..اینهمه تن و این قلیل دشنه.

پس به جای دشنه از ابزاری که مدتها پیش استاد آن را محل عشق و عظمت و زیبائی کرده

بود استفاده کردند و دیدند که چگونه ایروی خود را بردند و نه از ما را....

و حالا هم باز می گویند و می نویسند و ..

نه ..کسی باور ندارد شما را دیگر.....!

من مبارزه ام را امروز و دیروز و این سال و ان سال شروع نکردم که با عنوان کردنش

همان نا کسان به امید رهائی من یا رها کردنم ..

نه این نبود و نیست..مبارزه ی من و تحصن من عقیده ام می باشد.

اما هنوز ارد بزرگ  همان است که بود و من هم همان که بودم.

امید به سلامتی ایشان که در این مدت جای پدر را برایم پر کردند و بعد از هجرت مادر شحصا پیام تسلیت دادند.

اگر می بینید که این پیام را پست کردم دلیلش دفیفا" همان است که می پنداری..

آری..پیام ایشان را به جای پست  می گزارم تا همگان بدانند ارد بزرگ در این وجه از

زندگی برای اطرافیان و دوستانش چگونه استادی است.

افتخارم هستند ایشان

و البته همه ی دوستانی که به دوست می خوانمشان. و همه ی همرزمانم.

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 23:24  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر همه ی یاران.

حرفهائی با همه تان دارم که وفت امان نمی دهد.

در پست بعدی که در همین هفته می باشد حرفهایم را می زنم.

اما حالا تنها این افتخار را پست می گذارم.

ارد بزرگ کسی نیست که بتوانم از سخن و کلامش بگذرم .

چه رسد به این که نوشته ی او را در تارنگارم آذین کنم و خوشحال باشم از

لطف ایشان.

پیام ایشان :درود هم میهن ، همراه و هم اندیش

به داشتن دوستی همچون شما ، بر خود مبالم.

کامران باشید و استوار

+ ستاره کدام آسمان  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 23:13  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
مادر سلام منم پاره ی تنت ..مادر منم ببین فرزند ارشدت.

مادر سخن بگو مادر سخن بگو..

مادر نکوهشی!   مادر نوازشی !

مادر مرا ببین !

اینجاست پرشین ؟ ایران و مرز تن ؟!

نه نه مادرم ! ای عشق و باورم.

ایران  من نبود .....ایران من نبود...

...............................................................

رفت.....رفت و به انتظار پایان داد.

انتظار پدر..انتظار مادر...

زندگی بی نام....هزار نام...

 رفت ..زبانم انگار زنانه شده و به فروغ نزدیک.

انگار می خواهم بگویم :

بزرگ بود    و از اهالی امروز............

...و رفت ....و هیچ فکر نکرد......

اما می بینم که مادر فکر کرد و رفت..

حالا منم .

یک مرد.....تنها در مسیری که طوفان و باد و زخم دشته ی شب رویان ....

و دیگر هیچ....

از طرف تو هم که گفتی ! آری دوئست من تو..

از طرف تو هم گلی بر مزارش گذاشتند ..

همانند من که از طرف من هم گذاشتند و نه من تا که خود گلم را بگذارم..

از همه ی دوستان متشکرم..تلفنها و ایمیلهای شما رسید..

در همان اولین لحظه که خبر رسید ......حالم خوب است و می دانم که حالا کیستم.

من حالا بهتر از هر وقت دیگری می دانم کیستنم و نصب و هویتم چیست..

من یک انسان مانند همه ی انسانهای دیگر هستم..که نیازی به نام پدری ندارم.

به جای سوگواری ۴۰ روزه ی دروغین ..

عبوری تکراری را فراموش و به ۳۰۰ فکر می کنم که تا این لحضه شاید ۳۰ بار دیده باشمش.

حرفهایم بوی نفاق می دهد؟! نه ! منظورم این است که ما چه مظلوم می جنگیم..اما چون شیر می تازیم

هم بر اینان که از درون خانواده ها را ترساندند به اشتباهی که خود کردند و هم انانی که سر بر بالین پول

و ثروت و نداشتن تاریخ بر تاریخ ما می تازند.

جهان گواه است که این فیلم مرگ خود سازنده است.

بدرود.

+ ستاره کدام آسمان  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 23:2  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود

در مدتی که مشکلات شخصی و هم مشکلات دیگری چون فشار حکومت رو به زوال ایران به من مرا به ورطه ی

اندیشیدنی چندین ماهه کشاند و همچنین "مشغله ی دیگری که به ان می بالم و تولد آن را هخفته ایست که جشن گرفته ایم"پس از ۳سال زحمت بسیاری از دوستان" ..

حالا امده ام.

آمده ام تا هم از مردانی در بند یا ازاد بگویم..هم از انتقادهایم به حکومت و هم از کنفدراسیون

دانشجویان ایرانی و هم از ارد بزرگ و موردی که "نظریه ی کهن" مرا بیش از پیش متعجب کرده است.

ابر مردان همگی خصوصیاتی منحصر به فرد و غیر عادی دارند که از خصایص انهالست.

ارد بزرگ با وجود مشکلات بسیاری که سر راه دوستانمان در مجموعه قرار دادند به کاری که

احساس کرده وظیفه ی او در این فصل از تاریخ ایران و جهان می باشد عمل نمود و نظریه ی قاره ی کهن را به جهانیان تقدیم کرد.

مشکل اینجاست که همه فکر می کنند ارد بزرگ فقط به خاطرنوستالژیک بودنش به خاک از دست

رفته ی ایران و یا حتی نوستالژی محل تولدش این نظریه را نوشت.

هر چند عشق ارد بزرگ به  این مناطق و همه ی مرزهای ایران نام  در قبل را نمی توان انکار کرد

اما این دقیقا" چیزی است که به نظر من ارد بزرگ در اخرین مرحله ی فکری خود در این نظریه

برایش اهمیت قائل شده است"چرا که ارد بزرگ این نظریه اثباتی تاریخی و بدون شک را  برای

همه ی جهانیان نوشته است.

به خوبی می شود دریافت که احساس ارد بزرگ در مورد زندگی و مرگ چیست.

ارد یک کد گذار ماهر است که پس از سالیان سال کدگزاری در آثارش توانست قسمت بزرگی از

اعتراضات توده ی مردم ایران را "با توده حزب اشتباه نشود" به نمایش بگذارد.

اما متاسفانه چشمهائی که باید می دیدند اندک بودند. و هوشیاران هم ترس بر انان غالب شده بود

وگرنه ارد بزرگ احتیاج به معرفی نداشت و ندارد. او و اثارش..این تنها چیزی بوده که ما در این مدت در عشق به ایشان گفتیم. اما نقد اثار ایشان چون همین نظام تک صدائی و ...

ارد بزرگ یعنی کسی که می شود از سیراب شدن اب زلالش به منطقی دست یافت که توان سیرب نمودن دیگران را هم از همین سرچشمه بدست اورد.

یک نظریه که با وجود سادگی پیچیده ترین نظریه ی تاریخ است که تا به امروز مرور کردم.

به این نتیجه رسیدم که این نظریه احتیاج ندارد که حتما" دانش فراوان داشته باشی برای فهمش.

بلکه اگر کمی با عمق وجود به سراغش روی می توانی متوجه انچه می گویم شوی.

در ضمن توضیح در مورد این نظریه به نظرم کاری از پیش نمی برد.چون این نظریه در سادگی پیچیدگی خود را به دانشمندان و در پیچیدگی سادگی را به عموم می دهد.

مناظره ای بین دو قسمت مهم تفکیک شده در خود نظریه کاملا عینی است.

واقف باشید که این موارد می تواند در یک کلام یا جمله همراه با نگاهی به نوشته های قبلی ...

وقت زیادی می خواهد که ..حتما" بیشتر توضیح می دهم.

یافته هایم را در پست عد به نظرتان می رسانم تا معنی حرفهای مرا بهتر درک کنید و بر خود و این ابر مرد ببالید.

همینطور مردم همه ی دنیا می توانند از این نظریه بهره ها ببرند.

بدرود تا پست بعدی در ۳ روز دیگر.

در ضمن دوستان دانشجو می توانند با پیوستن به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی برگ نوینی از مبارزات درست و به حق دانشجویان و اساتید را با مسئو.لین فاسد جامعه شریک و شاهد باشند.

 

آلفردو"

+ ستاره کدام آسمان  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 23:1  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود دوستان من.

بی شک در این وهله از تاریخ سیاسی ایران حاکمان آگاه نبوده و یا آگاهانه دست ملت

خصوصا" جوانان و خصوصا" دانشگاهیان را از موارد حکومتی کوتاه کردند و حتی جوابی

هم نمی دهند.

بی شک این حکومت نمی تواند با این روش و یا تغییر چند مهره ی  سوخته و یا نزدیک

به منطقه ی اعلام کیش و مات و پرده های هم شکل در همه ی جوانب دوام بیاورد.

اکنون که مشخصا" ما دانشگاهیان اعم از اساتید ازاد اندیش و یا دانشجویان آزاد اندیش

این موارد را لمس کرده و احساس می کنیم.

آیا می شود اینگونه به صادق بودن حکومت ..

نه ..نه ..نه.. همه ناراضی هستند اما ..این "اما" چه ها که نمی کند و نکرده است.

ارد بزرگ یکی از گزینه های خوبیست که من می توانم مثال بزنم برای دوستان .از این

جهت ایشان را مثال زدم که منظورم دقیقا" یافتن ایده ی خوب به جای شخص بهتر است.

یک شخص می تواند به راحتی عوض شود که هر روزه و در همه ی رفراندومهای ایران

رنگ عوض کردنها را دیدم. هیچ  رفراندومی در ایران درست برگزار نشده است.

اما اگر شخصی پیدا شود که ایده ی خوبی برای تغییرات و زنده کردن غیرت مرده ی نسل من

که بهتر از نسل بعدش هم نیست...

شخصی که ایده ای برای نجات داشته باشد.

کسی که زنده کند..روح ببخشد. شخصی که شخص نبالشد برای بهختر کردن وضع بلکه

ما باشد ...ما...از جمع من و تو و ..شخصیتها ..همراه با ایدهخ ای خوب..می شود امیدوار بود.

اما به این منظور ارد بزرگ را مثال زدم که نظریه ی قغاره ی کهن ایبشان که استاد من هستند

هیچ چیزی برای خود نخواست..او از سیاست نگفت..اما به اثار هنری اش قبل از قتلهای

زنجیره ای ببینید و یا هر موضوع دیگری..

دید او بسیار وسیع است.

به نظرم تا همین لحضه و با اینکه تقریبا چندین وب و کتاب برای معرفی وتحلیل به راه افتاده است باز هم حتی اندکی از این بیکران هم مورد پژوهش قرار  نگرفته است.

هرچند که در این میان تنها استاد و دوستم جعفر معروفی بودند که فقط درک مطلب کردند.

اما هجوم  وبلاگهای...و ......اگر نگویم بهتر است..

به تاین دوست عهزیز که در حال حاضر یک تنه تنها فردی بوده که درست درک کمطلب کرده تبریک می گویم

و به همه ی دوستان هم خسته نباشید می گویم با اینکه بسیاری ازر کارها مانده و

هنوز اول کار است..

درود بر ارد بزرگ ..

 

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:36  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 


کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

دوستان عزیز و گرمی این متن از وب آقای امیر عباس فخراور گرفته شده است.

متن نوشته شده را در اینجا بخوانید و به سایت یا وب لاگ ایشان بروید.لینکش در لیست هست.

 

کمیته پیگیری تاسیس

کنفدراسیون دانشجویان ایرانی

اعلام موجودیت کرد

تولد آنرا به همه عاشقان آزادی تبریک میگویم . پس از سه سال برنامه ریزی و با تلاش شبانه روزی گروهی از دوستان این مهم انجام شد. باید تقدیر کنم از فری ناز آرینفر ( دبیر تشکیلات و هماهنگی از هلند ) ، پتکین آذر مهر ( دبیر روابط عمومی از انگلستان ) ، ایمان سمیع زاده ( دبیر کمیته علمی - پژوهشی از انگلستان ) ، غزل امید ( آمریکا ) ، سامان صنعت نما ( انگلستان ) ، علی عالم زاده ( دبیر کمیته اجرایی و اخبار از ترکیه )، سامان خوشبویی ( دبیر کمیته انفرماتیک از آلمان )، حمیدرضا ظریفی نیا ( انگلستان الماس حسینی ( بلژیک ) ، احمدرضا فرخزاد ( آمریکا ) ، آلفردو فرانچسکوی ( ایتالیا ) ، آریا آجرلو ( ترکیه ) ، سحر دستمالچی ( هلند مجتبی وطن پور ( ترکیه ) و همچنین یاران دبستانی شجاع و فداکار مان در ایران : پیمان ، هلیا ، فرهنگ ، مهسا ، سلمان ، رضا ،  بهنام ، شهریار ، فرحناز ، سونیا ، امینه ، محمد ، ناهید ، سحر ، سمیه ، پرهام ، امید ، فرزاد ، ستاره ، آرش ، نگار ، مجید ، سعید ، مجتبی ، اله ، میترا ، امیر حسین ، حمید ، مرتضی ، رزا ، فرهاد ، الهام و صدها عزیز دیگر که با اشک نامشان را مینویسم و آرزو میکنم روزی دوباره در ایران آنها را و آزادی را به آغوش بکشیم. از تمام آزادیخواهان دعوت میکنم با پیوستن به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به استحکام این نهال نوپا کمک کنند. 

 ۱۵ فوریه ۲۰۰۷ دیدار بسیار صمیمانه ای با پرزیدنت جرج بوش ( رییس جمهور ایالات متحده آمریکا )داشتم و در خصوص بحثهای مطرح شده در فرصتی دیگر برایتان خواهم گفت. شاید این تصویر  که در همین دیدار گرفته شده است،گویای ناگفته های بسیاری باشد    

پرزیدنت جرج بوش - امیرغباس فخر آور

در اینجا لینک جدیدترین مصاحبه ام در صدای آمریکا ۲۶ فوریه ۲۰۰۷ را میتوانید ببینید.

ترجیح دادم در این هجوم سالوسی گروهی فرصت طلب سکوت کنم ، اما در پست بعدی از دوست بسیار عزیزم و برادرم احمد باطبی خواهم نوشت ، به یاد روزهایی که صمیمیت ما چشم حسودان را کور کرده بود و با آرزوی ازادی برای احمد از زندان رژیم و دیگر زندان هایی که به آن دچار شده است. 

این متن کاملا از وبلاگ پسر گستاخ که وبلاگ رسمی نظرات امیر عباس"سیاوش" فخرآور است برداشته شده است.

لینک وبلاگ ایشان>اینجا را کلیک کنید"پسر گستاخ"

در ضمن ین هفته که دکتر بدون مشکل بیایند ۸لوگ دوباره به کرش در همان ذاستای فبلی

شروع به کار می کند.

تایپ و خبر از :شرمین

درود بر بزرگ مرد نظریه پردازی نوین "ارد بزرگ"

شرمین:این خبر و اعلام موجودیت از طرف دکتر است و ربطی به کارهی گروه و موارد فرهنگی

که با ان کار می کنیم و نظریه ی "قاره ی کهن"ارتباطی ندرد.

 

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:56  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود.

من  مدتی است که زیاد نمی آیم. عذر می خواهم. موارد متعددی موجب شد تا پست جدیدی

نگذارم. از این بابت از مخاطبان و هم دوستان عذر می خواهم .

مشکلات سیستم و البته موردی مهم تر موجب شده تا شرمنده ی خانم مهری بلوری برای چندمین دفعه شوم

امیدوارم مرا ببخشند و هم اینکه این مورد را بر خواست و میل  من بر جواب ندادن بر سوالات

و یا به نوعی طفره رفتن از جواب دادن ندانند .

می دانم که بسیار  بد قولی کردم.اما خود می گویم واقعا دوست دارم جواب این مصاحبه دوم

و هم اول را بدهم و در همین هفته شاید فردا این کار را کردم.

دلیل مهم من این است:

در نظریه ی ارد بزرگ "قاره ی کهن" و برآیند سخنان ایشان دقیق شدم و نمی توانم به راحتی

دل بکنم از این نظریه. موارد  بسیار حساس و زیبائی را یافتم که هیچ دانشمندی تا کنون چنین

دقیق بر نظریه ی خود نگذاشت"در توضیح".

این موارد را در اولین فرصت پست می کنم تا ببینید.

بدرود

 

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 23:12  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 

اینجا  ایران   نیست

آری اینجا ایران نیست و ایران اطلسی است که

در وب ساخته شده از اموزه های ارد بزرگ وجود دارد

و ایران واقعیت این اطلس و قاره ی کهن که از دست رفت

و حالا سعی در احیا و گفتن پیام و نگاه ارد بزرگ به ایرانیان

"این پست فقط چند مورد از کامنتهای موجود در وب دوستان

ما و دوستان ایران و ایرانی  است"

در وب استاد جعفر معروفی :

نويسنده: آتاتورک
جمعه 22 دي1385 ساعت: 2:38
دستور العمل برای همه پان تورکها


1- کتابهای سگان پارس بخصوص شاهنامه را جمع آوری نموده و سپس بسوزانید

2- به دختران و زنان پارس، کرد و لر و... تجاوز کنید تا برای همیشه سرافکنده شوند

3- مدام از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا صحبت کنید تا پارسهای سگ بفهمند که ما اروپایی هستیم

4- با زنان و دختران ارمنی هم همان کاری را بکنید که با فارسها انجام می دهید .

5- همیشه با حالتی مظلومانه مدعی شوید آذربایجان را ایران و قره باغ را ارمنستان بزور تصرف کرده اند با این کار به مرور این دو مجبور به عقب نشینی خواهند شد.

6- وبلاگهای به زبان ترکی ایجاد کنید و حدالمکان از زبانهای دیگر استفاده نکنید

7 - مدعی شوید تاریخ ایران مجهول است و ایران دست پرورده انگلیس است

8- شخصیتهای همانند کوروش و فردوسی را سرسپردگان انگلیس بنامید

9- دختران و پسران دانشجوی غیر تورک در مناطق مختلف آذربایجان را مورد حمله و حتی تجاوز جنسی قرار دهید تا دیگر پایشان را به آذربایجان نگذارند

10- عکس هنر پیشگان و خوانندگان ترکیه را در وبلاگهایتان بگذارید و تا می توانید آنها را تبلیغ کنید


این یکی واقعا..فقط بخوانید و ببینید و متوجه باشید که چه اتفاقی را بنیان نهادند تا دیدند سیاست

این خاک دارد به انتهای خود می رسد و انها نتوانستند رهبر خوبی در کابینه های هدایت

مالی و معنوی کشور باشند.منظورم دقیقا" آقایان صاحب کرسی حال قبل ایران در ریاست جمهوری

و سایر پستهای مهم مملکتی است

نويسنده: parviz
جمعه 15 دي1385 ساعت: 16:0
فردوسی با تحقیر ملل غیر فارس بنیانگذار شونیست و فاشیست در جغرافیای به اصطلاح ایران می باشد.
لطفا به چند بیت از اشعار ننگ نامه فردوسی توجه فرماید:

زن و اژدها هر دو در خاک به ----- جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان را ستای ----- که یک سگ به از صد زن پارسای

پس پرده هر که دختر بود ----- اگر تاجدار است بد اختر است

چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ----- که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

که آن ترک بدپیشه و ریمن است ----- که هم بد نژاد است و هم بد تن است

ز شیر شتر خوردن و سوسمار ----- عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو ----- تفو بر تو ای چرخ گردون تفو


حالا با این اوصاف, این شاعر فرومایه مورد ستایش این قوم سگ صفت قرار می گیرد که خود مایه ننگ این قوم می باشد.
از جمله افتخارات بزرگ این قوم که در تاریخ بشر سابقه ندارد , این است که این قوم برای از دست ندادن سلسله قدرت با مادران و خواهران و حتی با دختران خود ازدواج می کردند. برای مثال می توان از موارد ذیل نام برد:
ازدواج کوروش دوم با مادر خود – ازدواج کمبوجیه با دختر خود آتوسا – ازدواج داریوش دوم با دختر خود – ازدواج آتوسا و امسترداد , اردشیر سوم با مادر خود – در دوره ساسانیان شاپور اول با دختر خود آذرناهید – بهرام با دختر خود دختک – دختر شاپور با برادر خود مرسین , قباد با خواهر خود سمبوجیه.
با توجه به این تاریخ کثیف , اسم این قوم را می توان زنازاده های فاشیست و شونیزم گذاشت که با داشتن گذشته ای به این نکبتی , تازه در این ممالک محصوره ایران ملتی غیر از ملت فارس نمی شناسند. این در صورتی است که خردوسی در ننگنامه خود به وحشی بودن قوم فارس اشاره کرده است:

در داستان جنگ خسرو و تهمورس با تعدادی از دیوها (ترکها) که تعدادی از آنها را اسیر می گیرد و آنگاه این دیوها (به نوشته خردوسی) می گویند اگر ما را آزاد کنی بتو علم و خوندان و نوشتن می آموزیم و در نهایت خردوسی چنین می نویسد که
چو آزاد گشتند از بند او ----- بجستند ناچار پیوند او
نوشتن به خسرو بیاموختند ----- دلش را به دانش بر افروختن

نمیدونم والا دیگه مغزم کار نمیکنه اقا جعفر


در وب ها"همه ی ۱۸ وب"تحت مدیریت دکتر سهیل خلیل پور"آلفردو"

که ۸ وب آن در بلاگفا و فقط وب خانه را نوشتیم."شرمین : ویراستار"

نويسنده: آتاتورک
دوشنبه 18 دي1385 ساعت: 2:6
تو از سربازان گمنامی!!!
سگ اطلاعاتی


تو یک سگ فارسی که ادای آدما رو در میاری
تو رو باید کشت جیگرت رو داد به سگای دیگه


من می دانم تو یک سگ پارسی
تو یک وطن فروشی


ترکیه را باید بدون ارامنه و بدون وطن فروشهای مثل تو ساخت

با خفت تو و مثل تو را خواهیم کشت تا عبرت خانین دیگر باشی


زنده باد ترکیه
زنده باد آتاتورک


مرگ بر فردوسی
مرگ بر کوروش
مرگ بر ارمنستان
و مرگ بر ایران
...................................................
 
اینها تنها بخشی از توهین کسانی پست سرشت است که در وبهایمان گذاشتند
من دکتر سهیل خلیل پور"آلفردو طبری" معترض به سیاست فرهنگی کشور  می گویم:
 
اینها ترک نیستند. لااقل ترک در حال حاضر ایرانی نیستند
اگر گفتم در حال حاضر دلیلش:
 
اینکه همه ی اینها و نیاکانشان و سرزمینهاشان در پارس "قاره کهن" بوده است
یعنی ایرانی . اینها در قبل ایران بوده .
در حال حاضر در قلبهای ما
و فردا دوباره ایران"قاره کهن"
 
ترس در ما مرده است و از همینجا مشخص است که این پستان و خوارها
که تهدید می کنند باید بدانند جانم چه ارزشی در مقابل سرزمین و بغض فروخورده ی نیاکانم
که امروز در کلام ابر مردی "ار د "نام می توان دید و حتی امیدوار به رسیدن.
 
 
+ ستاره کدام آسمان  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 23:13  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر پاک ترین سرشت آدمی !  درود !

نمیدانم چرا به ابر مرد و استادم نامه ی خوش  و بد ...هرچه بد با او پاک و هر چه خوب با او

خوبترین.     اما!  اما چه!؟

اما ندارد این بی شک ترین نامه ی من به کسی دوستی عشقی استادی همکاری.....

اما ندارد این نامه که خودش هم نمی داند چرا نوشته می شود و که و چه نیروئی آن را ...چ

اما ندارد این ابر امرد که نامه ام را با درود اولم تا آخر همینک خوانده است.

نه ! من از جادوگر ی و رمال و خرافات نمی گویم .

من از ابر مرد می گویم.  استادی که بعد از اینهمه که گفتم شناختم می بینم یک نقطه از این

بی نهایت بود شناختم و اگر باور ندارید مثل همه ی ما که به عشق او هستیم و امید را زنده،

دیگر بی سوال و جواب ..بی شک ..خوذ را در جائی میبینی که باید روبروی اینه بایستی .

من هم و چه عیبها که هر روز ندیدیم و حالا می بینم.

بی شک همه ی ما اعضای وب مشترک و یا بیشتر آنها و ۸ لوگی ها و همه ی شورای  ــ

نویسندگان و اعضای اصلی و ..پاساگارد کتبی ،مقاله هائی، شعری، نقدی  منتشر کردیم.

اما کتاب ابر مرد که من  نوشته ام و هم دیگر مطالبی که در نگاه کارشناسی از دید تخصصی

خود به نظریه ارد بزرگ"قاره ی کهن "نه از انرو که من نوشته ام آن را بلکه از خواندن و

تحقیق در مورد آن چیزهائی به من داد و آموخت که .....نمی شود گفت و عاجزم امشب .

آموخته هایم از ابر مرد را در ابر مرد، نامی که از استاد و دوستم جعفر معروفی به نیکی وام

گرفتم  را در اختیارتان می گذارم تا شما هم علاوه بر ارجعیت مطالعه ی "وبهای فاره کهن و

سخنان و ..." و بعد از نوشتار استاد معروفی و ذیگر دوستان و نگاه کارشناسان دیگر از دید

تخصصی خود......

هنوز هم منتظر می مانم ..و بعد که اثار ارزشمند اساتید را خواندید ان را به نشر و هم در وب

مخصوص ارد بزرگ در ۸ و هم در وب مشترک در اختیارتان می گذارم .

و حالا دوباره درود ای ابر مرد ، ای استاد....

گمشدگان در کوی و شب و پشت و دست نارفیق ...و تقویم را ورق زذم..

چند ورق به سوی باختر..چه دردناک است حالا که اطلس وبی که از اموزه های ابر مرد است

را می نگرم....آری چه دردناک است ای بر مرد.

تقویم را از هزاره های دردناک از پاکی کهن و امروز ما ، ورق زدم به سمت این  عصر..

به کوی خونین و عزت و غزاله ی جنگل و جبران و سارتر و بقال و ...همه هستند انگار جز

دانشجو در کوی دانشگاه.

کمی که صبر کردم و تقویم را ساعتی به جلو بردم لباس شخصی ها و راننده های خطی و

نیروی امنیتی و ....گمشدن.

حالا فصل گم شدن در راهروهای بازی کنان به حرف مربی! چه خوب ، چه بد.

اما گمشدن امروز چرغ و فلک سیاست فرهنگی و نگاه به روشنائی"قاره کهن و حرفهای.."

این نور نه از سور دار"محلی در طبرستان که کل مازندران نورش را که مصنوعی است میبینند"

است و نه از  میان اقیانوس و کنار خلیج.

این نور آزادی و بزرگی و هویت و عشق واقعی به مام وطن است.

می دانم ...استادم..ای ابر امرذ که هیچ مرهمی زخم رفته های کهن و حالا .....

نام نمی برم چون فقط ما می دانیم"ما=همه اعضا و دوستان" که اغراقی در حرفهایم نیست

که اگر صبوری مثال زدنیت ،چو همه ی خصایص مثال زدنی ..نبوذ حالا ....

استاد حرف زیاد است زیاد و امروز بیشتر از هرزمان دیگری نیاز وطن را به آموزش و تکثیر و

تبلیغ فاره ی کهن و نوشته های بی نوستالژی و با نوستالژی از هر دیدی را بدون نگاه اده الیستی و هم تبعیض نادی  ، حس می کنم و هستم تا بمیرم و کهن را در اطلس ببینم  .

درود استاد !  درود .

خود نفهمیدم که نامه نوشتم یا ...  این چه بود را نمیدانم اما سبک شدم ...

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:58  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
دوستان چه بگویم که غمی بر جانم نشسته است.

قول مقاله و جواب مصاحبه ی مهری بلوری عزیز و اما این خبر بزرگ. سیستم من با مشکلی مواجه شدهخ اما به هر صورت این مطلب را می نوسیم و تقاضایم این است که دوستان عزیز نهراسید و با اندیشه ای به و سعت آسمان بیاندیشید تا بفهمید که چه دارد بر سرمان می اید.

شهر باستانی تابران و بزرگ مرد ایران و ..فردوسی بزرگ را چه می تواند التیام بخشد و ایا جواب مسئولین قابل درک و منطقی است؟

دویتان عزیز من.

دانشجوهای خوبم که در چند روز گذشته مبنی بر مورد خاصی که از هویت ایران گفتم و از آزادی زندانیان  سیاسی و از بی عد لی و بی حرمتی به  همدیگر و بزذرگان ..شما دانشجویانی که با ۳ روز این اخراج را"چون استعفا را نپذیرفتم همراه با وعده ای که پشتش ضمیمه بود" و کتک خوردید و تحصن کردید و من را شرمنده و کی می داند جز دوستان نزدیکم مثل "سعیدیوس" و. چند نفر دیگر که چقدر ....فقط به خاطر کتک خوردن دانشجویان مدافع من و مخالف با اخراجم ..! حالا همان موقع رسیده.شما دختران و پسران هم نسل من» که لقب استاد بر من و دانشجو بر شما تشریفاتی است و خود می دانید نظرم را.

با من یباشید و نظریه ی ارد بزرگ و هم استاد معرولفی را و هم من را بخوانید و آرام ننشینید.

من سهیل  خلیل پور"آلفردو طبری" مدیر ۸لوگ از همه می خواهم در این اعتراض همراه باشند و محکوم کنند این حرکت متوحش ...وای بر ما که بخواهیم ساکت بنشینیم و اینان تکتک از  فردوسی بزرگ و بعد سایرین خرابکاران این ارامگاه..

شوکه ام و ..نمی دانم شکایتم را نزد چه کسی ببرم.

آیا این است جنگ پانها و خدمتگذاران دولت؟! دولت به اصطلاح مردمی آیا..

لعنت بر هر کس و دولت و هر بی شرم که درهر مقام و پستی این برنامه را پایه ریخت و یا شاهد بود و یا...

و بیانیه ارد بزر و خبر :

برگرفته از :
 

در پی دو انفجار بزرگ در شمال شهر باستانی تابران و آرامگاه فردوسی ، بیانیه ای از سوی اندیشمند و هنرمند عزیز کشورمان" ارد بزرگ "در این ارتباط منتشر شده است  که بخشی از آن به شرح زیر است :

اگر به پیشینه ایران زمین بنگریم کجا نامی به بزرگی و سترگی فردوسی یافت می شود؟.
توده خردمند کشورم
چنانچه از داستانهای اندوه بار دو ماهه گذشته شهر باستانی تابران و گنجینه باستانی توس بر می آید ،
ساده انگاری سرپرستان این بخش مایه آسیب فراوان  به گنجینه با ارزش میهنی گشته است .
ایدر باید از سرپرستان این بخش پرسیده شود چگونه در کمتر از دوماه ، نخست دکل پر فشار برق بر فراز میراث کهن توس جای داده می شود ؟ و حالا دو انفجار در شمال شهر باستانی تابران به چه گونه است ؟می گویند گمان می رود برگرفته از ترکیدن دینامیت برای راه سازی بوده است! .
امیدوارم سرکردگان این رویدادها ی شوم که خود کارگزار دولتند  درپیشگاه دادگری به کیفر رفتار نابکردار خود برسند تا دگر بیننده اینگونه نابکاری های آشکار نباشیم .

 منطقه ای که دچار آسیب شده است :

 

بیانیه مهم ارد بزرگ در مورد تخریب آرامگاه فردوسی

اعتراض ارد بزرگ به انفجار در شمال آرامگاه توس

بیانیه اعتراض ارد بزرگ به دولتمردان

وای بر ! بر خیزید. دوستان تجمع آرام در دربهای دانشگاه. دوستان تجمع آرام و سکوت در همه جای کهن : دکتر سهیل :A-F

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 20:2  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
نقشه جهان براساس آموزهای ارد بزرگ - OROD BOZORG

اینجا قاره ی کهن است .اطلسی که ازآموزه های ارد بزرگ "شاپور خانزادی"انرادروبلاگ

خود از همان آموزهای استاد این وبلاگ را ساخته است.ایشان اطلس شناس و هستند .

ناگفته نماند که به دلیل بودن لینک وبلاگ این استاد دانشگاه ،و صرفا"جهت نمایش اطلس

آموز های ارد بزرگ و نظریه اش در این بلاگ و هم وب مشترک گذاشته شده و نظرات

خود را در وب ایشان و نظریه ی ارد بزرگ را در وب خانم پیرنیا بگذارید.اینجا جای نظر ندارد

چون شخصا" مقاله هایم در مورد نظریه ی "ارد بزرگ" برآیند و قاره را می خواهم در چند

روز آتی بنویسم و استاد جعفر معروفی*استاد شهریار شاملو،و این اساتید که در بالا نام

بردم بتوانند اول اصل نظریه را که گذاشتند در وب خانم پیرنیا بخوانند و سپس از آموزهای

ارد بزرگ در وب "شاپورخانزادی" ببینند و برآیند و نظرات استاد معروفی در تجزیه و تحلیل

این نظریه با عنوان"نیچه ارد جبران" سه ابر مرد را بخوانند و از وب زرتشتیان ایران از استاد

عزیزم شهریار شاملو بخوانند ،تا زحمات دوستان در سردرگمی هدرنرود،آنگاه من هم نظر

خود را در مورد این "نظریه"وکتب چاپ شده بنویسم.آنگاه نظر دهید.البته سوالات خانم

بلوری هم در همین ارتباط است که با جواب دادن به آنها قسمت اعظمی از نظرم را می دهم.

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:12  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 

درود بر همه ی دوستان ۸لوگ و هنرمندان و هنردوستان و دوستداران آثار "ارد بزرگ

اثر "نظام تک صدائی" یکی از آثار شگرف و زیبای استاد بزرگ هنر کاریکاتور و یا فارسی

شده ی ان طنزآرائی که چندی پیش قسمت اول آن در وبهای "مهتاب" با نام کوچه و

در وب"شمیم"با نام "ارد -عدالت - هنر" به تجزیه و تحلیل کارشناسان موسیقی و هم

هنر طنز دکترسهیل مدیرت ۸لوگ و دکتر مهتاب عزیز در قسمت دوم به اتمام رسید.

علاقه مندان می توانند قسمت اول را در "اینجا همراه بالینک"ببینند و قسمت دوم که

بسیار فنی و کارشناسانه به بررسی و تحلیل کشیده شد و حتما"برای اهل موسیقی

و هم هنرهای تجسمی و هنردوستان جالب باشد را "اینجا واین لینک از شمیم"که وب

عزیز و دوستداشتنی ۸لوگ است ببینید و متوجه هنر والای اندیشدین در خلق اثر و

بهره گیری از عناصری خاص را شاهد باشید.

احتمالا" کل مطلب در وب مشترک خواهد آمد.

و اما در ادامه دکتر سهیل"آلفردو" مواردی را در خصوص مصاحبه با خانم مهری بلوری گذاشتند که من شرمین آنها را تایپ می کنم:"از شرمندگی سرکار خانم "مهری بلوری"خبرنگار ایالتی دیترویت

که می دانید چند دفعه عذر خواستم و وعده کردم که حتما در روز خاص به سوالات این

خبرنگار خوب آمریکا"زادگاه"واما"هویت"ایرانی وتحصیلکرده ی سینما ازهالیوود و هم

تحصیلکرده ی خبرنگاری از دیترویت که در ژورنالهای بسیاری در زمینه ی هنر فرهنگ و

سیاست با شخصیتهای مهم ایالتی مصاحبه های جنجالی و خوبی را شاهد بودیم

و هم در ایران که از بسیاری هنرمندان و فرهنگیان و بانیان فرهنگی کشور

ضمن دوباره شرمنده کردن من سوالات جدیدی را پرسیدند در مورد نظریه ی بزرگ

"قاره ی کهن"

که در لینک میانه از وب خانم پیر نیاو زحمت تایپ و گذاشتن نظریه "کهن فاره"

و چالشهای ان جویا شدند که اینبار با قول اینکه بدقول نباشم فردا به سوالات جدید ایشان

پاسخ می گویم و روز دیگری را حتما" به سوالات قبلی مصاحبه ی خوب گذشته به جهت

اینکه این روزها در تعرض به سیاست فرهنگی کشور هستم و ۸ مدتی به این دلیل در تحصن

اعتراضی قرار دارد و تازه دوباره ۴ وب ان با پستهائی به روز شدند»، پاسخ خواهم داد."

با تشکر ویراستار بد ۸ لوگ :شرمین

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 15:39  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر دوستان عزیز ۸لوگ و پایگاه فرهنگی ۸ و هم وب اعتراض و از همه مهمتر دوستانی

که به مهر هنوز ما را شرمنده ی خود می کنند.ایمیل و کامنت داشتم و البته این چند دوست

پاساگارد ی هنوز یادشان مانده که من قول داده بودم هر هفته با نام یک هنرمند مردمی که

خود مردم در رفراندوم آزاد انتخاب کردند و در کانون نظرسنجی پاساگارد انجام شد ، و اما

گله از این داشتند که چرا در هفته ی مربوط به استاد کیمیائی ۸لوگ به تحصن و اعتراض

نشست و قولی را که دادم باید انجام دهم.چشم. حتما این کار را خواهم کرد و کم کاری از

بنده بوده است.در ضمن فیلترشدن سایت سوپراستارها که با آدرس جدیدش حالا کار می کند

و ناراحتی ما و اعتراض ما موجب شد که در این مدت کمی کم کار شویم.واقعا" فیلتر ۱۰۰ وب

با هم خیای درد دارد برای دوستی که زحمتش را کشیده است.خانم فریبا ملک اما بیکار نماندند و در این مدت همچون کامیار مستوفی استاد و دوست خوبم و هم خانم رضائی که بانی ۱۰۰ وبلاگ بودند در آغاز ،خانم ملک در این آدرس http://stargan-new.blogfa.com  میتوانید شاهد باشید.و اما متونی که توسط دوستان از سخنان بزرگترین اندیشمند حال حاضر جهان "ارد شرکا" جمع آوری و در دو کتاب "برآیند "فارسی شده ی محصول که نتیجه ی زحمات دوست و استاد عزیزم امیر همدانی و با کارشناسی اندیشمند "واسپوهرتوسی" به نگارش در آمده است و هم "نظریه ی کامل ارد بزرگ " را با نام "قاره ی کهن " که این تجربه ی نوشتاری از نظریه ی بلند و کامل "استاد ارد" نیز به کوشش "واسپوهرتوسی" به نگارش در آمده و البته این مجموعه نظریه ی ارد بزرگ را از دید کارشناسان و نظریه پردازان بزرگ دنیا از دید فلسفی و هم ملی و هم نگاهی خردمندانه به جهان و قاره ی کهن و  جایگاه قاره کهن در صورت نگاه کارشناسی به نظریه ی ارد بزرگ به نگارش دوستان را می توانید در مرجع خانه و در اینجا که همه ی موضوعات "ارد بزرگ نوشته می شود ،یعنی اینجا "کلیک کنید" شاهد باشید.

واما موضوعات این دو کتاب بسیار کارساز و عالی برای زندگی بهتر ،نگاه بهتر و بازتر و اموزشی که خود با خواندن این دو کتاب به ضمیرناخودآگاه خواننده وارد می شود موجب شد تا حقیر نگارش خود را در بایب دیگر و نگاهی دیگر به "ارد بزرگ" که نگاه به آثار ایشان از دید هنری و زیبا شناختی و از دید تخصص خودم که هنرهای دراماتیک می باشد و هم هارمونی آثار در کلیت به یک پیوند خطی "پیوند آکوردها در موسیقی که با خط سولفژ "نشان داده می شود و دیگر موارد هنری که در تخصص من است را به تعویق بیاندازم تا این دو اثر و از پی آن شاهکار استاد "جعفر معروفی و نگاه این بزرگوار به ۴ اندیشند برتر معاصر "که بی شک از بهترین و مهمترین کتب برتر سال می باشد به کمک تفکر ایرانی و هم جهانبینی خاصی که استاد معروفی در این کتاب از ۴ اندیشمند بزرگ به تصویر کشیدند را تهیه و مطالعه کنید .

البته کتاب استاد جعفر معروفی را نمی دانم دقیقا" کی به بازار کتب فلسفی و نگاه نظری در عمق هنر و اثر آن در زندگی ، می اید و یا آمده است. اما بدون شک کسانی که این چند کتاب خصوصا کتاب استاد معروفی را مطالعه کنند می توانند بفهمند که من چه می گویم.

پس با عذر از دوستان کمی عقب تر ایستاده تا اساتید که این دو کتاب حاضر  را مطالعه و نظر دهند و بعد از آن کتاب استاد معروفی را که احتیاج به تفکر و وقت بیشتری برای مطالعه دارد و برای دانشگاهیان و حتی اساتید دانشگاه پیشنهاد می کنم به عنوان یک استاد کوچک دانشگاه که فقط لقب استاد بر آن است و حقیقت این است که خودم هم از گفتن استاد که هنرجویان به حقیر می گویند خجالت می کشم و به هرحال نظرم این است که این کتاب علاوه بر اثر گذاری مستقیم به روی ذهن مخاطب عام "همه" می تواند موجبات تفکر و اندیشه ی فلسفی فیلسوفان و نظریه پردازان را به خود جلب کند و حتی کمکی بزرگ در شناخت عناصر مختلف نظری در مخاطب خاص "متخصصان" باشد.

به این جهت به مصاحبه ی خبرنگار خوب دیترویت "مهری بلوری "که فارغ اتحصیل سینما از هالیوود هستند و هم از خبرنگاران خوب و مطرح آمریکا و دیترویت و از سالهای دور خاندانشان در آنجا اقامت دارند و خودشان نیز در انجا چشم به جهان گشودند پاسخ می دهم. این مصاحبه در ۳ ماه قبل اگر اشتباه نکنم از من شده است و من اما به دلایلی چون رفتن از ایران و برگشت دوباره و هم مواردی دیگر موفق نشدم جواب دهم و شرمنده ی این دوست خوب شدم.این مصاحبه با چند سوال از اهل ف هنگ و هنر و اساتید دانشگاه و مسئولین هنری کشور پرسیده شده است که حقیر نیز یکی از جواب دهندگان به این ۵ یا ۴ سوال می باشم.

در پست بعدی که فردا ان را اعلام می کنم می توانید پاسخ من به سرکار خانم مهری بلوری را شاهد باشید و هم مورد مربوط به استاد کیمیاوی را. تا فردا پیشنهاد می کنم سری به مرجع خانه http://orod-iran.blogfa.com  بزنید و برایند کتب را بخوانید.

بدرود " و همچنان در اعتراض به سیاست فرهنگی کشور به عنوان یک معترض هستم"

                                                       justice for all                                      

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:36  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
اگه یادتون باشه در پستی که در آرشیوم می تونید پیدا کنید و یا از گوگل و سایر موتورهای

جستجو گر بخواهید حتما" به این مطلب که تعدادی از عکسهای خانوادگیم در دزکه ی تهران

به سرقت رفته و در سایتهای خارجی و داخلی به عنوان سکس پارتی و اکس پارتی مطرح شده می رسید.

اون روز کسی حرفی نزد و واکنشی نشون نداد نسبت به سایتی که حتی نامش رو رو عکسها انداخته و هنوز هم فعاله و کسب درآمد می کنه از این راه.

دیروز عکسهای خانوادگی من در خارج از ایران و امروز فیلتر شدن هنرمندان ایرانی بی تبعیض

و موضوع زهرا امیر ایراهیمی بازیگر خوب سینما و تی وی ایران و فردا ؟ شاید شما...

پس از ناموس خود در مقابل نداشتن کپی رایت و قانون فقط بگیر و بزن و فقط حرف بزن عمل نکن باید خودتون دفاع کنید و حقتون و بگیرید.

و دفاع از "زهرا امیرابراهیمی " و هم دفاع ازهر کسی که مظلوم واقع شده قدم اوله.

مطالب زیر نوشته ی اسحاق مافی و از سایت imjava.tk در پاسخ زهرا به خبرنگار ایلنا است 

واكنش " زهرا امير ابراهيمي" به اتفاقات اخير
زهرا اميرابراهيمي" بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير در طي اين چند هفته كه از وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان داد .


امير ابراهيمي در گفت و گو با خبرنگار گروه هنر ايلنا با انتقاد از جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است ، گفت : پاييز امسال برايم ياد آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است.


وي افزود : در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم .


امير ابراهيمي در ادامه گفت : اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول شده است .


اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آئيني مر سوم است ؛ من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند . در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود .
امير ابراهيمي درباره شايعات اخيري كه در خصوص خودكشي وي در برخي رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من خودم را جاي تمام وجود خودم گذاشتم كه براي اثبات اين بي حرمتي به شخصيت زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاري كالائي داشتن با آن ، فقط تصميم گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرماني ايران تاريخ ، بگويم و فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد به جلا و صلابت زن ايراني فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم دفاع كنم ... و تنها وسيله و ابزار من همان هنر من است .
بازيگر نقش زهره در سريال نرگس خاطر نشان كرد :تكذيب من دردي را دوا نمي كند ، چه را تكذيب كنم ؟ وجود بلاهت را ؟.... من خود عين انكارم ! و مي دانم نسل نو و جوان و هم نسل خودم در ايران چنين عرصه را براي جولان بي غيرتان و عدوهاي ابله كيان و ناموس ايران ، فراهم نمي كنند .


وي افزود : من ساكن كوچك وادي هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري ام فعال تر باشم و با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم . حركتي براي نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد هيچ گفتگويي با رسانه اي را ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب مي گويم من زنده ام .

بیایید با دفاع از "زهرا امیر ابراهیمی" نشان دهیم که اگر دولت کاری از دستش بر نمی آید ما

از دختران وطنمان دفاع کنیم.

 

+ ستاره کدام آسمان  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:6  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر یاران .

در پست گذشته از چگونگی شکل گرفتن اولین اعتراض فرهنگی کشور و رفراندوم آزاد هنری بدون

تبعیض و در نظر گرفتن اینکه هنرمند از سمت دولت ممنوع اصدا و تصویر است را برایتان شرح دادم

امروز همان مرجع که در آغاز مبارزات فرهنگی در پاساگارد و صدها هزار امضاء در حمایت از هنرمند

و صدها هزار رای در سه دوره ی متفاوت و در ۳ قاره ی جهان که هر روز هم بیشتر می شود را بسیار

آزرد و سعی داشت تخم کینه و نفاق بین اعضای نویسندگان پاساگارد بیاندازد و کسانی را بدنام کند و اما

در آغاز شاید اندکی پیش رفت و از جمله خود من در نگاه پاساگارد و همکاران نویسنده و ناظر و وب

نویسان برتر ایران را به ذره بین کشیدند و اما همین ذزه بین موجب شد تا دست آنان رو شود و کسانی

که شیشه های خانه هاشان چو من با سنگ می شکست و اعتراض می کردند به عنوان خرابکار و جوساز

معرفی  شدند و باز همان ذره بین هوشیار پاساگارد بی صر و صدا به نوعی که خود من فکر کردم ایشان

باورشان شده که بنده هکر هستم و این حرفها را می زنم مچ آن کسانی را که خرابکار و معرف مظلومان

و زحمتکشان این واقعه ی بزرگ هنری فرهنگی به عنوان خرابکار بودند را رسوا کرد.

امروز همان کسانی که شاهد بودند چگونه پس از ۲ ماه سکوت من دست خرابکاران و حتی نامشان رو شد

همان کسانی که خود این سنگها را به شیشه های خانه ی من و یا دیگر دوستان می زدند و می گفتند جو ـ

سازی می کنند تا.... .

همانان که دیگر در بین ما جائی نداشتند و پس از اینکه متوجه شدند نویسندگان و هنرمندان و وب نویسان

و تیم من یعنی ۸لوگ که به دلیل اینکه ۵ دوشیزه که مدرک دکترای خود را تازه گرفته بودند و به من ملحق

شدند و به بهانه خهای گوناگون نه تنها من بلکه همه ی زحمتکشان این واقعه ی تاریخی را به سمتی دیگر

نشانه گرفتند دیدشان را  و متوجه نشدند که همانان دیدشان بر همه جا طنین انداز است......

همان مرجع نفاق ۱۰۰ وبلاگ را که خانم رضائی زحمتش را کشید.

و http://stargan.blogfa.com   و سوپر استارها را که در ایران خانم فریبا ملک و در استرالیا

دوست عزیزم کامیار مستوفی زحمتش را کشیدند ..همان مرجع و منافقین  مرجع فرهنگی!!!! این سایتها را

فیلتر کرد.

فیلترینگ سایت هنرمندان یعنی ضدیت نظام با هنر.

نضام و سیاست فرهنگی کشور  فقط  هنرهای خاصی را به عنوان تجلی هنر معرفی و الباقی را حتی حرام

اعلام کردند .

با اینهمه زحمتی که در این سالها ما در آنسوی و مهری بلوری در دیترویت به عنوان خبرنگار و فارغ

اتحصیل سینما از هالیود و این دوستان در این سوی که حالا من هم به جمعشان اضافه شدم در ایران کشیدند

پس از اینهمه  گرفتاری و ساختن تیمی آگاه ....حالا واقعا" درد ناک است که دوباره .................

اما ما دست نمی کشیم. سایتها و وبلاگهای دیگری می سازیم.

پاساگارد با اعضایش هنوز هستند.

و ما همیشه  در هر سال این انتخابات را برگزار خواهیم کرد.

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 16:41  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
یعنی اینکه این دوستان باید تعیین کنند که بازی با ورق مثل چهاربرگ و حکم "نام ایرانی" بلامانع است یا نه.

یا تخنه نرد و شطرنج که اوایل شطرنج این بازی ورزش فکری سنگین و خوب حرام اعلام شده بود.  

شیما را فراموش نکردیم و خلاصه او را یافتم و یا بالعکس .شیما یک دختر معصوم و پاک است.از اینرو کمی از حرف..ناراحت شدم و جوابش را دادم.

آری شیما را یافتیم و اما ..او حالا یک کامنت در پست قبلی من گذاشته است

و شرح بلا را ....حتما" از تو شیما می خواهیم آدرس وبلاگت را خودت بنویسی و اما لزومی به توضیح نیست که چه شد و ...همین که زنده از خطر جستی برایم بسیار خشنود کننده بود. نه من بلکه دوستان زیادی در این مدت هم همکاری کردند و هم نگران. پس این را بدان که وطنت احتیاج دارد به نخبگانی چون تو با اینهمه افتخار و مدال و المپیاد. اما دوستان ما که همکاری کردند و هم دیگر دوستان نگران تو همه دوست تو هستند و دیدی که ملت ....یعنی اینکه .....

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 16:41  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر همه ی دوستان عزیز.

من شرمین از اعضای ۸لوگ فکس مدیریت ۸لوگ و دیگر وبها و سایتهای تحت مدیریت ایشان یعنی دکتر آلفردو طبری "فرانچسکووی" که تا کنون با نام سهیل می نوشت را تایپ می کنم.

درود بر یاران.  درود بر همه ی آزادمردان و آزاده زنانی که در همه ی این سالها یا تحمل کردند

مصائب و مشکلات را و یا در وطن ماندند و گوشه ای از این خرابی ها را اباد کردند.

مشکل ما بیشتر این است که همه ی کارهای اجرائی را از دولت می خواهیم.

دولتها معمولا" آنقدر که به فکر کرسی های خود هستند به فکر مردم و کشور نیستند.

اما خصوصی سازی که بسیار مفید است و در این سالها دریغ کردند و حالا هم مثل همیشه در افراط کردن خصوصی سازی هستند و معمولا" هم افراد نورچشمی و ثروتمند از برای سود

کردن انتخاب و یا برنده می شوند....

دولت اگر خصوصی سازی را هم آزاد کند که در موارد بسیاری کرده است باز هم محدودیتهای سابق قرار دارد.یعنی همان آش و همان کاسه. یعنی خودمان باید به آبادانی بیاندیشیم.

اما وقتی حرف از آبادی و غرور ایران زمین می زنیم. وقتی می گوئیم پان ترک ها را فقط نبینید و پان فارسها را هم نگاه کنید. وقتی وضعیت بد زندانیان سیاسی را شرح می دهیم و خواستار رسیدگی هستیم.

وقتی خواستار قانون متوحش سنگسار که بیشتر زنان را در بر می گیرد را بیان می کنیم و ما را به تهمینه ی میلانی بیمار نسبت می دهند  و هنگامی که زنان و دختران ما می گویند فمنیست و تریبون فمنیستی انها فمنیستی جدا از بیماری روانی جنسیت ستیزی می باشد..

وقتی می گوئیم دوستان عزیز قانون گذار قانون گذاشته و ظابط همان قانون را نقض کرده و ظبط می کند.

وقتی با کوچکترین اعتراضی که به سیاست مربوط شود دانشجو اخراج و گوینده را به جرم تشویش اذهان عمومی ستگیر می کنند..

دیگر چه می ماند؟ چه حرفی ..

چه کار باید کرد. چه کسی در این حرفها توحش و بی نظمی و بی قانو نی دیده است. بیاید و به من انتقاد کند. من پذیرای انتقاد همه هستم. اما اینکه کسانی بی نام و نشان بیایند و بر درد یک هموطن .یک دختر نخبه ی ۱۵ ساله او را به نامهای بد بنامند و قضاوت کنند و حتی بخواهند او را ...

وقتی همه ی حرفهای قانونی و منطقی ما نقض قانون محسوب می شود و اما وقاحت دست مردانی که با تیغ گیسوی هزار توی دختران ترنج و شهرزاد شرقی را می کشد و با بی شرمی در وسط خیابان موهای این بانوان و دختران را می برد ..

آیا قط بغض چاره ساز است؟

آیا فعالیت برای حقوق بشر غیر قانونی است؟

در اسلام امر به معروف و نهی از منکر مگر واجب نیست؟

ایا این غیر از همان است؟

آیا من کاتولیک باید شهروند درجه ی ۲ باشم؟ پس چرا در کشورهای دیگر اعتراض می کنیم که ایرانیان را ....

.........................ما فقط قانون درست و تصویب آن و اجرای ان را خواستاریم......................

از شیما خبری ندارم.

از روزی که این کامنت را گذاشت تا به حال رابطه ی او با من به عنوان یک معلم و شاگرد در حد جواب دادن به سوالات بی شمار او در زمینه خای مختلف که همیشه سعی بر ان داشتم که راه درست را نشانش دهم .تحصیلاتش را و بیشمار موارد خوب زندگی سیاه رنگ را سفید مابانه برایش شرح می دادم...

نه هنوز خبری ندارم.

دیگر نه ایمیل و نه کامنت و نه حتی پی ام و اوو از او دارم.

گفتخه بود اگر زنده بماند به من اول می گوید.

اما نگفت و من نگرانم. نگران همه ی نوجوانان ایرانی.

نگرا جوانان برومند ایرانی و هم نسلان خودم.

من آلفردو ملیت ایتالی به هویت ایرانی خهود از پدر سر به دارم می بالم.

پس ببالید به وطن خود و کمک کنید.

از پلیس ایران می خواهم تشکیلاتی درست و حسابی برای کودکان و نوجوانان در هنگام خطر از سوی خانوانده بگذارد.

شیمای کتک خورده از پدر ...شیمای نخبه ی تهدید به اخراج از مدرسه ی تیز هوشان به جرم پرسیدن چند سوال از معلو علوم دینی خود. شیمای تهدید شده به زیر گرفتن ماشین از سوی مدیر خود که : تو را با ماشین زبر می گیرند و تصادف می خوانند...

شیمای ترسیده از روزگار... من تنها چگونه می توانستم... ند وقت؟....

اما هنوز خبری ندارم از او.

کسانی که از دوستان او هستند و گهگاهی از آنها می پرسیدم البته وقتی خود به من پی ام می دادند که الان نمی دانم چرا در این وضعیت این ۲ دوست او هم خبری از ایشان نیست...

شیمای عزیز. من آلفردو دوست تو خواهش می کنم ما را ناامید نکن و اگر هستی و حالت خوب شد جوابی بده.

از خوانوادهی شیما هم خواستار جواب هستم. حداقل اینکه آیا ....

................................................زندانیان سیاسی را ازاد کنید....................................

احمد باطبی را فراموش نخواهیم کرد.

ما خواستار آزادی احمد باطبی هستیم.

شنیدنیها را از وبهای ویکتوریا آزاد و هومت و پسر گستاخ  و همین وب دریافت کنید.

ما هیچکدام از زندانیان سیاسی را فراموش نخواهیم کرد.

مورد بینا داراب زند را هم در وب هومت دنبال کنید . دادگاه محمدی و اعتصاب غذای او و سومین روز از اعتصاب غذای خشک او که ....

و شهادت بینا داراب زند در دادگاه مبنی بر بیماری محمدی و هم حرفهای دوستان بند سیاسی اوین در مورد لحظه ی مرگ ....

من : آلفردو...........جنبش یاران دبستانی را هم فراموش نکنید.......حرفهای اوسانلو را هم....

که از حضزت علی نقل کرده بوئد که اگر ترس وارد شود ایمان از پنجره ای دیگر خارج می شود.

ما انقلاب کردیم تا آزادی فردی در حد مجاز که عدالت را ایمال نکند داشته باشیم.

و عدالت می خواهم و آزادی می خواهم.

هیچ کدام را فدای دیگری نخواهم کرد. کمپین های سنگسار و غیره را دنبال کنید. قوانین متوحش را باید دور ساخت تا نشان داد ما انسانیم. بشر .

حالا شاید فرشتگان بگویند چرا........

اما همچنان سجده بر آدم زدند و نافرمانی نکردند.

غرور کاذب را دور کنیم. به شهرت نیاندیشیم و از همه ی دوستان طلب کم کنیم و نه دیگر خواهش کنیم بلکه اگاه کنیم تا خود کمک کنند.

ما ازاده هستیم. اصالت بشر را حفظ کنید.

منظورم اگزیستانسیلیسم سارتر و کتاب اصالت بشرش نیست هر چند که اگر باشد هم حرمت دارد به ...

موفق باشید و پیروز.

غرور از دست رفته ی کشورم در مقاطع زمانی خاص چون عهدنامه ی ننگین ترکمن چای و گلستان و هم موارذدی بسیار در همین ۳ دهه اخیر  را باز می خواهم.

ایران عزیز را همچنان سرافراز و مغرور می خواهم.

دکتر آلفردو فرانچسکووی "طبری" ......................سهیل کوچک ۸لوگ شاگرد کوچک اساتید.

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:19  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
در این مدت که نبودم شاید حرف و حدیثهای زیادی از من به یادگار مانده باشد.

آلفردو از این جهت سرش در آخور بیگانه نیست چون جهان وطن اوست.

ایتای محل تولدش .

طبر ستان و طبری هویتش.

ایران زادگاه نیاکانش.

و مردم ایران گرچه نامهربانی ها کرده اند هم وطنش.

اما الفردو همه ی مردم دنیا را هموطن خود می داند.

برای کشته شدگان دجیل اشک می ریزد.

برای زلزله زدگان بم به ایران می آید.

برای دفاع از یک هنرمند باشرف حمایتش را اعلام می کند.

برای فلسطین و مردمش ناراحت است.

برای سربازان امریکائی که بی هدف و ندانسته کشته شدند هم اشک می ریزد.

برای مردم عراق ناراحت است.

برای مردم افغانستان ناراحت است.

برای موکراسی و آزادی در حد و اندازه ای که عدالت را پایمال نکند جان می دهد.

عضو هیچ سازمان و تشکیلاتی نیست.

جز از اعمالش و ناراحتی زنده ای که شاید از او نا احت باشد می میرد و می ترسد.

جز این آلفردو یعنی یک فرد مثل همه ی مردم دنیا.

مردمی که یا ستم کرده اند یا ستم دیده اند.

من آلفردو تا زمانی که احساس کنم باید اعتراض کرد بیرق اعتراضم بالاست.

من آلفردو نه از ترس که مدتی ننوشتم.

من نمی توانستم بنویسم.

من آلفردو از هر ستم دیده ای استقبال می کنم برای کمک کردن.

و از هر ستمکاری عارض می شوم به نزد خودش برای اینکه تاریخ را مروری دوباره کند.

من آلفردو دوباره ازاد مثل همیشه مهاجر مثل همیشه آزاده برای نامهربانی ها و مهرورزی ها و

قرار دادن اعمال هر که ستم دیده ستم کرده در کف ترازوی عدالت می نویسم.

دوباره . و هر بار دوباره.

من آلفردو عدالت را برای آزادی پایمال نمی کنم.

من آلفردو آزادی را برای عدالت پایمال نمی کنم.

من آلفردو هرگز عدالت و آزادی را با هم شعار نمی دهم.

من آلفردو هرگز آزادی و عدالت را بی هم شعار نمی دهم.

من نه مامورم که معذور باشم. و نه نهی از منکر و امر به معروف را بلدم.

من یک فرد از اجتماعی بزرگ هستم. یک فرد عادی که با داشته ها و نداشته هایش که سعی خواهد کرد بیاموزد هرگز بر کسی ستم روا نداشتم و هرگز به خود نبالیدم .

چون نداشته هایم صد هزار بیش از داشته های ذهنی و هعلمی و عملی ام باشد.

من یک نفرم. هر گز نخواستم و نمی خواهم تشکیلات داشته باشم و یا عضو تشکیاتی باشم.

تنها خواستار حقوق به حق مردمم هستم. غرور از دست رفته ی کشورم را باز می خواهم.

و خیانت نیاموخته ام و زراندبیش نبوده ام و نخواهم بود.

در این راه بیش از همه به اساتیدم نگاه می کنم.

اساتید من ممکن است جسمشان خاک شده باشد. و یا هنوز در سلامت باشند.

برای همه ی آزادمردان ارزوی موفقیت دارم.

و تنها شعارم ابین خوش است از شهید قلم استاد خوبم محمد مختاری:

"از شیوه ی حضورت پیداست که اقعه نزدیک است"

من ارزشها و اعتقادات هیچ ملت و قومی را به سخره نگرفته و نمی گیرم. نظر به کارشناسی افکار ندارم و تنفرم را از تفتیش هر گونه عقیده ی فردی اعلام می کنم.

مستهجنات را به صاحبانشان می سپارم و تنها به یاری و آموزش بسنده می کنم آنهم از روی سیاه مشق های اساتید بنیانگذار آزادی فردی که سپیدی آن جهانی را روشن می سازد.

اندیشه های منحرف را رسوا و آشکار می سازم و تا انجا که آموخته ام و می دانم مسومومیت اذهان را

از پیکره ی ازادی و عدالت فریاد می کنم. چرا که ازادی و عدالت شاید با جهانبینی اشتباه و اموزش اشتباه معنی و مفهوم خاصی برای هر مردمی پیدا کرده باشد.

اما در ذات آزادی خود ازادی است و معنی اش همان است که بر بنیادش نهادند. و عدالت هم .

با شما هستم . با من باشید. با هم هستیم.

بیایید هیچ واژه ای را فدای مفهوم خاصی نکنیم. گمراهی و سیاهی و تباهی را اول شناسائی و بعد عاملینش را رسوا کنیم.

تا دگر هیچ ذلیلی توان پنهان شدن در زیر واژههای القا طی نداشته باشد.

کسی را بیهوده و بی دلیل هدف نگیریم. و راه رسیدن را بلوا ندانیم .

Dr. alfred Francescowie"Tabari" or Dr. Sohail

+ ستاره کدام آسمان  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 13:52  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
دوستان عزیز" آلفردو" دکتر سهیل به دلایلی توان نوشتن ندارد.

حمایت خویش را از او اعلام می نمایم و بیرق اعتراضش تا وقتی که"ثانیه دقیقه ساعت سال یا.."نگه

می داریم.

شاید همین پست بعد را دوباره..و یا.....

اعضای ۸لوگ و همه ی وبهای تحت مدیریت ایشان به وسیله ی من شرمین این خبر را برای دوستان

اعلام کردند.

حمایت...

+ ستاره کدام آسمان  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 20:49  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
وقتی به این عکسها که شاید بارها دیده باشید نگاه می کنید در وهله ی اول

فقط خنده است و بس.اما این یعنی یک فاجعه که متاسفانه نیروی انتظامی

کشور یعنی پلیس ایران خود آن را به وجود آورد.و آن فضای بی اعتمادی بین

ملت و یکی از مهمترین ارکان دولت یعنی پلیس ایران است.

از بیستون و پاساگارد و تخت جمشید دیگر....

اینجا مدتهاست که کوروش کبیر"سیروس" دارد غرق می شود.

وقتی هویت ملی ایران "کوروش"غرق شودیعنی ایران غرق ...

غرق شدن ایران . دوستان به جای اینکه به نام و بزرگی و شرافت

بزرگترین پاسدار هویت ملی ایران در حال حاضر یعنی ارد بزرگ ایراد

بگیرند بیایند تا همسو به کمک کوروش و ایران بشتابیم.

ارد بزرگ افکارش و آثارش همه اعتراضی فرهنگی است و از این منظر است

که رسانه ها ی داخلی و خارجی دشمنش شدند.

رسانه های داخلی دوست توقیف می شوند و رسانه های حزبی با مواردی

چون جریمه ی زنان و دختران بد حجاب اذهان را به سمت دیگر می برند.

و رسانه های خارج از مرز هم که مشخص است دیگربا این شبکه های ...

باز هم همانان که دشمن می نامیم و زبانشان ایرانی نیست بیشتر از همه

دل می سوزانند.نه به حال ایران.به حال این کتیبه های پرارزش.

شاید هنوز هم مورد اشیای ملی ایران در حراج آمریکا روشن نشده باشد.

نقشی بر آب.کوروش"سیروس"اگر غرق شود.ایران غرق شده است.

در بالا که می بینیم متاسفانه برخورد بد ماموران پلیس اثرش را اینگونه

به رخ می کشد.منکر پلیس خوب و کارآمد شدن روز به روز پلیسان

تحصیلکرده نیستیم. اما به عنوان یک جوان و البته جوانی که نگاه

انتقادی بر عملکرد مسئولین نظام دارم و به نمایندگی نسلم خواستار

نجات ایران هستم.ایران یعنی "پاسارگارد" و ایران یعنی "بیستون"

ایران یعنی هنرمندانی چون کمال المکلک و ارد شرکا و دکتر رنجبر .

ایران یعنی من و تو و ما. دولت خدمتگذار ماست.

اما نمی دانم چرا این خدمتگذار اربابانش را می ترساند.

تازه خود خدمتگذار خدمتگزاران پاچه گیر را به کمک اربابان خود می فرستد که همانا همان کتک زدن و باتون به سر زن ارباب کوبیدن از همانخدمتهای این خدمتگذار است.

فرناد "فرنود؟" عزیز ما همه غرور ازدست رفته ی میهنمان را

خواستاریم.      سهیل"آلفرد"طبری ها همه می دانند چون احسان. احسان طبری و

تشکر از دوستان صدیقش که کمی گلگی مرا می بخشندازمعرفی احسان و موردی

کوچک که البته اینگونه کوچک به نظر رسید.ازاحسان و آثارش بیشتر بدانید.اینجا

دربین7 وب مربوطه بهترین است.کلیک کنید.وابستگی ندارد اینجا.

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 19:50  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود یاران. قبل از اینکه لینک متن دکتر مهتاب عزیز را بگذارم ـ

ــ  باید بگویم که من در اینکه نظرات بای

ازاد باشند و تائیدی وجود نداشته باشد خود یکی از کسانی هستم که  ـــ

همیشه با این مورد مشکل داشتم.اما در میهن بلاگ و محیطهای دیگر در

کنار کامنت یک محرمانه هم وجود دارد که مخاطب اگر دوست دارد حرفش

را خصوصی به نویسنده بزند راحت است.

اما اینجا این را ندارد.و خوب بسیار مشکل است.من در موردی مجبور شدم

که این کار را انجام دهم. اما وقتی خوب نگاه کردم دیدم کار بسیار خوبی است.

چرا که نامحرمان بسیار بسیار ...هستند.

نباید تائیدشان کرد .

که البته من می کنم. اما تائید فقط برای همان که گفتم زده شده است.

خوب دوستان ۸ لوگ نقلی شده است و البته این نوع نقل ها را نباید جدی

گرفت .چرا که کسانی  بیمار و یا خود بین یا کم آورده در ورطه ی درست

هنری که رقیب نمی طلبد و کسی که مدعی است در هنر نرمند نیست.

به هر حال حرفهائی زده می شود.همه روزه.یا من حرفی را از دوستی

نقل می کنم.خوب اگر نقل بر گفتکو باشد.شاید مهم نباشد.اما وقتی نقل

به صورت تبلیغی پیش می رود این یعنی زنگ هشدار.

هشدار به معنی بیمار بودن طرف.اگر من جمله ای را از نقل دوستی بنویسم

اگر آن زیبا باشد خوب حرفی نیست اما...

بیمار است کسی که گفته"ارد شرکا یک نام مجازی است" پس بی ربط

نبود که گفته شد جک روز.دوستان باقی مطلب رااینجا بخوانید.وب کوچه نویسنده مهتاب عزیز که مطلب دیگری هم از ایشان در بعدی هست البته

در ادامه متن هم هست کل این مطلب.======>


ستاره دنباله دار
+ ستاره کدام آسمان  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 22:0  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
این خبر مربوط به شنبه ۷ مرداد بود.در آن هنگام ۸لوگ و  .......

خبر گزاری ارد بزرگ مورد را اعلام کردند.اما کسی گوش نداد.

در راستای اعتراض فرهنگی ما وب نویسان ادبی فرهنگی هنر

به روند توقیف نشریات بدون هیئتی که قانونگذار تعیین کرده ..ـ

است و هم خبر دردناک تصمیم آقای سید رضا شکراللهی مبنی

بر تعطیل کردن خوابگرد"ضد سانسور"همگی وبهای پایگاه به ــ

غیر از وب مدیریت"اینجا-ایران-است"که وب "اعتراض"نام دارد

تعطیل شدند.

اما خبری که در مرداد ماه منتشر کردیم انگار کسی نشنید.

انگار کسی برایش مهم نبود که میراث فرهنگی ایران دارد در ـــ

همان کشوری که موجب کنش و واکنش ها در جامعه می شود

و نمی گذارد ....خبر از دوستداران میراث فرهنگی است و نه .ــ

خود سازمان میراث فرهنگی که در آنوقت نیز اعلام کردیم.

ميراث فرهنگی ايران از آن نسل ديروز، امروز و فردای ملت ما است

« رای دادگاه محلي آمريكا مبنی به حراج كردن اشيای باستاني ايران نزد موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شيكاگو مغاير با قوانين بين‌المللی و كنوانسيون 1970 يونسكو است. »

علی بويری‌منجی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت:« اين حكم با هيچ معيار منطقی توجيه‌پذير نيست و هيچ دادگاهی نمی‌تواند چنين حكمي را صادر كند و اشيای باستانی نزد موسسه شرق شناسی امانی هستند و ميراث يك ملت به شمار می‌آيند. »

وی افزود:« اين كتيبه‌ها جنبه تجاری و دولتی ندارند كه بتوان بر روی آن‌ها قيمت گذاشت و يا حتی حكمي مبنی بر حراج يا توقيف آن‌ها صادر كرد. »

بويری‌منجی خاطرنشان كرد:« تاكنون موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو به عنوان طرف قرارداد با ايران حسن نيت خود را نشان داده و اقداماتی را انجام داده است و همچنين مقامات ايرانی از جمله سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری كشور در حال پی‌گيري برای لغو اين حكم و بازگشت اين‌ آثار ارزشمند هستند.

او در ادامه گفت:« ما با ارج نهادن به اين كوشش‌ها خواستار پشتي‌باني و تلاش هر چه بيش‌تر نهادها و سازمان‌های مسئول، تشكل‌های مردمي، ايرانيان برون مرز و سازمان‌های بين‌المللی هستيم. »

نايب رييس انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش تصريح كرد:« ميراث فرهنگي ايران از آن نسل ديروز، امروز و فردا ملت بزرگ ما است و بي‌گمان ايرانيان در هر كجا از حقوق ملي و فرهنگ خود پاسداری خواهند كرد. » او ابراز اميدواری كرد افكار جوامع بشری، ملت‌ها و دولت‌ها و حاميان حقوق بين‌المللی با هر امكان و ابرازي از اين موضوع حمايت و پشتیبانی كنند.

ما واقعا" نمی دانیم نتیجه ی این مورد بزرگ چه شد.

اگر کسی می داند لطفا" شفاف سازی کند.این خبر را امروز در یکی از کامنتهای دوستان در وب آرمان"آسیب شناسی "به چشمم خورد.خود من هم فراموش کرده بودم. .

سعی خواهیم کرد با سازمان میراث فرهنگی و شورا و یا دوستداران میراث

فرهنگی نتیجه را دریابیم و به شما عزیزان اعلام کنیم.

اگر هر خبر و نظر ی در مورد وقایع توقیف و فیلتر و موارد بلاگفا و تجاوز به 

حریم خصوصی نویسندگان دارید کامنت بگذارید.پیشنهادات شما قطعا" یاری

می کند ما را.

مورد دیگری که بسیار بیشتر خنده آور است حرفهای بعضی از شبه هنرمندان و مدعیان فرهنگ و هنر است در باب نبودن و مجازی دانستن چند

نام بزرگ و سترگ در هنر و فرهنگ و هنرمندان روشن فکر ما.

امروزه خیلی از دشمنان هنر و فرهنگ کشور علاوه بر اینکه نشان دادند که

به قول استاد عزیزم"جعفر معروفی" که بزرگی این فامیلی بر همگان واضح و آشکار است :یا بیمارند و می خواهند عرض اندام کنند .

و یا اصلا در جو فرهنگی وهنری کشور به درستی قرار نگرفته اند.در ضمن

چه کسی می تواند نام بزرگان و نیک مردان پهنه ی ادب و هنر و فرهنگ را

در جائی مخفی کند.این بزرگان چو ستاره بر آسمان فرهنگ و هنر می درخشند.کسی را یارای رسیدن به این بزرگان نیست.

در ضمن کسانی هم با سوء استفاده از نام ادیبان و هنرمندانی چو "اکبر سردوزامی " و "رضا براهنی" و "استاد عباس معروفی" حرفهای خود را به این بزرگان نسبت می دهند.

از همه ی دوستان می خواهم که اگر جائی نامی از بزرگی دیدند و روایتی از

جانب ایشان نقل شده که با شناخت استید همخوانی ندارد گزارش دهند تا با خبر کردن این بزرگواران وظیفه ی خود را در قبال ایشان انجام داده باشیم.حالا اینکه کذب است و یا واقعی بر عهده ی خود اساتید.

اعتراض ما فرهنگی است.فرهنگ بنای ساخت هر دولت و ملت است.

هر خاکی که پیشرفت داشته در هر زمینه ای به همین واسطه بوده است.

با تشکر از همه : مدیریت اعتراض ۸"سهیل "

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 12:50  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 

این جماعت نادان که از کنار اینها رد می شوند

با خنجر نگاهشون این طفل معصوم را از پا در 

آوردند .اما از کنار این دو معترض"مد اعتراض"  

که رد می شوند انگار عادی است و چیز مهمی

نیست. رهام زود سوژه را گرفت و اما باقی را  :

ادامه مطلب...


ستاره دنباله دار
+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 13:26  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 


ستاره دنباله دار
+ ستاره کدام آسمان  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 16:30  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
یا رسول الله در این روز بزرگ "روز مبعث" از شما مدد می گیرم و می نگارم:

یا رسول الله شما شاهدی که چه اتفاقات وحشتناکی در شیرخوارگاه افتاد.

و یا علی بن موسی ارضا ضامن اهو حاجتشان را روا کن.ما ایستاده ایم.

چه کسی می تواند جلوی ما را بگیرد برای آوردن لبخندی به لب این عشق.

اینجادرصحن حرم علی بن موسی الرضااین کودکان را وقتی می خواستندبه

یک گردش ببرند خودشان خواستند که به حرم بروند می دانید چرا !!!!!!!!!!!!؟؟

ای اقا و خانم مسئولی که اجازه ی ساخت خانه ی کودک را به ما نمی دهی

می توانی دلیلی جزهمان دلایل بی مغز چون جوانید و نمی توانید و سنگ .

آری سنگ.شما چرا سنگ می اندازید.امار کودکان حرم را می دانید ؟

کودکانی که در حرم رها می شوند ۳۰۰ نفر در سال هستند و شاید بیشتر .

جواب چرای بالا را ببینید.این کودکان حرم را انتخاب کردند تا دست به دامان

ضامن آهو شوند و آرزوهای کوچک خودرا از چو ما نگرفتند از امام رضابگیرند.

باقی را در ادامه در ستاره ی دنباله دار بخوانید که شرم است مرا >

 


ستاره دنباله دار
+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 13:25  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر یاران پایگاه هنری تخصصی ۸لوگ و درود بر عاشقان ارد بزرگ که امروز 

می خواهیم در مورد ابعاد دیگری از شاخص های "استاد بزرگ " سخن برانیم 

ما در طول این مدت که در خدمت ایشان بودیم به خصائص بسیاری رسیدیم که

تا کنون زیاد به آن نپرداختیم. اما امروز می خواهیم در مورد یک خصیصه ی مهم

از استاد را با هم تجزیه و تحلیل کنیم.

اصولا در هر جامعه ی مترقی و پیشرفته ای دولت به طور مستقیم در ایجاد ارتباط

با کشوری دیگر و هم ارتباط و آموزش به مردم خودش نمی پردازد چون دولت نمی

تواند همه ی موارد را خود به دوش بکشد و اینجاست که عقب می افتد و چون 

بی اعتمادی در فضای سیاسی ما بین مردم و مسئ.لین به دلایلی که عرض می

کنم زیاد است.اما با این وجود همیشه مردم در صحنه حاضر بودند و با موج عظیم

تبلیغات منفی باز هم نشان دادند که همواره خواستار پیشرفت جامعه و ثبات و

امنیت در هر زمینه ی نظامی فرهنگی اقتصادی اجتماعی بوده و هستند.

اما فقط در هنگام "رفراندومهاست"که دولت خود مشارکت مردم را خواهان است

و بعد از آن می خواهد همه ی کارها را خود پیش ببرد که این اصلا امکان پذیر 

نیست و دولتی که به ملتش اعتماد راسخ نداشته باشد نمی تواند نفوذی در قلوب

داشته باشد.

در طول این سالها از مشروطه تا به حال هر حکومتی چه قاجار چه پهلوی و چه

جمهوری اسلامی ایران که به راحتی هم به دست نیامده اقشار مختلف مردم 

در بسیاری از موارد در جامعه فرصتی برای کمک به جز در مواقع ضروری به دولت

به دست نیاورده اند تا نشان دهند که چقدر موثر می تواند باشد.

البته بعد از سال ۵۷ تا چند سال همان نیروهای مردمی که انقلاب را به سر انجام

رسانیده اند با تشکیل هیئت ها و شورا ها مثل شورای ۵ نفره که در اوائل دولت

بودند توانسته اند کارهای بزرگی بکنند .اما دولت یعنی یک فرد به نام رئیس جمهور

و کابینه اش که همان وزرا و معاونین هستند با انتخاب مردم "رئیس جمهور" و وزرا

که به انتخاب شخص رئیس دولت انتخاب شده و از طرف نماینده ی مردم که به  

انتخاب ملت به مجلس رفته اند با رای اعتماد به کابینه ملحق می شوند.

اما در طول این سالها حاکمیت در موارد کلان همیشه دست مردم را کوتاه کرده بود

تا اینکه چندی است با روند خصوصی سازی از بنای پائنتر دارد به موارد کلان هم

می رسد.امروزه شاهدیم که بیشتر ادارات دولتی از مخابرات پست و شرکتهای

بزرگ صنعتی و حتی اداره ی زندانها در دست افراد خصوصی افتاده است.

همانطور که گفتم این بسیار خوب است و به دولت فرصت می دهد که به کارهای

بسیار مهم خود بپردازد و بسیاری از مسولیتهای اینچنینی را با حضور ناظر معتمد

به واحد خصوصی وا گذارد.البته فساد اقتصادی در این سالها بسیار بوده که با تدا-

بیری دارد رو به سوی قطع دست فاسدان و مسولین فاسد می رود و در این مهم

خود مقام "رهبری " با اشارات و راهنمائی و زیر نظر داشتن و هم خود دولت و هم

قوه ی قضائییه کارهائی کرده اند که در خور تحسی است.

اما در بسیاری از موارد جایگاهها مشخص نشده است.نهادها نمی دانند که وظیفه

اصلی آنها چیست"مثل دیروز که در یک بانک کوچک بیرون درب دعوا شده و کارمندان

بانک همه به بیرون پریده اند تا وظیفه ای انسانی اجتماعی خود را برای جدا کردن

دو فرد به انجام برسانند"انسانهای بسیار شریفی که فکرنمی کنند بیت المال رارها

نکنند و با یک زنگ به پلیس ۱۱۰ که اگر کارمندان بسیار وظیفه شناس و بسیار خوب

بانک انها را می شناسند و شماره را حفظ هستند .......تمام. برده شد یا نشد.

سرقت بود یا نبود و همه ی این افکار در ذهن رهگذر نقش می بندد و اعتماد به

بانک که وظیفه اش رسیدگی به موارد اقتصادی و حفظ و حراست از بیت المال و

کمک به زود تر انجام یافتن کارهای بانکی است جور دیگری می شود.

این مقدمه نبود بلکه نمونه هائی بود تا به این پله از مهمترین بخش و حساس ترین

وظایف مملکت و دولت برسیم.

در طول این سالها مشارکت مردم از روحانیت و بازاری های بزرگ و اشناها و اشنا

داران بیشتر نبوده است. البته چند سالی است که با کوشش بسیاری از اگاهان

این مشارکتها دارد بیشتر می شود.اما همینطور که بیشتر می شود باید نظارت هم

بیشتر شود.

اما نکته اینجاست که همه نقش خود را در جلو بردن اهداف از پیش تعیین شده به

صورتهای مختلف بازی کردند ولی مهمترین عامل اثر گذار در این سالها که به کلی

فراموش شده است نقش جامعه ی فرهنگی و هنرمندان در ایجاد روابط کلان جامعه

بوده است.بله هنرمندان و فرهنگیانی بوده اند که به جایگاه مهم مدیریت ها و کمک

به دولت و ملت رسیده اند اما نتوانستند آنطور که باید خود را نشان دهند و حتی

برای صنف خود نیز قدم مثبتی بر نداشتند.این را با اطمینان می گویم.

چون برش فرهنگی نداشتند.چون چهره بوده اند و نه کار بر و راهبر و به همین دلیل

است که هر ساله از ورزشکاران و هنرمندان چهره کاندیدای برای پستها ی مختلف

دیده می شود. ولی متا سفانه هیچ کدام در انسوی چهره نبودند و توان این مهم

را نداشتند. هیچ کدام و اگر شما نامی را به خاطر دارید که کار مثبتی کرده باشد

به من بگوئید.امروز حاکمیت خود فهمیده که نیاز فرهنگی اش بسیار زیاد و اما توان

فرهنگیش یسیار پائین است.ما باید با کشورهای همسایه ارتباط برقرار کنیم و این

کشورها مثل افغانستان و عراق و دیگر ها فقط با تعامل فرهگی و آموزش فرهنگی

بین دولت و ملت  می تواند پتانسیلش را ازاد کند. این پتانسیل در هر هنرمندی وجود

ندارد .هنرمندی که اقوام افغانی ان را بشناسند و دوست دیرینه بدانندش .

هنرمندی که خود نمی داند که جایگاهی که دارد را چرا دولت به ان نمی رسد و با

دو دست تقدیمش نمی کند. دولت باید هنرمندان راستین و کوشا را که تا کنون 

کارهای مثبت بسیاری را انجام داده است را بشناسد. اما دولت قط ان دسته از 

هنرمندانی را می شناسد که معمولا مثل اقای افخمی سینما گر بوده اند و خود

 به می دان امدند و مردم هم رای دادند.اما عملا کاری صورت نگرفت.

که اگر می گرفت خود اقای افخمی از همه بیشتر گله نداشتند که چرا در سینما

سبینما گران ...سنما گران را فقط؟ باقی که جهانی را می توانند سراپا گوش درست کنند چه؟

انهائی که از بزرگی و "البته اقای افخمی بسیار انسان دلیر خوب و شجاعی هستند

و اما فرصتی در اختیار نداشتند تا کاری بکنند چون اموزش فرهنگی مردم پائین بوده.

نه تنها مردم بلکه دولت هم همینطور. هنرمندان فرهیخته ای هستند که از بس ما

گفتیم از روی متانتشان حرف نمی زنند و....همه فکر کردند اگر بخواهند حرف بزنند

هم همان کاغذ و مداد را در می آورند و طرحی در خور می کشند.

نه . متانت اصل مهمی برای شناخت یک راهبر فرهنگی است که ببینید در وجود

چه کسی بسیار استوار است. و وجود دارد.

تعامل فرهنگی با یک شکل بین احمد شاه مسعود بزرگ و ارد بزرگ نشانی است.

همان نشانی که " خانه ی دوست کجاست" .وقتی کسی می تواند و توانش در

ایجاد ارتباط چنین قوی است که با رهبر بزرگ یک کشور همیشه در جنگ آنهم 

بزرگی چو احمد شاه مسعود  چو برادر نزدیک است.

این مقاله ۲ قسمت است که قسمت بعدی ان را در این هفته تقدیم می کنم

+ ستاره کدام آسمان  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 9:29  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
نمی دانم چرا اینروزها کمی فرهنگ استفاده درست از چیزی به نام ای میل یا

پست الکترونیک بالا رفته.بله مقوله ای هم به نام پست الکترونیک وجود دارد که

می شود مثل کامنت نامه ی خصوصی خود را فرستاد.۳۴ انتقاد از طریق ایمیل ؟

جالب تر شد.و اینکه یک ای دی شناسائی یاهو در نسخهی ۷ به بالا مولتی و 

یک آی دی با ۱۲ پروفایل را بسته.اما نسخه ی پائینتر هم مولتی را می پذیرد و هم

می شود ۸۰ آی دی داشت که هر آی دی خود ۸۰ پروفایل داشته باشد.

و شما که آی دی ۷ پروفایل میل دادی.شرمم می اید هموطن صدایت کنم.ادب

البته فکر نمی کنم که خانواده ی محترم به شما داده باشند.اما خوب است که

انسان قبل از اینکه سر ریز کند از مادر و خواهر و همه و همه کمی به اطرافش

نگاه کند.حتما شما هم خواهر و یا مادر و خانواده دارید.دکتر مهتاب عامری را  

همچون شمائی نمی تواند به ستون در اورد.من در مقاله ام خواهم نوشت.و  

اعلام می کنم:من سهیل خلیل پور تا پای جانم حفظ حرمت دوست را  

نگه می دارم و اجازه نمی دهم هر نژاد پرست بی سرو پائی به خداوندان

هنر توهین کند.نمی فهمی که خداوندگاران هنر یعنی یک استعاره اقای

فحاش.و اینکه ما خدا را یکی می دانیم چون مسلمانیم و مهر را داغ  

نمی کنیم و بر پیشانی نمی گذاریم تا بسوزد و ظاهرمان را قدسی کنیم

و اما بهره ی ۷ درصدی از بیچارگانی که به هر دلیل مانده اند بگیریم و 

دلمان را به حاجی اقا"؟!هدایت روحت شاد"خوش کنیم.نه ما حج را همان

می دانیم که حافظ و مولانا و خاقانی گفتند.اری.لابد خاقانی را هم ...

همان گروهها که از تعریف موسیقی نابخشوده و دیوار وب من از متالیکا

و پینک فلوید کردی هم اگر بدانند کسانی در اوج حماقت گفتار و رفتار که

ناشی از آکبند بودن مغز شماست خود را خیلی پیش از این بازنشسته

می کردند.و من اعلام می کنم که دوستان من شما را اصلا نمی بینند

ادم را می شود دید اما بی مغزانی چون تو را نه و در حد و حدود ما نیستی.

در ضمن شما برو به ایدا در اینه ات برس.هر روز.اما حتما سگ و گربه ای را

که از صدقه سری شاملو داری را در اینه نظاره کن.

تا به حال می گفتم عجب ادمی است این شاملو که با ان ادبیات قوی و

مهارت به مردمش و زبانی که شعر می گوید توهین می کند و فردوسی

بزرگ را حرام زاده می خواند.اما می بینم که البته ایشان در برخی موارد

حتما باید این کار را می کرد.تا بی هویت ها سر از برف بیرون اورند.

در ضمن اقای شاملو دوست و جان بده برای کسی که مرا سگ بخواند

من اعلام می کنم در مقاله ام شفاف بگویم چرا؟ اری چرا ما همه ی ما

گروه ۸لوگ:من سهیل خلیل پور-دکتر مهتاب عامری -دکتر صبا - دکتر  

شمیم راسخی -علی میر شمس-دکتر صدر-دکتر نسیم فدائی-دکتر  

محسن کرمانی-شرمین ازنوابغ هنر گرافیک و نقاشی -و دوستان دیگر

همه ارد بزرگ را تا عشق می پرستیم.

حمله ی هکربازی تان تمام شد؟دیدید ۳۰۰ امضا در ۲ روز اول را؟ که هر

روز هم بیشتر شده و شاید دیگر سرور بلاگفا پر شده باشد از امضای همه

اگاهان. و دیدید که استاد کوچکترین حرفی نزدند و چون شما نیستند.

از کجایتان دارد می سوزد؟ خوب شما هم ریاضت بکش. مردم دار باش 

هنر را به چشم دیگری ببین و نه فقط تمرین و مهارت در خط خطی کردن

همان خط خطی کردن که درد دل را ساخت و نظام تک صدائی را به بی

کسان داد تا به با کسان بدهند و مردم اواره ی دنیا او را بشناسند.اری 

ارد بزرگ رمز پیروزی همیشگی اش نگاه درست است و صدای رسای 

اثارش."هستند کسانی چو پارسیان سایت که رسما توهین و حمله می-

کنند به یگانه مرد دوران که نجابت و متانت و هنر و عدلش زبانزد است و

شهره.و بی خبران از با خبران الوده ی مخدوش با ان نگاه تزویری و چشمان

کرکس وارشان لاشه خور دیگرانند.صبر می کنند تا بزرگی اثری خلق کند

و انها کپی کند و به گونه ای دیگر خود را مطرح کنند.اما دیگر تمام شد.ما

همه دست در دست هم با خبرگزاری بزرگ ارد بزرگ و سایت هواداران که

خوب شد از دیدن کنتور شمارش بازدید نمردید.ان صفحه را که گفتی هم

صفحه ی اصلی است و شما برای نظرات بهتر است به وبلاگها رجوع کنید.

انجا می فهمید که عظمتی وجود دارد به نام عدل که متبلور است در وجود

یک مرد به نام"ارد بزرگ "که درد دل می کند با دنیائی و دنیائی با او .

بزرگترین فریادها را و اعتراض را می شود از اثارش شنید.

مرد میدانی؟ بسم الله.

این گوی و این میدان.

اما "استاد ارد شرکا" هنر را میدان نمی بیند .بلکه هنر را به نقلی از استاد

بزرگوار اسحاق آبادی که از شاگردان استاد ارد در دانشگاه بودند و خود حالا

هنرمندی بزرگ هستند:

یک روز در سر کلاس درس طاقت نیاوردم و پرسیدم مدینه فاضله کجاست ؟ و او (استاد ارد شرکا) گفت : در درون شما
پرسیدم اما من بدنبال وجه خارجی آن هستم
و او باز گفت
پس بسازیدش
دوباره پرسیدم کدام قسمت از درون ما سازنده مدینه فاضله است ؟
و او گفت
احساسات ...احساسات عالی ترین و زیباترین وجه وجودی انسانها و جانوران است . احساسات نمایانگر ارتباط ما ، به بی ریا ترین شکل ممکن است . آنچه هنر را به درجه رفیع خلق کردن رسانیده ، قدرتی که تنها در اختیار خالق قرار دارد چیزی نیست جز همان بیان احساسات ...هنر چون ریشه در عواطف و احساسات انسانی دارد و بی واسطه در اختیار مخاطب قرار می گیرد با تارها و سیستم حسی او ارتباط برقرار نموده و او را به فضای ملکوتی سوق می دهد که هم جذاب است و هم ،در نهاد خویش خلسه الهی دارد .

البته می توانم درک کنم که شما نمی توانید این را بفهمید.خوب عجیب هم

نیست با الفاظی که درخور "دلم نمی اید حتی بگویم شما که حتما بستگان

به وابستگی شما مشمول این الفاظ می شوند و من نمی گویم شما"

کسی که می گوید من از صبح تا شب اینقدر نماز می خوانم که.........

ایا این تزویر نیست؟گفتن اینکه شما به پیشانی من نگاه کنید و به پیشانی

بت خود؟؟!!!!!!! این چیست اخر؟خودتان خجل نشدید؟

بحث بت رستی را زیاد داشتیم.و می توانید رجوع کنید اقای مسلمانترین

مسابقه ی سوزاندن پیشانی. ایا شما با گفتن این جمله خود خجل نشدید؟

ایا شما مسلمان واقعی هستید و بعد می گوئید پیشانی مرا .....

واقعا برای شما متاسفم.اگر هم عصبانی بودم از فحاشی یک مسلمان

که می گوید پس به استادت بگو بیاید مسابقه تا ببینیم پیشانی که جای

مهر دارد. و آیا شما متقیان و عابدان واقعی را نزد عوام که خود عوام به 

معنی بی فهم و مردم عوام به معنی عامه هستید و هستند بیراه نمی برید؟

حرفی نمی زنم فقط برای شما این شعر را سرودم.تقدیم به پیشانی:

گر که در ظاهر مسلمانی و در باطن خطاکار

 آگهت باشد که بر خلق و خدا هستی بدهکار

گر که پیشانی بسوزانی و گویی جای مهر است

نزد آن ذات مقدس روسیاهی و  ریا کار

گرچه در هرعید قربان اشتری را سر ببری

باز هم نزد فهیمان خادع هستی و جفا کار

گر محاسن تا شکم داری و تسبیحت دراز است

یک نفس راحت نباشی نامسلمان مردم آزار

شادیت بهر چه باشد! ابلهان گرد تو جمعند

آگهان هردم بگویند این همان است ان ربا خوار

این مقام و جاه و ثروت پیشکش آن چاکرانت

خرقه ی دیبای خود را بهر یک مثل خودت دار

هر که رابینی بگویی من مرید مرتضایم

مثل تو صوفی نخواهد مرتضی آن شیر کرار

از همه ی خوبان عذر می خواهم و از همه ی عابدان و رهروان راستین علی

مرتضی شیر خدا حیدر کرار      و

به فرقش کی اثرمی کرد شمشیر         گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دوستان و همراهان پایگاه هنری ۸لوگ از این بعد ۸لوگ به کار ادبی و مهم خویش که هدفمند برنامه ریزی شده می پردازد.

این نشانه ی این است که کم کاری خود را پذیرفته ایم. و "ارد بزرگ" ازما

چیزی نمی خواهد جز آموختن و شناخت درست و درک معنوی و نقد درست.

هر ملتی انتقاد خود را به گونه ای نشان می دهد.

و هر قشری هم.

و هر تیره ای.

ارد بزرگ راه انتقاد درست را به ما اموخت.هنرمند هم انتقاد خاص خود را دارد

ارد بزرگ آموخت که به مدارک و مدارج علمی و تحصیلی نبالیم.

بلکه به انسان بودن ببالیم و سعی در نگاه انسانی و درست به هرمقوله ای.

اگر خوب بود تشویق کنیم و نه انقدر که از ره برگردد.غرور غالب شود.

و اگر بد بود انتقاد کنیم و هراس نداشته باشیم.

انتقادی که به هجو نرسد.طرف را به سمت بدتری نراند.ما هنوزخام و بی -

تجربه ایم.احساس می کنم که حرفهایم دارد به گونه ای می شود که   

خدای ناکرده همان شود که نباید.

منظورم صحبت و دردی بود در بالای این پست.آغاز.

اما من "ارد بزرگ"نیستم.من می خواهم بیشتربیاموزم از این استاد.

خیلی فکر کردم که در این مدت ما برای استاد چه کردیم؟اصلا ایا استاد

یا هر کدام ازدوستان و  مدیر مجموعه"خانم فریبا ملک" با صبر و متانت دارد

زحمت می کشد ایا خواسته بودندکه ما برویم و بنویسیم انهم برای استاد؟!

نه.ما احتیاج داشتیم بنویسیم.احتیاج داشتیم خودرا به ایشان نزدیک کنیم.

در مقاله ای که با سوال دوست فرهیخته ام مرد بزرگ ادبیات ایران و تاریخ

ادب پارسی "فرسان فرهانیان" شروع شد.فرسان فرهان یکی از معدود 

کسانی است که در همه ی امور هنری از درهای بسیاری گذر کرده و از هر

نامی کتابی تحویلت می دهد.ایشان سوالشان مبنی بر این بود که چطور

چنین شخصیتی را انهم در ایران و انهم در هنرهائی که "فرسان از آنها به

عنوان اوج قدرت درک و اوج پیوست درک به واسطه و واسطه به معنی در

نهایت قدرت و تمرکز فکری هنرمند می داند "متعجب بود. متعجب که چگونه

ایشان را نمی شناخت.از طرفی ما یک چند نفری بودیم که از همه ضعیف ـ

تر من بودم.و ما در اولیت وبلاگ ایرانی نوشتیم.زمانی که هنوز کسی نمی

دانست وبلاگ چیست در ایران.البته منظورم به وقتی است که هیچ محیط

میزبانی وجود نداشت و کسی نمی دانست می شود به راحتی نوشت و

اعتبار کسانی و هم سازمانها و تجارتخانه ها به ادرس وب سایت بود.

پرشین لوگ که بعدها پرشین بلاگ نامش را از این سرور حالا تعطیل شده

وام گرفته ۲ سال بعد در ایران راه اندازی و به سرعت رشد کرد.

و ما از هر گوشه ی دنیا در این سرور که "فرسان"آدمین بود و"امید"که در

المان زندگی می کند به راحتی می نوشتیم و فقط هم ادبی بود و هنری.

همه از بزرگان ادبیات و هنر بودند.بسیار پر و حتی می توان به جرات گفت

همه ی وبلاگهای خوب حالا و بلاگرهای خوب حتما در پرشینلوگ می نو-

شتند. فرسان بسیار برایش عجیب بود.و از اینجا بود که واقعا به این مورد

فکر کردم.و فهمیدم که فرسان چه می گوید.در ضمن ما همه حرفمان 

برای هم حجت بود. اگر قراری بود من اگر فرانسه بودم و یا ایتالی و اگر

امید آلمان بود در جمع حاظر می شدیم.ما اگر هنوز هم با هم بودیم   

ادبیات ایران را تکانی سخت می دادیم.و شاید...

و ناراحتی این است که از هدف دور افتادیم.

فرسان با شروع جستجو در عرض ۳ روزی که بعد از ۵ سال اتفاقی پیدایش

کردم و لینکها را دید و از انجائی که از خط فکری هم با خبر بودیم و محکم

بودیم و بسیار نزدیک فهمید که نباید موضوع سرسری باشد.و این شد    

جستجوی فرسان و دریافتهایی که وقتی حالا از دهان فرسان در مورد  

ارد بزرگ می شنوم می بینم ما هیچ کاری مکردیم و چه خوب بود که از

اغاز ۸لوگ فرسان را می یافتم تا کمکم می کرد.او کسی است که توان 

بسیار بالائی در درک و خلق دارد.

تشکر فرسان از من بابت آشنا کردن ایشن با استاد ارد شرکا و یک خورده

در خود رفتن که چگونه ندانست که در جایی به نام پاساگارد مردی نشسته

که همه ی موارد را می بیند و با اثارش تحت تاثیر قرار می دهد. و اینها همه

موجب این شد که بفهمم چه خوب که در کنار ارد بزرگ درس می اموزم.

اما دریافتهای ۳ روزه ی فرسان کجا و مشق تکراری ما ۸ نفر دکترای هنر

کجا. اینجاست که خجل می شوم از بسیار دوستان که کم کاری مرا این

مدت ندیده گرفتند.

اما همه ی دوستان و دشمنان که خدا کند بفهمند که ارد بزرگ کیست و

دست بردارند از این بازیهای اینترنتی و هک و ایمیل و فحش و...

و فرسان می گوید فقط بخند و شاد باش که کسانی نمی فهمند و جک

مجانی از نوع برکلی و شومن های حرفه ای لاس وگاس که کلی پول دلار

باید برای یک شب شنیدن و خندیدن به ...اما بخند دکتر که اینجا جک مجانی

می شنوی و آنهم چه جکهای خنده داری.

و من افتخار می کنم به وجود"ارد بزرگ" که بزرگی چو "فرسان فرهانیان"

که همانند استاد اعتبار وبلاگی ذره بینی دارد اما شهرت نمی خواهد.

و قانع است  می گوید ممنون که مرا با این بزرگ اشنا کردی و افتخار

می کنم به وجود "فرسان" و همه ی دوستان که خوب می فهمند و اما من

خجلم که تکراری از حرفها را ...

پس شروع می کنم. اغازی دوباره.و خواهم اموخت برای همیشه ازاستاد

ارد شرکا به کمک فرهیختگانی چو فرسان و استاد جعفر معروفی و استاد

کامیار مستوفی عزیز و همه ی دوستان ۸لوگ و سایتهای اصلی ارد بزرگ

با مدیریت خوب و سنجیده ی خانم ملک.

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا     می مــــــــــــــــــــــانیم

تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا      دینمان را ادا کنیم.       

ارد بزرگ همیشه با شما هستیم. و سعی در بهتر کردن اوضاع پایگاه.

و اما یک خبر و تمام: خواهر خوانده ی من دکتر پانته آ  ساعتی پیش

از فرانسه تماس گرفت و رسیدنش را اعلام کرد.

با چشم گریان رفت از ندیدن دوستان و خداحافظی.

اقامتش تمیدید نشد.رفت تا بتواند همیشه بماند و هر وقت خواست برود.

به این دلیل کمی این هفته برای راهی کردنش ...و سلام به همه ی     

دوستان رساند و تک تک نام برد. اولین پست پانی را در اینجا می گذارم.

سهیل خلیل پور

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 18:6  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
سالروز میلاد باسعادت مولای متقیان علی مرتضی را به همه ی شما مسلمین

جهان و خصوصا شیعیان حضرت تبریک می گویم. امروز روز بزرگی است و بزرگی

این روز با نامگذاری روز پدر در ایران جلوه ی دیگری می یابد.البته هرساله از شب

میلاد شبکه ی خوب جام جم مستقیم از ایتالی و فرانسه ما را همراه می کرد 

و من هم یکی ازشیعیان مولا که در سنین کم از کلیسای کاتولیک نزدیک به خانه

صلیب حضرت عیسی را بر سینه کشیدم و راهی شدم به ایران و با پدربزرگ خوب

که البته نام فامیلش با من فرق می کرد و فامیلی من همه را متعجب می ساخت

راهی مکه منوره شدیم و من مسلمان شدم.مدینه را دیدم.مکه راهم واجب رفتم.

و پس از خداحافظی ازپدربزرگ با مادرباپاس ایتالی به کربلا هم رفتم.

نجف را قبل از دیدن در خواب دیده بودم.من درخانه خودفرانچسکو را دیدم.واضح  

فرانچسکو نام من در ملیت مادر.منهرسال باجام جم کارهائی می کردم.

فرانسه هم مسجدی دارد که به نام حضرت است و باید خود عظمتش را ببینید.

باورکنید مثل نجف است. هرسال روز مادر و پدر ایرانی و هم شبهای ایرانی "یلدا"

را از شبکه می بینیم.سال پیش که رفته بودیم نروژ و چندی با مادر و پانی خانه ی

مهتاب بودیم.پدر و مادر ایرانی و خوب مهتاب را دوست دارم و مهربانی مادر صبادرایران

من این روزها را همیشه به مادر تبریک می گویم. امسال دوربودم و فقط تلفن زدم.

حالا هم که عزیزی باید راهی شود.

من امسال این روز را با پدر مهربانی سلام دادم که شیفته ی اویم.

من امسال دست پدر مهربانی بر سرم بود و هیچ هدیه ای برایش نگرفتم.شاید ...

نمی دانم چگونه باید گفت.اینجا گاهی در مورد چیزهائی نمی شود حرف زد.انسان

خیلی پیچیده است. از طرفی حمله ی اسرائیل به لبنان و این کشتارکه نمی توانم

کاری بکنم و دلم می گیردنگاه کن.به چشمان و وای

این فریاد از وجود که را صدا می کند.و مرگ بر تو ای جنگ.ای صهیونیست.

من هیچ نمی گویم.من توان ندارم.

و اگر سایه ی دست پدری استاد ارد شرکا بالای سرم نبود به هجو می رسیدم .

هجو در خود. پس استاد"پدر" روزت گرامی.باز هم دست تو و آفرینش اثری مرا....

این بغض که در چشمان این مرد است را می بینی .دوربین هم حرفی نداردجزاشک.

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 16:35  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
نبض خبرهای فرهنگی وهنری ورزشی ایران و جهان   
 
درخبرگزاری "اردبزرگ "می طپد.با لینک خبر به روزباشید
+ ستاره کدام آسمان  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 12:30  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
با سلام و عرض ارادت خدمت همه ی دوستان هنرمندان و هنرجویان وهنردوستان و آنان که حق طلب و حق جو هستند.اولین هفته ی رسمی پایگاه هنری ۸لوگ که به دلیل وقت کم در حاضرکردن وبلاگها که به هیچ وجه نمی شد بار سنگین مدیریت این بلاگهای هنری را به بهترین شکل و حتی متوسط به سر انجام رساند با برکت نام"استاد ارد شرکا" به خوبی به پایان رساندیم و منتظر فردائیم که با نام بزرگ مرد دیگری از همان تبار زلال چو قبلا هم اعلام کردیم و خبرگزاری ارد بزرگ هم مطالب ما را عنوان کرد با نام " استاد مرتضی ممیز " پدر گرافیک ایران که یادش همیشه سبز شروع کنیم و در حد توانمان از این عزیزان و بزرگان مطالبی را خدمتتان برسانیم .هرچند که کار مشکلی است اما بسیار شیرین است و همچنین آموزنده.چون باید برای نوشتن از همچین شخصیتهای بزرگی حتما تحقیق کرد و قدرت درک و تفکر و تمرکزرا بسیار بالا برد.

و اما در این هفته ما حتی نتوانستیم اندکی از استادبزرگ ارد شرکا را به دین ادا کنیم و چون ایشان سمبل پایگاه هنری ما هستند ما کمی ها را در همه ی مدت جبران خواهیم کرد.پس هفته ی ارد بزرگ از نظر سمبلیک تمام شد اما "حالا می فهمم و درک می کنم که خانمها فریبا ملک مدیر سایتهای اردبزرگ که با صبر و استقامت خویش همچو مهربان خواهری برای من که نسبت به درک و شعور و عقل و منطق و همه و همه پیش این دوستان بزرگ هیچم و ایشان چو همان خواهر مهربان هدایتم کردند و خانم پروانه رضائی که با آن کار بزرگشان ۱۰۰ هنرمند برتر و صد وبلاگ چه کار سختی را به خوبی در همین مدت کم انجام دادند و می دهند " به هر حال ارد بزرگ را باید در تمام پستهای همهی وبلاگها از هر وجهی به ایشان پرداخت تا شما دوستان و عزیزان متوجه شوید چگونه است که ما این همه دغ دغه ی از استاد گفتن را داریم.

باور کنید که در مورد ایشان سخن گفتن کار راحتی نیست و ما که از آغاز به دعوت خانم ملک با جان و دل لبیک گفتیم نمی دانستیم که چه وظیفه ی مهمی را داریم به گردن می نهیم و امروز که روزها گذشته از آغاز تازه می فهمیم ما هنوز هیچ نگفته ایم از این انسان حخردمند و عادل.

از جمله کسانی که در وسط کار از ندانستن به بیراهه خوردند فقط من بودم.شاید فکر می کردم زیاد گفتن و  زیاد نوشتن کار درستی نیست و این از...اما نمی دانید که در همه ی این مدت این ما بودیم که به وجود ایشان نیاز مبرم و حیاتی داشتیم و مردی را که به بهانه ی ترور شخصیتی ایشان از طرف کور دلانی که ندانستند هنر مسابقه نیست تا برای یردنش آدم ترفند بزند و دوپینگ کند بلکه باید مثل ارد بزرگ بدون حرف خود آثار خلق شده به دست ایشان سخن از مهربانیها و نامهربانیها بگویند و ما در این مدت با چه اساتید و دوستانی اشنا شدیم که همه و همه جای بسی خوشحالی و خوشبختی دارد.

در آخراز همه ی دوستانی که در این یک هفته کمک ما بودند و از دوستان همکار در سایت اصلی ارد بزرگ و شخص استاد و همه ی دوستان و نویسندگان خوب ۸لوگ و همه ی عزیزان کمال تشکر را داریم و از شخص استاد هم عذر می خواهیم به کمی کاستی ما را ببخشند و همیشه برایشان آرزوی موفقیت و سلامتی و بهروزی می نمائیم و دعا می کنیم تا همیشه در کنار ایشان و همراه با ایشان درسها بیاموزیم و سخنان بشنویم و معنی هنر و هنرمند را دریابیم.

پایگاه هنری 8log /خانه/مدیریت :سهیل

+ ستاره کدام آسمان  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 11:52  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
هنرمندان معمولا با آثارشان کمک می کنند .می خندانند. می گریانند.با احساسات مخاطب حرفشان را می زنند به طوری که منطقشان زیر احساس نماند و عجولانه بت پرستی یا هنرمند پرستی نکنند.

اما همه اینها که گفتم مربوط می شود به هنرمند راستین و هنرمند به معنی واقعی کلمه.

و هنرمندانی هم هستند که با همان روشها پیش می ایند و اما تا به احساس مخاطب رسیدند و سوار شدند نمی گذارند عقل خردگرا و منطق با احساس برابر شود و احساس مخاطب را به بازی می گیرند و وقتی مخاطب تمام و کمال در اختیار در آمد بت می شوند و با همان روشهای آشنا که همه ی ما بلدیم(معمولا بیشتر مخاطبان این وبلاگها یا هنرمند هستند یا هنرجو و یا هنردوست و قواعد را بلدند) و می دانیم طرف را به هنرمند پرستی وامی دارند.

اما کسانی هم هستند که خود هنرمندند و یا هنردوست و چون در هنرمند دیگری همه ی صفات لازمه ی یک هنرمند واقعی را می بینند او را بسیار عزیز می دارند و دوستش می دارند و به بت پرستی هم محکوم می شوند و اما باز هم بر حرفشان هستند.مثل استاد ارد و ما که دوروبر ایشان می گردیم تا اگر شد چیزها یاد بگیریم که گرفتیم.

هنرمندان می توانند مثل هر انسان دیگری بترسند اشک بریزند ناله کنند و احساساتشان را که به واسطه ی هنر بسیار لطیف شده بر آثارشان بریزند و بسازند و بسرایند.

تا امروز از استاد ارد شرکا به عنوان هنرمندی عادل و حق جو یاد می کردیم.اما حالا علاوه بر همه ی اینها شجاعت را هم به همه ی صفات خوب ایشان که صفت بدی ندارند اضافه می کنیم. شجاعت در گفتار که کمتر سخن می گویند و با آثارشان حرف می زنند.شجاعتی مثال زدنی که کمتر کسی می تواند در وجودش داشته باشد.

روزنه های نگاه به وقایع اخیر و هدایتهای درست و راستین ایشان اینقدر زیاد است که هموطنان و دوستان ایرانی خارج از مرز هم ایشان را به درستی می شناسند..

شمیم دوست ایرانی ما که از هنرمندان خوب و صاحب سبک در نقاشی و طراحی و حتی تحلیل مسائل روز هستند از چندی پیش در واحدی با هم گفتگو می کنند این واحد مجازی دنیای اینترنت مربوط به هنرمندان و دوستان جوان ایرانی خارج از کشور می باشد.ایشان که احتمال دارد یکی از نویسندگان ۸لوگ در روزهای بعد باشند مواردی را در بحث کاریکاتور روزنامه ی ایران و همچنین واکنش هموطنان داخل و خصوصا هنرمندان را یش کشیده بودند و به ارد شرکا استاد ما رسیدند.مطالب ایشان بسیار شنیدنی است.همچنین آذری های دیگری هم هستند که ارادت خاصی نسبت به ارد بزرگ دارند

"حرفهائی هست برای گفتن و حرفهائی هست برای نگفتن...حرفهائی که هرگز سر به ابتذال  گفتن فرو د نمی آورند و ارزش ماورائی هرکس به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد"

این آغاز سخنان ما بود و شروع تازه ای برای یک فصل از کتابچه ی افکار و هدایت های استاد ارد شرکا. دوستان ما که گهگاه حتی باید با آنها به زبانهای دیگری حرف می زدیم که فقط انگلیس آمریکن فرانسه ایتای را می توانستیم و باقی را چو آلمانی و سوئدی (جای سرورم کامیار مستوفی خالی بود که در سوئدی و استرالیا به ما کمک کنند) و چند زبان دیگر را که شمیم وقتی لهجه ها به شدت آلمانی می شد به ما کمک می کرد و دوستان دیگری هم.

از ترک بودن استاد ارد شرکا با حرف شمیم شروع شد و وقتی سحر دوست ایرانی دیگری گفت که ایشان صاحب آثار ارزشمند زیادی هستند و همه قصه دار این بودند که چرا نمی شود آثار استاد را پیدا کرد و دید شما حدس بزنید باقی ماجرا را....

من و مهتاب و پانته ا و شرمین و چند دوست دیگر ۸لوگی در ادامه ی بحث آدرسهائی را بدون آنکه حرفی بزنیم به همه ی دوستان در کنفرانس ۲۴ نفره ی ما که در نیمه های شب به ۴۰ و فول رسید پیشنهاد کردیم. خوب با نام و آی دی های خودمان که معمولا تجهیزات جدید نسخه ی ۸ بتا مسنجر در اختیار کاربر می گذارد کسی نام و ایمیل و بلاگ ها و عکسهای ۳۶۰ و پنجره های کوچک چت و وب کم....

صحنه ی بسیار جالبی بود وقتی که ادرس اینهمه وبلاگ اصلی و خبرگزاری داده شد و منهم به تندی و سرعت عکسها و آثار استاد را از آرشیو سند می کردم برایشان و ادرسهای ۸لوگی ها که بیشترشان بودند با وبلاگهیشان و عکسهایشان و من حقیر و  صبا که عکسها در وب اصلی بود ناگهان فضای جالبی به وجود آورد.

و دوستان اشعاری را هدیه کردند و آزریهای خوب مقیم کشورهای دیگر با حرفهای شیرین و کمی درست کمی نادرست.نشستیم و ما خوب مورد را برایشان باز کردیم.

اشعار در وبلاگهای دیگر تقدیم حضورتان می گردد. عکسهای زیر از شمیم است.

دوستان دلیل این که ۳ عکس از شمیم گذاشتم این بود که اولین و چند عکس اولی که داده بود مثل عکس همکار و دوست ۸لوگی نویسنده بلاگ کوچه مهتاب عزیز دوست چندین ساله ی من یه خورده مشکل از نظر رعایت تعهد داده شده به بلاگفا داشت و ما هیچ وقت تعهدی که دادیم رو زیرش نمی زنیم و از اینهاگذشته ممکن بود موجب فیلتر شدن وب با اینهمه زحمت به این بهونه بشه.بعد که ما گفتیم برای  گذاشتن شعرت عکسی بده که بتونیم صمبیمه کنیم تندی این عکس اول از راست رو همون لحظه با کمرا گرفت و به مهر شمیم آغشته کرد و عکسهای دیگر هم که از میون چندین عکس انتخاب کردیم مربوط به قبل از مهاجرت و دبیرستانه. به لطف یا هو ۸ بتا و امکانات زیادش و هم طراحی این واحد گفتمان که داشتن ویس و وب کم کمرا الزامیه و کامنتها هم دارای عکس اعتماد بسیار زیاده و این خوبترین قسمت این نوع کنفرانسهاست.دوستان دیگری هم بودند که ما توضیح دادیم نمی شه همه ی آثار رو قبول کرد.این که اگه تو وب اصلی بره هم یه شانسه که ربطی به ادا و اصول نداره بلکه شورای نویسندگان وب اصلی و خانم فریبا ملک باید تصمیم بگیرند و اینکه ما هم مثل اونا خودمون به عشق می نویسیم. و اینکه من در خدمت خانم ملک و استاد هستم نه احتیاج اوناست بلکه احتیاج منه.

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:20  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
ارد نامی که این مدت زیاد به او فکر کردم. ارد ارد ارد. و به راستی ارد شرکا چگونه است که بدون  کوچکترین حرف بر سر زبانها می افتد متانتش آشکار می گردد و اینهمه امضا و نامه و ... .من که هنوز هم برایم عجیب است چه رسد به کسانی که ارد را از زاویه ی همین مدت کوتاه و آن تلخی ها که به شیرینی تبدیل شد شناختند.

مگر همچین اتفاقی بر ما روشن کند که در ایران در جایی که نامش را از عشق به وطن

پاساگارد گذاشتند مردی نشسته که من تا کنون همچین هنرمندی ندیدم .ارد شرکا را ازز هر زاویه ای که بخواهیم به نقد بکشیم سر از آثارش در می آوریم.

اولین هفته ی رسمی پایگاه هنری ۸ لوگ با نام هنرمند عادل و فکور مردی متین از تبار استوار کوههای الوند .از تبار نیکان خردمند بزرگ ترین استاد هنر طنزآرائی جهان و کسی که نه فقط ما بلکه همه ی دنیا یر اثار او در مقام نقد بهترین ها را بر چسب کرده اند. بر هر اثرش و بر هر لغزش قلمش "استاد ارد شرکا "به ایران و ایرانی به هنر و هنرمند و هنر دوست به متانت مردانی چو او که از ایشان چندان نمانده اند بر همه ی شما مبارک باد.

این هفته حرفهای زیادی در مورد استاد ارد شرکا خواهیم زد پس من که افتخار داشتم مدت کوتاهی به عنوان یکی از نویسندگان اصلی حمایت از استاد ارد شرکا با دوستان دیگری همکاری کنم و این افتخار بزرگ نصیبم شده است که به این واسطه با این بزرگ مرد ایرانی به معنی واقعی بزرگ و عادل اشنا شوم و در این زمان با اساتید و بزرگان دیگری هم اشنا شوم و این را از افتخاراتم به حساب آورم و در دفاتر روزمرگی ام ثبتش کنم دیگر چیزی نمی گویم تا شیرینی این شیرین هفته بر کامم بماند.

در هفته ی ارد بزرگ در وبلاگهای ۸ لوگ که استاد ارد سمبل هنری ۸لوگ  اولین هنرمند برگزیده ی ما از دریچه های مختلفی از طرف نویسندگان ۸لوگ و نویسندگان وب های اصلی ارد بزرگ و سخنانی از دوستان و نویسندگان اصلی  سایت ارد بزرگ که به ناگاه به جریانی بسیار ژرف و عمیق برای شناخت بهتر این استاد و آثارش بدل شد سخنانی را به حضور هنرمندان عزیز و هنردوستان و هنرجویان عزیز خواهیم رساند.

یک هفته با استاد ارد شرکا : سخنانی از نویسندگان در حمایت از ایشان در ترور نافرجام شخصیتی استاد

نگاهی به آثار استاد از دریچه های مختلف.

 بررسی آثار ارد بزرگ برداشت از خبر گزاری ارد بزرگ

 نظر دوستان هنرمند در مورد شخصیت و اثار ارد بزرگ .

سپاس از سرکار خانم ملک برای همه ی خوبییها و روشنگریها با به وجود آوردن سایت حمایت از استاد ارد و خبرهائی از استاد  در جریان بلوائی که از مصاحبه ای ایشان شروع شد تا کوردلان شهرت خواه

همه و همه در هفته ی ارد بزرگ.

 و در آخر سپاس از همه ی یاران از ابتدا تا به اخر در حمایت و همراهی استاد ارد که نامبردن تک تک عزیزان چو اینقدر متین هستند که گاهی نامشان از قلم می افتد و موجب شرمندگی ما ۸لوگی ها می شود. از همه تشکر می کنیم.

پایگاه هنری ۸لوگ /خانه/اینجا - ایران - است. و وبلاگهای تحت مدیریت.

کوچه شلوغ است /من صبا / صدای پای نسیم/ نسیم نوشت / اینجا ایران است.

I love you orod

+ ستاره کدام آسمان  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 16:57  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
تا زنده ام برایت خواهم سوخت         اثر استاد ارد شرکا

اگر یادتان باشد این اثر زیبا و بی نهایت پر مغز را که یکی از آثار استاد برزگ ارد شرکا می باشد و نامش "تا زنده ام برایت خواهم سوخت "می باشد را یک بار در پست۱۷ سه شنبه ۹ خرداد برایتان در این وبلاگ گذاشتم .می خواهم سوالی بپرسم و شما دوستان نظرتان را مثل همیشه سر راست بنویسید.

دریافت شما و آن معنی که از اثر به شما می رسد چیست. یا شما چه تصوری از این اثر زیبا دارید.؟ می خواهم میزان اثر گذاری یک زایش هنری در حد بسیار بالا از بزرگترین هنرمند این رشته ی هنری را از نگاههای مختلف مخاطب با هم پیوند بزنم. نظر شما چیست ؟

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 17:13  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر همه ی مخاطبان وبلاگ اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت این وب.که همه یک خانواده اند

دوستان و عزیزان.در خبر پست اخر در این وبلاگ و وبلاگهای تابع چون mansaba.blogfa و وبلاگunjustice-in-city.blogfa  و وبلاگ sedaye-paye-nasim.blogfa  و وبلاگهایی که در این هفته اعلام خواهند شد. یعنی وبلاگهای موسوم به 8log نوشته شد هر هفته را به نام یک هنرمند نامگذاری می کنیم و موارد دیگری که در این دو پست در همین بلاگ و باقی بلاگهای این پایگاه هنری می توانید آنها را بخوانید.

ما تصمیم داشتیم روی انتخاب عزیزان از روی ده هنرمند برتری که در۱۰۰وبلاگ بزرگترین وبلاگ ایرانی به مساعدت و کوشش خانم رضائی  بنا شده است هفته ها را نامگذاری کنیم و اینکه در مورد سوال هفته و جوابهای درست به چند تن از عزیزان هدیه ای کوچک اما از سر مهرورزی و عشق به چند تن از دوستان پاسخ درست داده که در قرعه کشی نامشان بیافتد اهدا کنیم.همانطور که گفتم این موارد هیچکدام ربطی به سایتهای اصلی ارد بزرگ ندارند.و چنانچه مدیریت و همه ی عزیزان نویسنده ی اینجا ایران است و وبلاگهای تحت مدیریت همگی با مطالعه و تشریح و توضیحات آزاد بر انتخاب بودند و همه مثل نویسندگان سایتهای اصلی ارد بزرگ ایشان را به عنوان سمبل هنر و عدل هنری و هنرخوب دبدن برای خوب نگاشتن سرودن آفریدن اثر خوب انتخاب کردند.یعنی مدیریت هیچگونه اجباری در مرد انتخاب هنرمند سمبل ما  بر عزیزان وارد نکردند. و همه ی نویسندگان و دوستان ما خود ارد بزرگ را انتخاب کردند.اما چنانکه مثل من تازه از موارد فرهنگی ایران با خبر شدند و من به همان خاطر که خود اشتباه کردم در نشناختن فضا و هنرمندان و خصلت و شخصیتشان که به شکر هنرمندان ایرانی همه خوب هستند با راهنمائی و نشان دادن ۱۰۰ وبلاگ خانم رضائی که در هر موردی مرجع مناسبی برای هنرمندان و هنرجویان چو سایت خبرگزاری که چنین است  دوستان را در انتخاب راهنمائی کردم و این همفکری و راهنمائی که من خود آن را از خانم ملک دارم و تشریح عدل ارد بزرگ و موارد اخیر همه ارد بزرگ را هم به عنوان سمبل انتخاب کردند و هم در یک رفراندوم کوچک بین اعضای اینجا ایران است و وبهای تابع به جای استاد ممیز ارد بزرگ را که ۸ اضافه بر هفت هنر و  دلیلش " ارد بزرگ = هنر " می باشد و بنا بر سمبل عدل هنری پایگاه ما ارد بزرگ را انتخاب اول برای هفته ی اول نمودیم و بعد به ترتیب همان لیست وبلاگ بزرگ خانم رضائی هفته ها را نامگذاری می کنیم. و تا آخر که ۱۰۰ است ا۰۰ هفته و هر هفته یک هنرمند و هر هفته نوشته هائی در هر یک از وبهای اینجا ایران است  در مورد هنرمند هفته و هر هفته سوالی و هدایائی به رسم یاد بود .

اما ما هنوز با خانم ملک مشورت نکردیم و اگر ضعفی بود همه بر ماست و بر ما ببخشید.اعلام این مطالب و تاکیید بر آن و تکرار مکررات بر این است که خدای ناکرده خود استاد ارد که نمی دانیم موافق هستند یا نه و یا در آمدن حرفهایی بر حسب اینکه شاید مدیریت اینجا ایران است برای کسی که سمبلش می باشد در هنر بخواهد بنویسد در سایت اصلی شائبه ای به وجود نیاید که مورد تبلیغات است و چنین و چنان .....

اما در نوشتار خبر آمده از هفته ی آتی و هفته ی آتی این هفته می شود چنانکه خبر جمعه اعلام شد.

چنانکه دوستان هفته را از یکشنبه دانستند و شکایتی بر آنان نیست و اینجا ایرا است باید می دانست و توضیح می داد.

پس هفته اتی یعنی شنبه ای که در پیش داریم بعد از این جمعه .از این هفته وبلاگها هم اعلام خواهد شد و نشانه درج خواهد شد و همانطور که گفتیم بهترین راه برای کسب اخبار بلاگفا در مورد ارد بزرگ خبر گزاری ارد بزرگ می باشد .

نوشته های وبلاگهای تحت مدیریت دکتر خلیل پوور هم اگر مطالبی در مورد ارد بزرگ نوشته اند در وبهاشان بخوانید شاید فقط سر فصل نوشته ها در اینجا یا در صورت موافقت مدیریت خبرگزاری ارد بزرگ در آنجا نوشته شود(فقط سر فصل محض اطلاع ) و اگر دکتر خلیل پور م در سایت ارد بزرگ سمبل ۸لاگ بنویسند  دلیلی بر موافقت و خط دادن هیچکس بر موارد و مسائل اخیر نیست جز عشق ایشان و همه ی نویسندگان و وبلاگهای تحت مدیریت ایشان که بنا بر همان اشتباه دکتر و تاثیر عذر خواهی ایشان بدانگونه بر هنر جویانشان و هم دوستان هم مقطع ایشان که الان همه در وبلاگهای تابع می نویسند  و اینکه همه از عذر خواهی بدان گئنه تحت تاثیر قرار گرفتند و پس از سوال از دکتر و جواب و تشریح مورد از دکتر برایشان موجب تحقیقز و دیدن آثار ارد بزرگ در اساتیدی که حالا می نویسند در همین وبلاگها موجب شد تا آنها نیز آزادانه ارد بزرگ را به عنوان سمبل عدل هنری و هنرمند واقعی تشخیص داده و انتخاب کنند و در هر جای دنیا که به کار مقدس آموزش هنرجویان مشغول می شوند ارد بزرگ را نامی جهانی بر عدل هنری  معرفی کنند و روزی رسد که همه ی دنیا هنرمند عادل و فکور را به اسم و نام ایشان بشناسند و به نام هنر را به نام ارد فرقی قائل نشوند که دورنمای آن هم اکنون مشخص است.

با تشکر از همه ی دوستان.پایگاه هنری اینجا ایران است8log که امکان دارد نامش عوض شود در هر رشته ی هنری اصلاعات جامعی با کمک اساتید ایران زمین  به شما هنرمندان و هنرجویان عزیز خواهند داد.       دکتر سهیل خلیل پور مدیریت وبلاگهای اینجا اران است و تابع

+ ستاره کدام آسمان  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:29  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
معرفی وبلاگهای تحت مدیریت اینجا ایران است.همانطور که گفته شد با نام نویسنده و وبگروه تحت مدیریت دکتر خلیل پور مشخص می گردد.موارد گفته شده یعنی وبلاگهای اضافه شده و وبلاگ فرانسه و اتالی زبان را در روزهای اتی پس از اماده شدن از اینجا و وبلاگها و بهترین راه خبر گزاری ارد بزرگ اعلام خواهیم کرد. این موارد مربوط به وبگروه اینجا ایران است می باشد و ما هنوز با ایشان خانم ملک مشورتی در این زمینه ها نکردیم پس چنانچه ضعفی بوده از جانب مدیریت اینجا ایران است می باشد.

1_http://inja-iran-ast.blogfa.comخانه و مدیریت وبگروه وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور. اینجا ایران است با محوریت اصلی هنر که این مدت کاملا از آن دور شده بود حکم یک پایگاه هنری برای رشته های مختلف هنری به صورت تخصصی است که 8log  نام دارد و شاید نام آن عوض شود توضیحات را که خواندید.فعلا در این پایگاه هنری که اول ۷ بود و ۷ هنر کلی به سمبل هنر پایگاه هنری ما آراسته شد به ۸ لاگ که ارد بزرگ به نشانه ی سمبل عدل انصاف و هنر و خوب دیدن و خوب آموختن و به حاشیه توجه نکردن  برای گروه ماست.با این وجود دکتر خلیل پور اعلام کرد:هنوز من در این مورد با هیچ یک از اعضای وب سلیت اصلی ارد بزرگ  مشورت نکردم و این مورد به گروه من ربط دارد و اگر ضعفی و حرفی بود به وبهای تحت مدیریت من و حتی آنها هم نه و شخص من بر می گردد.در اینجا ایران است موارد مختلفی ارزیابی می شود.

2_ http://mansaba.blogfa.com  با عنوان کوچه شلوغ است که قطعه شعری است از دکتر خلیل پور که باقی ان هم در زیرش نوشته شده است.این بلاگ با نویسندگی صبا سال آخر پی اچ هنرهای درام در گرایش  ادبیات نمایشی و شعر ایران و جهان و با کمک دکتر خلیل پور که در همین گرایش استادیار یکی از مهمترین دروس تخصصی کالج پادووا بودند و با شناخت دکتر از صبا در ۸ سالی که ایشان را از دوستان خود معرفی کردند می نویسند.

3_http://sedaye-paye-nasim.blogfa.com  که با عنوان صدای پای نسیم با نویسندگی علی میر شمس که تحصیلات ایشان در ایران بوده است .در زمینه ی ترانه بیشتر تجربی کار کرده و با توجه به رشته ی ادبیات و تاثیرش در ترانه سرائی نو و نئو کلاسیک و هم غزل و شعر با کمک دکتر خلیل پور که با ایشان از سالهای دور در اینترنت و ترانه سرائی برای موسیقی آشنا شدند و شب شعر و موسیقی را در فضای چت جایگزین چتهای وقت هدر کن کردند که بسیار هم استقبال می شد.در فضای آنلاین چت که آنروزها راحتر به نظر می رسید.نواختن ساز کلاسیک و هم سازهائی همچو کلارینت که قابلیت موسیقی لاسیک ایران را دارد از فرانسه و یا ایتالی با ایران و سازهای ایرانی.تخلص میر شمس شیدا می باشد.

4_ http://unjustice-in-city.blogfa.com  با نویسندگی مهتاب از دوستان و همدوره ی صیا و نسیم" البته با نسیم صدای پای نسیم شیدا نویسنده میر شمس اشتباه نشود این نسیم که قرار است بکب از یاران باشد نسیم که توضیح می دهم" در کالج پادووا و استادیاری دکتر و هم دوستی و همراه بودن ایشان با دکتر و همینطور پانته آ که از روزهای آغازین و بسیار دورتر از این حرفها یار و یاور و همراه دکتر بوده اند و هستند و در اولین روزها همراه دکتر تا کنون بوده اند و حالا هم ایشان معاونت دکتر را در نبود دارند و وبلاگشان تعریف می شود..مهتاب در زمینه ی سینما و نقد سینما و همینطور نقد ادبی فعال است.ایشان هم تا مقطع دکتری درس خواندند و ...گرایش نمایش.در چند اجرای اپرا با دکتر هم آوا بودند و هم سوپرانو می خوانند و هم ساز سوپرانو را که بعضی از هنر دوستان آشنا به سازهای بادی به خانواده ی ساکسیفون نسبت می دهند و چون آدولف ساکس آلمانی (سازنده ی ساکسیفون از روی ساز بادی قره نی ترک یا سرنای ایران و یا کرد )آن را به تنور و التو در اورد آن را سوپرانو ساکس می نامند که مهتاب با مقاله ای تحقیقی در فرانسه آن را رد کرد  و سوپرانو را از قره نی ترک جدا و به سرنا نسبت داد به علت توضیحات علمی و کارشناسی او دکتری افتخاری انجمن موسیقیدانان فرانسه پاریس به او اهدا شد و ایشان با این موجود ۲ دکتری دارندو

5_ پانته آ. که هنوز بخش ایشان چون کمی کار دارد و با یک وبلاگ دیگر که خود دکتر آن را می نویسد آدرسش را اعلام می کنیم. این دو وبلاگ با نویسندگی پانته آ از اولین دوستان پایگاه دکتر خلیل پور با ارد بزرگ و مواردی که...ایشان بسیار متین و دوست داشتنی هستند(من از اینکه نمتن این تایپ کنم از روی بوردلاپ خجالت می کشم مرا معذرت می خواهم.) و هنوز هم تا آخر با دکتر خواهند ماند و من شرمین کوچولو ترین دختر پایگاه هستم ۱۵ ساله و نقاش.پدرم رو می شناسید و نام فامیلیم رو با اجازه نمی گم. و از کودکی نزد پدرنقاشی و صراحی کار کردم و هنوز هیچ اثرطرح و یا سیاه و مداد و گواش و روغن و  در وبلاگ نیووردم.اما اینبار آثارم رو می آرم.و هنوز هیچ اثری رو به خواست پدر با رایانه خلق نکردم.

و ۳ وبلاگ دیگر که توضیح داده شد.

در حال حاضر وبلاگهایی که آدرسشان اعلام شده فعال هستند.این هفته هم وبلاگ فرانسه باز می شود که متعلق به خانم ملک است و اگر اجازه دادند از آن در پایگاه خود استفاده کنیم.

همینطور وبلاگ اتالی هم متعاق به خانم ملک می باشد که از هفته آتی راه می افتد و آگر مدیر این دو وبلاگ فرانسه و ایتالی زبان خانم  ملک اجازه دهند ما از این وبلاگها در پایگاه استفاده می کنیم.

یک وبلاگ تخصصی کاریکاتور هم در هفته ی بعد به ما ملحق می شود که به صورت آزاد کار می ند اما اثاری که از آنها در وب کارتون ما نشان داده می شود با تائید مدیریت دکتر خلیل پور است که اولین کاریکاتور را از  استاد ارد شرکا در این وب کارتون می گذارند و دوستان کارتونیست ما فرانسوی هستند و با متون و نامه ها و همه ی مواردی که اینجا داشتیم اشنا هستند چند اثر استاد را دیده اند و همچنین مات مانده اند و هم چندیدن عکس از استاد را نشانشان دادیم برای کشیدن این کاریکاتور اثر کارتونیستهای فرانسوی.

هفته ی آتی با نام استاد بزرگ ارد شرکا آغز می شود و این هفته را به نام ایشان نامگذاری کرده ایم.ما برای پایگاه هنری وبهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور ۸ لاگ این هفته ها را نامگذاری می کنیم.این ربطی به تقویم ملی ندارد.تقویم پایگاه هنری ما به گونه ی دیگریست و هفته ی بعد از آن به نام استاد ممیز نامگذاری شده است. مطالب این هفته هر وبلاگ گروه پستی در مورد استاد از مقاله تحلیل عدل آثار شخصیت وو می پردازد.

هنوز هم آن مطالب خیلی مهم رذا در موردی که با جواب به چند سوال سرورم مهری بلوری خواستم بدهم انجام نشد و من همچنان منتظرم. کاش بشود تا فردا....

من دکتر خلیل پور به همراه : پانی - صبا - مهتاب علی (شیدا) - شرمین - استاد دکتر صدر و اعضای کارتونیست فراس در خدمت هنر و هنرمند راستین.

I love you orod        I Love You Orod    I  Love You Orod

+ ستاره کدام آسمان  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 21:24  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
اول خبری مبنی بر آگاهی دوستان از این وبلاگهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور  را خدمت سروران عرض کنم تا ...خودتان بخوانید بهتر است تا متوجه شوید و شایعاتی درست نشود.

دوستان عزیز و مخاطبان این وبلاگ و دیگر وبلاگهای زیر مجموعه و همگروه اینجا ایران است لطفا توجه فرمائید.

حتما در این یکی دو هفته شاهد خبر و یا خود وبلاگهائی بوده اید که علاوه بر عکس و نام نویسنده نام وبگروه دکتر خلیل پور هم در کنار آن بوده است .این وبلاگها برای جهاتی خاص نوشته می شوند و همه ی این وبلاگها تخصصی هستند که بیشتر به هنر می پردازند. این وبلاگها توسط دوستانی نوشته می شود که در تقسیم بندی وظایف در تخصص خود می نویسند و همه دوستان در رشته ای که تا مقاطع بالا در ان تحصیل کرده اند  می نویشسند.

بیشتر این عزیزان همراه دکتر خلیل پور هستند و بودند.یعنی یا  در کاج پادووا و یا پاریس با ایشان بوده اند و پایان نامه هابیشان را در این رشته هایی که پی اچ گرفته اند در لا به لای مطالب برای تحقیق و ادامه می نویسند.منظور از تحقیق ادامه برای اخذ نیست چرا که همه ی دوستان پی اچ را گرفته اند اما این خانم و دکترهای جوان در رشته ی هنر برای ادامه دادن تحقیق برای پیشرفت خودشان و هم بازگوی مواردی که آموخته اند و تخصص دارند و احتمالا شاید به درد دوستانی که در گرایشهای هنری فعالند مفید باشد می نویسند.منظور فاصله گرفتن از حواشی و در کنار نوشتار برای دوستان آموختن از دوستان دیگر و استفاده از تجربیات هنرمندان دیگر می باشد که به صورت منطقی و درست نوشته شود.و ایمکه دوستان ما با اساتید ایرانی هنر هم بیشتر آشنا شوند.برای نمونه وبلاگ کوچه شلوغ است نوشته مهتاب و دکتر خلیل پور و آخرین پست آن که خانم مهتاب در این پست مطالبی را نوشتند که خواندنش خالی از لطف نیست و ایشان در بدو ورور مثل همیشه کمی شوخی نگاری کردند که من معذرت می خواهم و البته قرار بود ایشان یک هفته ننویسند که به مناسبتی ایشان را مدیریت بخشید(برای اینکه همه هر کجا که هستند چون در یک محیط ایرانی و زیر نظر بلاگفا و میزبانی آقای شیرازی می نویسند باید قوانین مندرج در این میزبانی را رعایت و تابع قوانین ایران باشند و شوخی هایشان را برای دوستانشان نگه دارند و با اساتید شوخی نکننند که خدای ناکرده موردی پیش نیاید که به واسطه ی آن اساتید ناراحت شوند و یا بدون اینکه تمایلی داشته باشند با نوشتن یک جمله شایعا تی به وجود اید) و اما مناسبت وخبر:

این وبلاگها همگی تحت مدیریت و میزبانی بلاگفا هستند و چنانکه هر وبلاگی دیگر که نام بلاگفا را در آدرس دارند در مدیریت اول میزبان آقای شیرازی و سرور بلاگفا هستند.با توضیحاتی که آقای شیرازی در  زمینه ی فیلتر شدن وبلاگهای بلگفا در خبر امروز و دیروز بلاگفا داده اند شایعه و خشم دوستانی مثل همه ی ما که برای پست نوشته ها باید چند بار آنها را کپی کنیم و بفرستیم فروکش کرده و ایشان و بلاگفا به طور شفاف بیان نمودند که مدتی است بلاگفا فیلتر می شود به خصوص برای آنهائی که از دورها خارج از مرز و یا شهرستانها بیشتر است یعنی فصله های دورتر هم در دریافت وبلاگه و هم در پیوست و پیوند و پست مشکل بیشتری دارند و عجیب تر این است که خود ایشان هم گفته اند حتی نوشته دیتا مبنی بر فیلتر نمی آید و همینطور هر جور که بخواهند مرورگرهای روبوت عنکبوتی آنها مثل گوگل که به کلمه حساس است با کلمه ای حساس می شود و بدون تحقیق فیلتر.اما دیتا حتی نمی نویسد که فیلتر شده و اقای شیرازی گفته اند که این اصلا نمی تواند یک حادثه و یا اشتباه باشد و صد در صد دیتا آنها را می بندد و با گاهی باز کردن و گاهی بستن و اذیت کردن می خواهند خود را مبری کنند.

اما خبر مهم دیگر در مورد وبلاگهای تخصصی هنری  تحت مدیریت دکتر خلیل پو هستند که مواردی را به عرض می رسانیم.

مدیریت این وبلاگها وبلاگ اینجا ایران است یعنی همین وب می باشد که این وب هم به مدیریت دکتر خلیل پور مدیریت وبلاگهای مذکور را نیز با قوانینی که وضع شده توسط دکتر در مورد رعایت مصالح هنرمندان و هم نوشتن مطالب خوب و کارساز و هدر ندادن وقت و انرژی و محیط سرور و تابع قوانین سرور و ایران بودن است.

با خبر رسانی دوستان در چند روز گذشته چند وبلاگ به ۵ وبلاگ تخصصی هنری ماکه از چند روز دیگر به ۷ وبلاگ می رسد  و یک وبلاگ دیگر مختص استاد ارد و بخشهای مختلف آثار و متون نوشته شده در وب مشترک اصلی ایشان به زبانهای فرانسه و ایتالی و انگلیس است که همزمان در وبلاگ هواداران و یا خبرگزاری یا هر محیطی که مدیریت محترم خانم ملک بفرمایند در این یک وبلاگ در محیط بلاگفا تحت مدیریت خلیل پور هم نوشته می شود.

چند وبلاگ هم خود را با اضافه کردن ننام تحت مدیریت دکتر در میهن بلاگ و پرشین و چند محیط دیده شدند که با شکایت مورد پی گیری شد و با عذز خواهی و اینکه آنها اعلام کردند می خواستند اول نام وبلاگ ارد بزرگ را یدک بکشند تا وبلاگشان پر بیننده و پر مخاطب باشد .اما از آنجا که وبلاگهای ارد یزرگ در محیطهای دیگری و در کشور های زیادی نوشته می شود آنها زود لو می رفتند بنابر این قصد رسوخ و یدک کشیدن نام نویسندگان را داشتند که با به وجود آمدن وبگروهی ما که قرار بود به نام  ۷ هنر + اردهنر به ۸لاگ معرفی شودو درحالی که همه نام خودشان را دارند و نام گروهی وبلاگها ۸لاگ خواهد شد انه این نام را یعنی نام وب خود را +تحت مدیریت خلیل پور نوشته بودند که با عذر خواهی ایشان را بخشیدم و تهدی گرفتم که دگر...

برای روشن شدن و اشتباه نشدن و گمراه نشدن دوستان وبها را تعریف کرده و لینک کرده و به علاوه ی لینک آدرس این وبلاگها یعنی وبلاگهای تحت مدیریت دکتر خلیل پور را اعلام می کنیم.همانطور که گفته شد این وبلاگها فعلا ۴ وبلاگ هستند و ۱ وبلاگ که هنوز کار دارد و ۳ وبلاگ می ماند که از این ۳ وبلاگ ۲ وبلاگ را چند روز آینده اعلام می کنم و یک وبلاگ که وبلاگ سمبل گروه ماست را به ۷لاگ به نشانه ی ۷ هنر اضافه می کنیم که علاوه بر وبلاگ تخصصی هنرهای تجسمی و هنرهای تعریف شده و وبلاگ تخصصی کارتوت کارکاتور وبلاگ سمبلیک ما ارد بزرگ به نشانه ی نه فقط هنر طنز بلکه به نشانه ی کل هنر و ذات هنر و عدل هنر و الگوی هنر و خود هنر می باشد.بخشهای فرانسه و ایتالی زبان وب هم  تا روزهای آتی در وبلاگ خانم ملک و وب سایتها و خبرگزاری ارد بزرگ اعلام می شود. و آدرس ان از طریق وبهای تحت مدیریت اینجا ایران است و خبر گزاری ارد بزرگ اعلام می شود. همچنین نام هنرمند هفته که هفته را با ننام او آغاز می کنیم و به آن هنرمند می پردازیم اعم از مقاله و آثار و معرفی. هم در این وبلاگها و هم در خبرگزاری اعلام می شود.

بهترین روش برای دریافت اخبار خبر گزاری ارد بزرگ است که شما با رجوع به آن می توانید به غیر از خبر های مربوط به ارد بزرگ و موارد گفته شده به هر چیزی که بخواهید البته در زمینه ی هنری فرهنگی در خبرگذاری بیابید و بسیار مفید خواهد بود برای دانشجویان و هنرجویان عزیز و همینطور هنر دوستان عزیز و همه .

هر هفته با یک هنرمند سوالی طرح می شود که شما با پاسخ به آن سوال در قزعه کشی هفته شرکت خواهید کرد و پاسخهای درست را جدا و پس از قرعه کشی به یک تا ۵ نفر جوایزی به رسم یادبود در حد وسعمان تقدیم خواهیم کرد که فقط جنبه ی یادآوری و سپاس داردوور نه شما عزیزان بسیار با ارزش تر از این حرفها هستید. همه ی اینها فقط پاسخی کوچک و سپاسی است به محبتهای دریائی شما.این وبلاگ و وبهای تحت مدیریتش به عشق و آگاهی دادن و هم آموختن می خواهد روابط فرهنگی درستی با مخاطبان خوب خود برگزار کند.ور نه این نه تبلیغ است برای وبلاگهای ما و نه هیچ جز سپاس.مدیریت ابنجا ایران است اعلام می دارد که در این رابطه هنوز با سایتها و وبلاگهای خانم ملک یعنی خبرگزاری ارد بزرگ و سایت هواداران و عاشقان ارد و هم سایتهای خارجی زبان استاد ارد مشورت نکرده است.

همه ی ما به عشق در اینجا می نویسیم.ورنه از انزمان که این حرکت و جریان شروع شد تا به حال هنوز ما سخنی مستقیم از ایشان نشنیدیم.نه قضاوتی کردند و نه حتی کمک خواستند که ما از ایشان کمک خواستیم برای بهتر دیدن و بهتر شناختن و سر به حاشیه نگذاشتن.همه ی دوستان و عزیزان یا دوست یا هنرمندی آشنا و یا از شاگردان دانشگاهی و یا همکاران  انشگاهی و عاشقان آثار ایشان هستند و همه نقل خاطرات است.خود ایشان هنوز در هیچ موردی حتی در روزهای فشار چیزی نگفتند و متانت مردانه ی این مرد بود که این بلوغ فرهنگی را موجب شد و به قول دکتر خلیل پور:(من که با دانشجویان و هنرجویان و تعدادی از نسلی سرو کار دارو و مبانی هنری را برابیشان بازگو می کنم چگونه دیدن را می خواهم به این عزیزان بیاموزم تا فردا خوب ببیننند چنان مجذوب متانت و عدل ایشان شدم که خود را قبل از اینکه نیازمودم نزد ایشان از این بعد دیگر چنین مسولیت سنگینی را نمی پذیرم.ایشان با اینهمه عدل چیزی نمی گویند و در روزهای فشار و تهین حتی کوتاهی نگفتند جز سخن از عشق به هنر و مردم و وطن و پاساگارد که سمبل وطن دوستی ایشان است پس من خلیل پور که باید فردا جواب دهم نزد وجدان خویش چگونه می توانم جوانانی را هنر آموخته کنم. و آموخته های خود را که حالا دیگر بر این فلسفه ها و نامها و مکاتب که خواندم شک دارم.شک دارم.شک دارم)       باقی پست بعد اعلام وبها

+ ستاره کدام آسمان  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 19:5  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
درود بر همه ی دوستان.من سکوت سهیل خلیل پور در این پست چند مطلب را به مخاطبان خوبم می گویم. بیلید از خوبها شروع کنیم و..البته همه خوب هستند.

برای خانم ملک:از لطف شما و روشن کردن فکر خاموش من با کامنت پر ارزشتان کمال تشکر را دارم.چنانکه می بینید دوستان عزیزی که نمونه ی آن خانم فرزانه که همیشه منتظر کامنت ایشان چون شما هستم از من رنجیدند و حق داشتند همه ی دوستانی که در دو یا سه پست آخر امیدشان را از من بریدند.فقط به هدایت و روشنگری شما دوست و همکار بزرگوار بود که حالا با همان جسارتی که دوستان را ناراحت کردم و جسارت بدی بود و این جسارت اما عمیق و درست و بدون شرمندگی است به همه ی ان دوستان می گویم من هنوز هم معتقدم که آزادی ایشان بهتر از دربند بودن است.

اما من به عمق ماجرا نگاه جرف نداشتم.نگاه بسته بود و آزادی خواهی برای این دو از روی هنردوستی و همانطور که گفتم به عنوان هنرمند با نام هنر با نام هنرمند عادل و فکور ارد بزرگ برای هنرمندی دیگر بود.

اما پشت این آزادیخواهی فکری نبود.تفکر دیروز من اشتباه بود و تفکری که به مدد تشریحات و هدایت درست سروران و خصوصا فکر کردن به مصاحبه ی ارد بزرگ به نتایجی رسیدم که حالا اگر شرمسار هم بودم با افتخار می گویم که من از انتقاد ترسی ندارم و انتقاد درست را می پذیرم و منطق را جایگزین احساس می کنم  و اگر اشتباهی در فکر و اندیشه ی دیروز من بود بدون خجالت می گویم که اشتباه فکر کردم و حالا به مدد تفکر هوشمند و هدایتی از روی مهرورزی که اگر نمی شدم بیشتر لطمه به خود و هم مخاطبم و هم خود مانا و مهرداد می زدم امروز با خواستن آزادی برای مانا و مهرداد به خاطر دربند نبودن کسی خواهش می کنم که همه ی کسانی که بسیار از این موضوع به ضاهر ساده اما به هر نحو بسیار بد لطمه خوردند و عذاب کشیدند و حتی کار..مرا ببخشید و اما هنوز هم خواستار آزادی ایشانم.

برای فرزانه ی خوب که همیشه منتظر کامنتهای شما هستم: بله شما درست می گوئید.متاسفید برای وبلاگ من.که تا دیروز درد دلهای نگفتنی اتان را به من گفتید و من از این همه خجل شدم.متاسفید برای تیره دیدن.برای سیاه نوشتن . و من اگر هم تا دیروز نمی دانستم عمق ماجرا تا کجا پیشرفته بود حالا با هدایت و توضیح دوستانم نه به طور صریح و محکوم کردن کسی بلکه فقط اشاره ای از روی خرد و اینکه من در جریانات همسایگان مرزی نبودم و سالها هم از این موارد و مصائب و مسائل دور بودم به اشاره ای به تحقیق پرداختم.و آن اشاره امروز می گوید من سهیل سکوت آلفرد دکتر خلیل پور و هر نامی که دارم اشتباه رفتم اشتباه فکر کردم و مثل خیلیها از گفتن اشتباه و اقرار آن اصلا باکی ندارم که اگر همینگونه پیش می رفتم و امروز اشتاباهاتم را نمی گفتم و طلب بخشش از همه ی داغ دیدگان و ...نمی کردم حالا چه می شد؟حالا .اقعا چه می شد.شاگردان و هنر جویان عزیز من.هیچ استادی را بت نکنید چنانکه زیاد مرا به لطف خود و عشق آزادی مطلق دانستید و بارها گفتم که من معلمم و استاد کسی است که با یک جریان فکری با همه ی مواردی که دارد راه را از بیراه به راحتی می شناسد که من نشناختم و شما اگر مرا بت می کردید امروز نقد نمی کردید بر فکر من.آفرین بر شما که از معلمتان این لوحه را آموختید که هیچ انسانی را بت نکنید و چه خوب هم آموختید.فرزانه ی عزیز من همانطور که گفتم  از شما  هم مانند هنرجویانم  عذر می خواهم. و حق را به شما می دهم فرمودید که مهرداد؟مانا؟ شما می دانید جرمشان چیست؟ و من به شما فرزانه ی عزیز می گویم  که نه من نمی دانستم. اما دیروز از احساس خواستار آزادی بودم برایشان و امروز از روی عقل و اما همان منطقی که من و شما خوب می دانیم که چیست و چه دردآور است برای هر دربند و اسیری که وابستگی خانه و خانواده را دارد.من این کاریکاتور را محکوم می کنم و برای مهرداد و مانا طلب آزادی می کنم.اینگونه که دیگر خجل نیستم.آزادیخواستن برای هر دربندی را شما از من که..هم بهتر می فهمید و درک می کنید که من از شما درسها آموختم آنچنان که از اساتیدم در این چند روز آموختم و با وجود ناراحت کردنشان اما هیچ یک حتی کوچک شرری نرفتند و نگفتند جز اشاره ای که راه را بیابم.و این عدل و خرد و درستی و بزرگی است.

برای جعفر معروفی دوست و استادم:استاد من. عذر مرا بپذیرید.من در این مدت بارها افکاری به ذهنم آمد که شاید کمی به من حق بدهید.من از شما بابت اینکه بزرگواریتان را در این جریان هم اثبات نمودید و زودتر به منه کم سر زدید کمال تشکر را دارم.شما برای من مثل سیامک عزیز و دیگر دوستان و بزرگواران نمونه ی کاملی از عدل و عدالت و درست اندیشی هستید.عذر و تشکر.

ارد بزرگ: فقط می توانم خواهش کنم مرا ببخشید .چرا که ندانسته قضاوت کردم و پستی نوشتم که حالا شرمسار آن هستم.

من از بابت آزادی خواستن برای مانا و مهرداد شرمنده نیستم.از اینکه چرا ندانسته قضاوت کردم و آزادی خواستن من از روی احساس بود و امروز از روی منطق شرمنده ام.افکار انسان گاهی چنان پریش می شود که نمی تواند کنترل کند.

در همین کوتاه که آمدم چیزهای عجیب زیاد دیدم و ندانستم که عجایب هم برای خود خیر و شر دارند.من درس شکاکیت نسبی و قشریگری و روشنفکری و شکستهایش را به  شاگردان و هنرجویانم می دادم بی آن که ... و خود در این خاک در کوتاه زمانی شکاک شدم و بی اعتماد.اما شما با علم و آن صبرتان نمونه ای از درسهای من هستید.شما سمبل حرفهایی هستید که من فقط آنها را بازگو می کنم.

رطب خورده منع رطب کی کند؟

و یک جواب مانده که می خواهم با اشاره به کامنتی در پستم به نام  مانا و مهرداد آزاد می شوند؟ اگر؟ همه عدلشان چون استاتدم ارد باشد.

در این پست کامنتی وجود دارد با نام مدیریت نشریه فرهنگ و هنر..شهرستان..

چندی پیش سرکار خانم مهری بلوری مصاحبه ای را خواستار شدند که پذیرفتم.متن همه ی مصاحبه های ان هفته به دلیل تحقیقی خانم بلوری که مقیم دیترویت هستند احتمالا یکی بوده و مربوط به هنرمندان و هنرجویان و اساتید هنر و بانیان هنر و همه ی کسانی که به نحوی با اداره ی فرهنگ و ارشاد رابطه دارند.که در ایران همه باید برای اثر و نشر آن هر هنری که باشد به اداره مذکور مراجعه کنند. این کامنت از طرف یکی از مسولین و بانیان فرهنگی یکی از شهرستانهاست که به دلایلی شخصی نام نمی برم.با توجه به این کامنت که از چند کامنت قبل شروع می شود و نتیجه ی گروه یا اولین گروه واقعی اپرا در ایران به مدت ۶ ماه تمرین هر روزه و ۵ ماه تمرین ۳ روز در هفته ی این گروه که همه از دانشجویان دختر و پسر رشته ی موسیقی بودند به آهنگسازی من و متن زیبای چند اپیزود از داستان شاهنامه بود. که من با تنظیم ان و ۷ کارشناس موسیقی و ۲ اپرا شناس واقعی که همه ی هنرمندان ایشان را می شناسند و به خواسته ی خودشان نام نمی برم  و گروه ۵۰ نفری ما و سالن در همان اداره فرهنگ شهرستان مذکور بود.جواب ایشان را که از من خواسته اند زودتر جواب بدهم که آیا اجرا می کنم یا نه را با توجه به نزدیک بودن سوالات خانم بلوری به این موضوع کع من خیلی شرمنده ی ایشان هستم از بابت اینکه کمی دیر شد و ..در پست بعدی مصاحبه ی مهری بلوری که خود هنرمند هستند و وطن دوست را با من و جوابی که در پست و کامنت هم هست بخوانید.

متشکرم. و باز هم ...

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:45  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
من آلفرد-سهیل از سو تفاهمی که بین من و دوستان عزیزم پیش آمد معذرت می خواهم و مشکل این است که گلایه ای را که آن هم زائییده ی سوتفاهمی دیگر بود را با اینکه همیشه توصیه می کنم که القاطی سخن نگوئید و ننویسید  خود اینبار به القاط  نوشتم. البته گلایه ی من و سو تفاهمی که پیش امد را هنوز حق به خود می دهم اما با روشنگریهای سرکار خانم ملک در این مورد به نتایج خوبی رسیدم. امیدوارم که استاد بزرگم ارد شرکا و دیگر دوستان و همکاران که افتخار داشتم با آنها همکاری کنم مرا ببخشند.اما نیش سخن من نیشی از بد کرداری نبود بلکه از ناراحتی عمده برای اینکه دوستان نامبرده به دلایلی که حالا با شرح مفصل آن توسط خانم ملک کاملا مردود شده و من باز هم شرمنده ایشان و همه شدم خصوصا استاد ارد.اما من آزادی مانا و مهرداد را خواستارم و از استاد ارد خواستار کمک و پیشنهاد در این مورد شدم چون هنوز در سایت و یا وبلاگی دفاع از مانا و مهرداد را ندیدم که با کمک بتوانیم گامی برای این دو برداریم.هرچند که اشتباه کرده باشند و دیدیم که مانا بارها عذر خواست و..اما بلوائی که پان ترکها و ...استاد ارد خود از همان اول تدبیر درست اتخاذ نمودند که اندکی می دانستم اما حالا با توضیحات خانم ملک آگاه شدم.از همه نامبردگان در پست گله گذاری من که با القاط شدن با موضوع مانا و مهرداد حالت بدی در سخن و نوشتار به خود گرفت و مرا حالا شرمنده ی شتابزدگی ام کرد عذر می خواهم و می گویم که در مورد مانا و مهرداد از شما کمک می خواهم که شما خود کمک بزرگی هستید و از دوستان جوان و آگاه. و اعلام می کنم من هیچگاه نگفتم از قافله ی ارد نیستممن گله ام چیز دیگر بود.

دوستانی که مایلند ادامه این مطلب بلند را در اینجا بخوانند یعنی وبلاگ صبا که دوست خوب من است و وبلاگش به مدیریت وبگروه من در آمده و خود نیز قلم شیوائی دارد.و اما مردی دیگر اینکه دوستانی که می خواهند خصوصی  با من حرف بزنند به غیر از ایمیل من در هر صفحه که ۳۰ پست دارد ۳ یا ۴ پست با نظر بعد از تائید می گذارم که  در آنجا منتظر نظر یکی از دوستان همیشه هستم و می داند که همیشه منتظر نظر اویم در هر پست و یا  حرف و درد دل .به هر حال در این پستها شما نظرتان اگر بخواهید نمایش داده می شود و اگر اجازه ندهید پس از خواندن حذف می گردد.به طور مثال در این پست و در ۳ پست دیگر در همین صفحه.در ضمن باقی این پست را در همانجا کلیک کنید تا وبلاگ باز شود و ادامه مطلب را بخوانید.

با تشکر از همه و عذر مجدد از یاران و اساتید و دوستان و به امید آزادی هر چه زودتر مانا و مهرداد و همه ی دربندها.    دکتر سهیل خلیل پور(آلفرد فرانچسکووی)

+ ستاره کدام آسمان  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 10:33  توسط دکتر آلفردو طبری"سهیل" | 
دوستان من مثل هر دفعه که از آزادی یک هنرمند و یا نقد کارهای بعضی از سازمانها و یا مقالاتی که به ایشان کام را بد کند دچار مشکل شدم.هک کردن فقط اینی که شما می شناسید نیست بلکه هکرها دسته بندی شده اند.مثل هکر واکر.مثل ویروسها که دسته بندی می شن.اسب تروی بلاستر و..این نوع هک مثل تروجان جاسوسی می کنه و با روبوت عنکبوتی مرورگرش که به کلمه حساسه در چند صدم ثانیه تجزیه تحلیل دادن اطلاعات از نوشته ها البته نه در مدیریت بلکه در خود وبلاگ و یا دست در پستها و نظرات بردن.حالا مثل دفعات قبل باز هم دچار مشکل جدیدی شدم که نمی شه نظر داد.البته شاید دوستان اشتباه کردند.اما اگه شما هم نتونستید به آدرس وبلاگ زیر رجوع کنید.در ضمن ۴ پست آخر منو حتما بخونید. خوب مدیریت هم با اینکه ما به وعده ها و امضا اول کار عمل کردیم مثل همیشه جوابی نداره برای تعهدی که در حفظ حریم شخصی داده. شاید...یاد پرشین بلاگ و پرشینلوگ به خیر که من از فرانسه و ایتالی اونجا مطلب می نوشتم و با کوچکترین موردی مدیریت همه ی کارها رو درست می کرد و واقعا در کامنت و ای میل جواب می داد.

اگر موفق به گذاشتن نظر در این وبلگ نشدیداینجا را کلیک کنید و نظرات رو در این وب بگذارید این وبلاگ با نام صبا و کمک صبا به من با آدرس اینترنتی زیر که شاید عنوانش عوض بشه مثل همین وب در مواقع ضروری جای امن منه می تونید هم به این وب و هم به وبلاگ صبا سر بزنید.

و آدرس http://mansaba.blogfa.com به نام من دکتر آلفرد(سهیل)سکوت در خدمت شماست.        با تشکر از صبا و همه ی شما در دفاع از هنر و هنرمند.به امید روزی که هیچ دربندی رو چه هنرمند و چه سیاسی و غیره نبینیم.جرم یک پدیه ی اجتماعی روایت می شه اما به نظر من جرم در ایران تعریف نداره که بشه اصلا گفت کی مجرمه و کی نیست

+ ستاره کدام آسمان  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 3:13  توسط دکتر آلفردو طبری"سهیل" | 
من قرار بود که برای ۲ تن از دوستان خوبم که محبت کردند و به وبلاگ ما آمدند تشکر می کنم.ازحامد عزیز و همینطور از سیامک و کولیکا با وب دستم به خورشید نمی رسد که نظر حقیر را در وبلاگ خود قرار

دادند.من هم می خواستم امروز این کار را انجام دهم. اما باید وبلاگم را به اعتراض و اعتصاب بنشانم.از دوستان و همه وبهایی که امروز سر زدم و نظر دادم برای بد قولی خصوصا دستم به آسمان نمی رسد و حامد معذرت می خواهم. اول اینکه سالگرد استاد بزرگ احمد شاملو نزدیک است و من خواه نا خواه طبق ارادتی که به استاد دارم همان قطعه شعر را که در نظر وب دستم به.. گذاشتم و ایشان مرا شزمنده کردند و کل مطلب را که ۳ پست نظر بود در وب گذاشتند و من هم..اما.. باید این قطعه را فقط بنویسم و بعد کل همان مطلب عزیزان را.

اما باز هم یک موضوع که تازگی ندارد و من نمی توانم راحت بنشینم و کاری نکنم.

استاد بزگ خدای کاریکاتور ایران و جهان استاد خوبم که درسها از وی آموختم را عده ای سازمان یافته و معلوم اتحال به صورت گروهی هک کردند و وب سایت ایشان را که مدتی تعطیل بود با همین عنوان یعنی ایتاد بزرگ ارد شرکا خدای کاریکاتور و یگانه کاریکاتوریست برتر جهان باز نمودند و با گذاشتن لینکهای مستهجن چهره مردمی و جهانی استاد را چند روزی است که تخریب و تزوز شخصیتی کردند.اتبته اهل هنر و ادب و همینطور عده ای آگاه موضوع را فهمیدند.من که همراه با خنده از این کار که شاید چند روزی مردم عامی را فریب دهد اشک می ریختم و دلم برای همه هنرمندان و ادیبان و اساتید و حتی ره پویانی چو خود دلم سوخت.آخر با چه زبانی بگوییم باور کنید ما از هنر نان نمی خوریم و به عشق عمر را در این راه و با این الگوها پیمودیم. هنرمند آخر در این مملکت چه کند.کاری به ستارگان و چهرهای .. ندارم.

اما وقتی دیدم خونم به جوش آ«د و سریعا به وب بزرگ هنرمندان رفتم و بیانیه و امظائ خود را ثبت کردم.با وجود تهدیدهای فراوان این گروه مبنی بر هک کردن وبلاگ و آی دی و ای میل و حتی سیستم و تخریب آن با وجود اینکه برای انجام کارهای شخصی مستند و یا.. برای میکس و تنظیم  و ضبط خانگی صدا یک سیستم نو جمع کردم که با وجود خرید قطعه از دبی و بستن آن توسط خودم ۱۶۰۰۰۰۰۰ پرداختم هزاران رایانه را و جان را ارزشی نمیبینم در مقابل دفاع از یک هنرمند مظلوم و یگانه.محل امضائ و بیانیه ها را ببینید تا بفهمید.اگر رفتید از ۱۰۰ درصد امضائ کنندگان۹۰ درصد  از بلاگفا هستند.

از مدیریت بلاگفا تقاضاذ می کنم چاره ای بیاندیشند تا وبها و سیستم دوستان به راحتی هک نشوند.

 از اینرو پس از امضا این وب را به نشان اعتراض تا چند روز میبندم  فقط برای روشنگری سری می زنم و

دیگر : بدرود

(استاد با تو خواهیم ماند. تا آخر)  سکوت.

+ ستاره کدام آسمان  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 4:8  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
 
نبض اخبار جهان در خبرگزاری اردبزگ است

 

             به زودی لینک خبرگزاری و خبرنامه ی ارد بزرگ در این وبلاگ                    

    یارانی که بیش ۲۶۰ امضانشانه ی انتخاب هنرمند برترایران بوده به آدرس ایمیل    

    که داده اند تیتر اخبار برایشان می رسد و آنها که میل ندادند با گذاشتن آدرس     

     ایمیل خود می توانند اخبار روزایران و جهان را درمیل بوکس خود تیتر را ببینند      

     این خبرنامه جهانی است و خبرگزاری ارد بزرگ را از روزهای بعد با لینک ببینید    



خبر نامه ی ارد بزرگ درهمه ی بلاگهای ۸لوگ لینک می شود خبرهای سینمائی      

 سیاسی اقتصادی هنری ورزشی و مصاحبه با بزرگان ایران و جهان همه با یک لینک

                                  خبر گزاری ارد بزرگ                                                   
Gray view 
           

+ ستاره کدام آسمان  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 10:11  توسط آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts | 
 
اولین آسمان این شب
کبوتر نامه بر
ستاره های قبلی
درباره آسمان شب من
اینجا-ایران - است و خانه ی 8لوگ و مدیریت.و خانه 8لوگ با اعضای قبلی هنوزفعال است .این وبگروه به سردبیری و مدیریت من و با مسولیت من به شکستهای روشنفکری ایران و جهان و همچنین در زمینه ی ادبیات ایران فرانسه ایتالیا افغانستان روسیه آمریکن به طور تخصصی و ادبیات جهان از جمله ترکیش و آفریقا و تثبیت ژانرهای مختلف هنری در هر شاخه ای به صورت گروهی و ترجمه متون و مقاله های خود در نشریات معتبر اروپا و کالج های پادووا و پاریس و به صورت گروهی به عکاسی فتوبلاگ و تحلیل سیاسی و معرفی بزرگان ادبیات جهان می پردازم.درضمن غیر از گروه وبگروه اینجا ایران است 8 وبلاگ دیگر هم با نام 8لوگ پایگاه هنری در اینجا مدیریت می شود که هر وب تخصصی روی یک موضوع هنری کارمی کنندو بیشترشان از دوستان کالج ایتالی یا فرانسه هستند که همه مدرک دکتری گرایش خود را گرفته اند.به زودی سایت 8لوگ هم راه اندازی می شودکه 8لوگی های نویسنده که بیشتر خارج از مرز هستند در سروری خصوصی توان دسترسی به مدیریت را داشته باشند.غیر از آن سمبل 8لوگ استاد بزرگ "ارد شرکا" هم با مدیریت خانم ملک بر همه ی وبهای استاد که 8لوگ هم همه کوچک قدمی برای استاد است تا خود ما نیازهامان را بر اورده سازیم و معنی هنر واقعی را دریابیم و وبهای استاد و خبرگزاری هم در آنجا سرور می شود اما فعالیتش در همه ی محیطهائی که حالا هم فعال است می ماند.با تشکر از همه ی دوستان .مدیریت خانه 8لوگ اینجا-ایران-است."دکترسهیل خلیل پور"
........................................... کلیه ی مقالات قدیمی این وب درآرشیو ثبت رسمی شده اند و شامل قانون کپی رایت فرانسه و ایتالی می شوند و بقیه ی مطالب این وب و همه ی وبهای 8 از اشعار ترانه و کلیه ی موضوعات بادرج درخبرگزاری اردبزرگ توسط خانم ملک ثبت شده اند و استفاده کل و یا قسمتی ازنوشته ها بدون اجازه یمدیریت و ذکر نکردن منبع و ماخذ پی گردقانونی خواهدداشت.

هم آغوشی ما هم اندیشی ما
دکترآلفردو "طبری"از ماندگان احسان و عزت وفریده و امیر و ناتالی و آلکسی.
وبلاگ رسمی شهید اکبر محمدی"نویسندگان: آرش و آرش و آرش و آرش ...شواتیر
سایت امیرعباس فخرآور"سیاوش"درصورت فیلترینگ این را باز کنید.
کمپین ازادی"کارزار ازادی"برای کیانوش سنجری
شیمائی دیگر"شاهدعینی"جهان امروز ازنداشتن داروئی به نام پرهیزواخلاق رنج می برد.
تسخیرناپذیران"از جنبش یاران" و"هم اندیش" آمینه
منصور اوسانلو را در هنگام بند بودن در اوین....
بلوگ دکترالفردو طبری در 360
عمادالدین باغی.
لاله ی سرخ کوی دانشگاه.شهید عزت ابراهیم نژاد
نازنین افشین جم"بانوی شایسته 2005 کانادا و2006 جهان"
سونیا"آزادی یاد گرفتنی است"از هم اندیشان و دوستان یاران دبستانی
دانشجویان دانشگاه تهران مرکز.
سایت امیر عباس فخراور." هم آغوش هم اندیش .دوست.
جنبش آزادی ایرانیان - جنبش 3 -جنبش نوین کارگران ایرانی برای ازادی
جنبش آزادی ایرانیان 2."یاران دبستانی"
وبلاگ جنبش آزادی ایرانیان/
هم آغوش هم اندیش:فرحناز"دبیرجنبش یاران دبستانی"
پسر گستاخ"امیرعباس فخرآور"سیاوش.هم آغوش هم اندیش
ویکتوریا"از جنبش یاران دبستانی"آزاد.زن وقیح نیست/سانسوروقیح است.
هم اغوش "هومت" سیاسی
مرجع خانه 8لوگ و سمبل ارد بزرگ است
پایگاه تخصصی هنری 8لوگ هنوز کامل نیست
8لوگ" خانه" مدیریت:دکتر سهیل خلیل پور"آلفردو فرانچسکووی"طبری
8لوگ" نسیم - درخانه ی هنر بدون او همه لنگ است.
8لوگ "ارد-عدالت-هنر"
8لوگ"دکتر پانته آ. ترجمه.متون فرانسه ایتالی
8لوگ "شرمین نقاش گراف وی -تا
8لوگ "من دیگه بچه نمی شم"دکترصبا -ر
8لوگ"کوچه شلوغ است"دکترمهتاب راسخی
8لوگ علی میر شمس (شیدا)
8لوگ"دکتر شمیم راسخی
سبد هم آغوشی و هم اندیشی قبل
شبهای گذشته سبدهای گذشته
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
آرشیو موضوعی
آسیب شناسی ادبیات در ایران و شکستهای روشنفکری
معرفی اساتید و نظریه پردازان بزرگ ایران
ترجمه و متون سکوت در مطبوعات و همکارانش همراه با ع
فتو بلاگ استاد حنائی 30 سال عکاسی و آرشیو شخصی
معرفی آثار سکوت و دیگر هنرمندان و همکاران این وب.
اعتصاب-اعتراض -تحصن:اهانت به استاد ارد شرکا را ...
هم اندیشان هم آغوشان
آلفردو(دکتر سهیل خلیل پور)ph-dram arts
دکتر آلفردو طبری"سهیل"
شرمین
کلنجار
حنائی(عکاس رسانه)
علیخوانی(دبیر سرویس شعر)
دکتر محمد صدر(تاریخ ادبیات)
پانته آ(ادبیات فرانسه و مترجم)
هم آغوشان
حضور خلوت انس"استادعباس معروفی روزنوشتها"
ضد سانسور(نگاه انتقادی شکرالهی به فرهنگ و هنر)
100 هنرمندو صفحه مشترک حمایت از ارد شرکا بزرگ"مدیریت خانم ملک "مرجع خانه ی 8لوگ
اعتیاد ویرانگر -ازدواج موفق"آرمان.نسرین ابراهیم زاده"
فرزند نیچه"استادجعفر معروفی"بسیارعزیز
سایت مسعود بهنود(من سکوت: از بهنود تا معنی)
با گنجی تا رهائی. ازادی برای اکبر گنجی
شیرین عبادی-یک ساعت با برنده نوبل صلح-با سکوت
بنیاد گلشیری"همیشه جاویدان"
امیرهمدانی"جاودانه ها"فرزندایران .سخنان بزرگان.
ترمینال آثاری که به طور کلی حق چاپ در ایران را ندارند
مهری بلوری خبرنگار مقیم امریکا-دیترویت.
درنا لرستانی"فقط جاوا"
خداوندگاران هنر"پروانه رضایی"مرجع بزرگ 100 وب
کاوه گلستان سایت ایرانی و انگلیس زبان
ماداگاسکار"سعیدیوس"نامی آشنا در بلاگفرهنگ
زن نوشت"پرستو دوکو..."فیلتر"نورخلاصه روزنه می یابد.
کامیارمستوفی"استاد خوبم"نویسنده و خبرگزاری اردبزرگ در سوئد و استرالیا
ناتور از خوابگرد(پدرام رضائی زاده و آثار زندگی خلوت)
بانک لینکهای وبلاگ"لینکی"لیلی جم
دکتر عبدالکریم سروش(سایت فارسی و انگلیسی)
نیک آهنگ کوثر(یادداشتهای نیک اهنگ کوثر)
فرانسوی زبان"النا جوجودر پاریس"
حرفهای در گوشی"اشعار زیبای دکترافسانه .."
مهر انگیز کار- من سکوت برلین و آنجا فاجعه بود.
مریوان "سیاسی -اجتماعی -فرهنگی- خبری"
آنتی بویز "بدون شرح" شیما
حقیقت "حقیقت" محمد رضا بلبل پور.
NGO انجمن حمایت ازحقوق کودکان بی سرپرست.
خبرنگاران بدون مرز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

عبور_تکرار غمگین آدمهاست.

آلفردو.سهیل

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic